۵ (۱۰۰%) ۱ vote

دکتر فاستوس – Doctor Faustus

نویسنده: کریستوفر مارلو – Christopher Marlowe

ژانر: تراژدی

تاریخ نخستین اجرا: ۱۵۹۲

نقد نمایشنامه دکتر فاستوس

نقد نمایشنامه دکتر فاستوس

یکی از مهم ترین مضمون های دکتر فاستوس، مساله کشمکش میان خیر و شر، هم در دنیا و هم در درون انسان است. از این نظر مارلو زمینه ساز نوع تازه ای از آثار مذهبی می شود، کارهایی که به مسائلی همچون اخلاقیات و رنج می پردازند. در این نمایشنامه، اغلب اوقات دکتر فاستوس را دو فرشته همراهی می کنند، یک فرشته خیر و یک فرشته شر. هر دو فرشته در طول داستان سعی می کنند راهنمایی های خود را به او عرضه کنند. از این نظر فرشته شر همیشه قدرت تاثیرگذاری  بالاتری دارد. این دو فرشته نشان دهنده نبرد درونی هستند که در روح و روان خود فاستوس در جریان است. او از یک سو عطشی سیری ناپذیر نسبت به دانش و قدرت برتر  دارد، و از سوی دیگر از این مساله هم آگاه است که گذشتن از لذت های روحانی و دست یافتن به شادی های زودگذر فانی، کاری اشتباه است. 

بر خلاف این تصور عمومی که خیر همیشه پیروز این نبرد است، در نمایشنامه مارلو این شر است که دست بالا را دارد. بنا به خواسته و فرمان فاستوس، افراد بی گناه و مذهبی شکنجه می شوند. او همراه با اهریمن کارهای زیادی انجام می دهد و حتی شخصا؛ هفت گناه کبیره را مرتکب می شود. بنابراین از همان ابتدای نمایشنامه، فاستوس محکوم به نابودی به نظر می رسد. او اگرچه گاهی اوقات از کرده های خود پشیمان می شود، اما خیلی سریع تفکرات الهی را کنار گذشته و دوباره به سمت اهریمن برمی گردد. مارلو می خواهد به مخاطبان خود بگوید اگرچه دعا و توبه راه های رسیدن به بهشت هستند، اما گذشتن از عناصری همچون گناه و لذت دنیوی و نادیده گرفتن وسوسه های آن ها کار راحتی نیست. 

در اختیار گرفتن روح فاستوس برای لوسیفر اهمیت خاصی دارد، چرا که فاستوس زمانی فردی نیک کردار و مذهبی بوده است. فاستوس حتی در آخرین لحظات حضور خود بر روی زمین، خود را بابت سوزاندن عمدی کتاب های مقدس و تقبیح خداوند لعن و نفرین می کند. مارلو از طریق دکتر فاستوس به خواننده نشان می دهد که در این دنیای فانی، هرچیزی شبیه یک شمشیر دو لبه عمل می کند. فاستوس در طی تلاش پایان ناپذیر خود برای دستیابی به دانش نشان می دهد که اگر هدف از کسب دانش رسیدن به اهدافی نامقدس باشد، حتی یک زندگی عالمانه هم ممکن است در دام اهریمن گرفتار شود. شکست خفت بار دکتر فاستوس در برابر نیروهای اهریمنی پیامی آشکار برای خواننده دارد، در هیچ کاری نباید مسیر افراط را در پیش گرفت.

مضمون دوم نمایشنامه دکتر فاستوس، طمع است. همچون دیگر قهرمانان مارلو، فاستوس هم اسیر طمع و جاه طلبی خود می شود. در این نمایشنامه دکتر به دنبال ارضاء عطش خود برای کسب دانش و قدرت است. قهرمانان مارلو مسئولیت های خود نسبت به خدا و هم نوعان خود را فراموش می کنند. آن ها سعی می کنند با جاه طلبی های جنون آمیز، ضعف های شخصیتی خود را بپوشانند. فاستوس زمانی که دست به انجام هفت گناه کبیره می زند، متوجه این مساله نمی شود که بابت تک تک آن ها به ویژه حرص و حسادت، گناه کار است. مارلو فرآیند تبدیل شدن یک روح نیکوکار به یک روح اهریمنی را پیش چشم خواننده می گذارد. فاستوس اگرچه اغلب اوقات در میان سران دولتی، زنان زیبا و بدخواهان متملق قرار دارد، اما هیچ وقت به شادی حقیقی نمی رسد. او سعی می کند با خوش گذرانی و عیاشی این ناآرامی خود را از میان بردارد، ولی فایده ای ندارد. چیزی که فاستوس متوجه نمی شود این است که او به دنبال شادی و رستگاری است و نه ثروت و نابودی. فاستوس در میان طمع و ناامیدی غلط می زند و در نهایت با مرگی فلاکت بار مواجه می شود. 

سومین موتیف مهم این نمایشنامه، رستگاری از طریق دعا است. دکتر فاستوس نمونه بارز  مصیبتی است که ممکن است گریبان گیر یک فرد متمرد شود، از سوی دیگر، شخصیت پیرمرد نمایشنامه نشان دهنده وضعیت یک فرد مسیحی واقعی است. پیرمرد از فاستوس می خواهد که توبه کرده و عذاب هایی که شیطان ممکن است به خاطر چنین کاری بر او نازل کند را نادیده بگیرد. او تا پایان، باور خود را حفظ می کند. پیرمرد به قدری روح بزرگی دارد که حتی مفیستوفل هم از آزار دادن او هراس دارد. 

چهارمین مضمون دکتر فاستوس، قهرمان تراژیک است. فاستوس علی رغم روح نامقدسش معمولا مورد دلسوزی و شفقت مخاطب قرار می گیرد. قهرمان تراژیک شخصیتی است که حتی با وجود اعمال و اقدامات متضادش، مخاطبان با آن همذات پنداری می کنند. در این نمایشنامه فاستوس را به سختی می توان نماینده بشر در نظر گرفت، این شخصیت تنها با هدف نمایش اهریمن در دنیا به کار رفته است. او نشان دهنده غرور، لذت، ندامت و شک است. در طول نمایشنامه، فاستوس بارها بزدلی و جهالت خود در برابر شیطان را به نمایش می گذارد. به این ترتیب، موهبتی که فاستوس از آن بهره مند است و مخاطب آن را درک می کند، شخصیت قابل درک اوست. اگرچه دکتر خودش اهمیتی به انسانیت نمی دهد، اما مخاطبان زیادی تلاش های او برای دستیابی به قدرت، دانش و هرزه گری را درک می کنند. متاسفانه جنبه انسانی دکتر فاستوس آن قدر قوی نیست که او را وادار به توبه کند و از اعماق جهنم بیرون بکشد. 

منبع: novelguide

دیدگاهی بنویسید

avatar