به این نقد امتیاز بدهید

خالکوبی رز – The Rose Tattoo

نویسنده: تنسی ویلیامز – Tennessee Williams

سال: ۱۹۵۰

نقد نمایشنامه خالکوبی رز

نقد نمایشنامه خالکوبی رز

نمایشنامه خالکوبی رز حول محوریت شخصیتی به نام سرافینا دلا رز می‌گردد. سرافینا خیاطی سیسیلی است که با دخترش در روستای کوچکی زندگی می‌کند. همسرش رزاریو کامیون‌داری ایتالیایی است که خالکوبی گل رزی روی سینه‌اش دارد، در طول نمایشنامه به این خالکوبی رز به عنوان نمادی از عشق جسمانی اشاره می شود. سرافینا به شدت عاشق همسر خوش قیافه‌اش است. در آغاز نمایشنامه او برای فرزند دومش حامله است. وقتی که استل اوهنگارتن که زنی هرزه است به دیدار او می رود و دوخت بلوزی به رنگ رز برای معشوقش را به سرافینا می‌دهد. سرافینا هم این سفارش را قبول می‌کندبدون اینکه بداند ای زن معشوقه‌ی رزاریو همسر خودش است. بعدا خبر می‌رسد رزاریو که زیر بار موزهایش مواد مخدر قاچاق می‌کرده در درگیری با پلیس کشته شده است.

سرافینا عزای شدیدی می‌گیرد و خودش را در خانه حبس می کند و تا ماه‌ها سفارش دوخت لباس از کسی قبول نمی‌کند و نسبت به کار و زندگی‌ای بی‌تفاوت می‌شود. خاکستر شوهر مرده‌اش را در کوزه ای نگه می‌دارد و روز به روز بیشتر در غم و اندوهش غرق می‌شود. وقتی که فلورا و بسی دو زن افاده‌ای از سطح متوسط جامعه برای گرفتن سفارش بلوزشان می‌روند، سفارش هنوز آماده نشده است و نهایتا بگو مگو شکل می‌گیرد و سرافینا با بی‌ادبی جوابشان را می‌دهد،  فلورا هم در عوض شایعه‌ای که در مورد شوهر بی‌وفایش وجود داشته را برایش بازگو می‌کند، و از ارتباط شوهرش با استل را می‌گوید. سرافینا با شنیدن این خبر جا می‌خورد و بر افسردگی و اندوهش می‌افزاید.

نمایشنامه به زندگی خیاطی احساسی با علایقی زمینی می‌پر‌دازد که همسرش به تازگی کشته شده است. او خاکستر شوهرش را در کوزه‌ای نگه داشته  و در غم و فقدان شوهرش خود را در خانه حبس کرده است، شایعاتی که در مورد بی‌وفایی شوهرش هست را هم باور نمی‌کند. پس از سه سال بیوه بودن و نا‌امیدی و افسردگی، با راننده کامیون جوانی آشنا می‌شود که همچون شوهر فوت کرده‌اش خالکوبی رزی روی سینه‌اش دارد. سرافینا خرافاتی و مذهبی، یکی از شخصیت‌های سالم و قوی تنسی ویلیامز در نمایشنامه‌هایش است. برخالاف قهرمان‌های  دیگرش همچون استنلی در اتوبوسی به نام هوس، سرافینا فردی خوش قلب است که نسبت به نیازهای دیگران احساس همدردی دارد. سادگی محیطی روستایی او را رک و خشن بار آورده است اما بی‌رحم نیست. زنهای جامعه سیسیلی و ارتباط و صداقت کامیون‌دار جوان مانگیاکاوالوبا عناصری از شوخ طبعی همراه می‌شوند که معمولا در کارهای ویلیامز دیده نمی‌شود.

در پرده دوم چالشی ایجاد می‌شود؛ به صورتی اتفاقی کامیون‌دار جوانی به نام آلوارو مانگیاکاوالو در خانه‌شان را می‌زند، و سرافینا با دیدن شباهت‌های او به شوهر مرده‌اش جا می‌خورد. وقتی آلوارو به شکلی ناشیانه به او نزدیک می‌شود سرافینا او را رد می کند، سپس به او اجازه می‌دهد که شب را به خانه‌شان بازگردد. پرده سوم با صحنه‌ معاشقه مضحکی آغاز می شود که آلورارو خون گرم اما ناشیانه ظاهر می‌شود و مرتبا سرافینا که با تنش‌هایی درونی همراه است دفع می‌شود. وقتی آلوارو متوجه می‌شود که ممانعت‌های او به خاطر وفاداری اش نسبت به شوهر مرده اش است، با تلفنی ثابت می‌کند که رزاریو نسبت به او بی‌وفا بوده است. عذاب و تنش موجود به زودی به احساس و شوری تبدیل می‌شود و نهایتا سرافینا عشقش را به او بروز می‌دهد.

خالکوبی رز به چند نمونه از مضامین اصلی ویلیامز می‌پردازد، به ویژه اهمیت مسائل جنسی به عنوان کلیدی اصلی در ارتباط انسان‌ها را برجسته می‌کند و توانایی زنان در داشتن دیدی روشن‌تر از این واقعیت نسبت به مردان را نشان می‌دهد. سرافینا به روشنی نشانگر این موضوع است. با بارداری‌اش در آغاز نمایشنامه این مساله در همان آغاز پرده اول نشان داده می‌شود و همچنین بارها در مورد زندگی و ارتباط جنسی‌اش با رزاریو با افتخار صحبت می‌کند. در واقع هر وقت در مورد رزاریو صحبت می‌کند، صحبت‌هایش نشان از علاقه و گرایش جنسی سیری ناپذیر آن‌ها به همدیگر دارد. وقتی رزاریو کشته می‌شود و منشا این علاقه و وابستگی از بین می‌رود، سرافینا هم از نظر روحی و هم جسمی تخریب می‌شود و در هم می‌شکند. او کم کم به زنی شلخته و به همریخته با رفتارهایی عجیب تبدیل می‌شود. ارتباط او با رزاریو به حدی عمیق است که مقابل کلیسای کاتولیک می‌ایستد و خاکستر شوهرش را همچون مظهر ستایشی نگه می‌دارد و آن را با تندیس مریم مقدس مقایسه می‌کند. رزاریو به نوعی به خدایی برای او تبدیل می‌شود. سرافینا درباره اینکه چگونه رزاریو را در رویاهایش در آغوش می‌گیرد صحبت می‌کند، که همین رویا و خیال از هر چیزی مربوط به دنیای زندگان برایش با اهیمت‌تر و با ارزش‌تر است.

سرافینا همچنین می‌خواهد نیازهای جنسی دخترش رزا را کنترل کند، دخترش را عریان در خانه حبس می‌کند، لباس‌هایش را قایم می‌کند  تا نتواند از خانه بیرون برود و جک دوست پسرش را ببیند. این واقعیت که رزا در خانه عریان حبس می شود، این مساله را برجسته می‌کند که او در شرف ورود به دنیای خواست و آرزوهای جنسی بزرگسالان قرار دارد. سپس سرافینا جک را وادار می‌کند جلوی تندیس مریم زانو بزند و سوگند بخورد که به پاکی و عفت رزا احترام می‌گذارد.

منبع: Enotes

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar