به این نقد امتیاز بدهید

بوته آزمایش – The Crucible
نویسنده: آرتور میلر –  Arthur Miller
سال: ۱۹۵۳

نقد نمایشنامه بوته آزمایش

نقد نمایشنامه بوته آزمایش

داستان نمایشنامه بوته آزمایش در سال ۱۶۹۲ در شهر سیلم ایالت ماساچوست می گذرد. در آن زمان، سیلم پر از پیوریتن هایی بود که دنیا را به دو دسته خیر و شر تقسیم کرده بودند. از نظر آن ها، قدرت پلیدی واقعا در این دنیا وجود داشت و این نیرو، می توانست جامعه را به نابودی بکشاند. 

در آن زمان، روحانیون قدرت اصلی کشور را در دست داشتند، این یعنی رهبر واقعی جامعه خدا بود، خدایی که در اعمال و اقدامات مردان و زنان جامعه خود را متجلی می کرد. در عهد عتیق داستان های زیادی درباره این مساله وجود دارد که خدا چگونه از طریق پیامبرانی همچون موسی یا بقیه افرادی که تصور می شد با او در ارتباط هستند، مردم را رهبری می کرده است. 

این قاعده زمانی که به صورت عملی در جامعه پیاده می شد، مشکلات زیادی را به وجود می آورد. افراد اسیر قدرت می شدند و اصول و قواعد را فراموش می کردند. این یعنی قدرت خدا به روحانیون مسیحی می رسید و آن ها، قوانین را وضع می کردند. بسیاری از این قوانین مربوط به این مساله بودند که مسیحی بودن چه ویژگی هایی دارد و چگونه باید از خدا پیروی کرد. 

در این نمایشنامه با تکیه به باورهای پیوریتن ها،  آرتور میلر جنگل را آخرین پناهگاه شیطان معرفی می کند. در همین جنگل است که ابیگیل و بقیه دختران در حال رقص دیده می شوند و تصور می شود آن ها تحت کنترل شیطان هستند، آن هم در شهری همچون سیلم که توسط خدا اداره می شود. کل نمایشنامه درباره این تضادهای اخلاقی است که در آن زمان در سیلم وجود داشته است. میلر به بررسی این موضوع می پردازد که اعتقادات افراطی به چه صورتی دچار تحریف می شوند و افراد بیگناه را به قتل می رسانند. 

کل نمایشنامه بوته آزمایش (محاکمات جادوگران و دستگیری آن ها در قرن ۱۷ در سیلم) را می توان تمثیلی از تعصبات افراطی در دوران مک کارتیسم در نظر گرفت. از اواخر دهه ۱۹۴۰ تا اواخر دهه ۵۰، دولت آمریکا نسبت به تاثیر احتمالی کمونیسم شوروی بر روی شهروندان و نهادهای خود بسیار حساس شده بود. پلیس فدرال آمریکا به هزاران نفر تهمت انجام «فعالیت های غیرآمریکایی» می زد و بسیاری گروه های دیگر را تحت نظر داشت. زندگی شغلی و شخصی افرادی که مورد اتهام کمونیسم قرار می گرفتند نابود می شد. سردسته اصلی این فعالیت های ضدکمونیستی، سناتور جوزف مک کارتی بود. 

نکته تاسف آور این بود که اغلب اوقات مدرک کافی برای اثبات این اتهامات وجود نداشت. با این حال، اف بی آی و دیگر نهادهای دولتی به نظارت و اتهام زدن به مردم ادامه می دادند. این فعالیت ها مورد حمایت عامه مردم آمریکا قرار داشتند. با مطالعه نمایشنامه بوته آزمایش می توان به توازی هایی پی برد که میان مک کارتیسم و ماجراهای سیلم وجود دارد. 

فضای پر از سوءظن

همه افراد سیلم نگران هستند. آن ها نگرانند که آن چنان که باید، خوب به نظر نرسند. در دوران مک کارتیسم هم بسیاری از مردم آمریکا همیشه دچار این ترس بودند که افرادی با تفکرات چپ گرایانه به نظر بیایند. ترس از کمونیست به نظر آمدن در بسیاری از مردم آن زمان وجود داشت. 

اتهامات فراوان 

در طول مک کارتیسم، یک انگشت اتهام ساده می توانست تمام اعتبار و زندگی یک نفر را از بین ببرد. اگر کسی اعلام می کرد شما یک کمونیست هستید، شما به عنوان یک مجرم در نظر گرفته می شدید مگر این که خلاف این ادعا ثابت می شد.  در بوته آزمایش هم چند دختر نوجوان به گروهی از مردم اتهام جادوگر بودن می زنند و همین مساله ساده، کل شهر را بهم می ریزد. 

از بین رفتن زندگی افراد بی گناه

هم در مک کارتیسم و هم در سیلم، چند اتهام باورنکردنی تمام جامعه را به جنون می کشاند. این بخش از نمایشنامه در اصل با ماجراهای هالیوود در دهه ۴۰ توازی دارد. در سال ۱۹۴۷، «کمیته فعالیت های غیرآمریکایی» در هالیوود شروع به تحقیق درباره کمونیسم کرد. ده نفر به اتهام کمونیست بودن بازداشت شدند. این ده نفر از از همکاری با کنگره سرباز زدند و به جرم تحقیر کنگره محکوم شدند. 

بلافاصله بعد از این اتهام، «انجمن سینمایی آمریکا» در بیانیه ای اعلام کرد که این ده نفر تا زمانی که اتهامات خود را رد نکرده و حقانیت خود را ثابت نکنند، حق هیچ گونه فعالیت سینمایی نخواهند داشت. کمی بعد، این لیست ده نفره به یک فهرست سیصد نفره تبدیل شد و حتی پای ستاره هایی همچون اورسن ولز و چارلی چاپلین هم به فهرست سیاه هالیوود باز شد. تمام این افراد دیگر امکان کار در هالیوود را نداشتند. این مساله قطعا برای بسیاری از افراد بسیار گران تمام شد. 

در مقام مقایسه، می توان پی به شباهت های میان این ماجرا و اتفاقات نمایشنامه بوته آزمایش برد. در این نمایشنامه هم افراد بیگناه زیادی زندگی خود را از دست می دهند. چالش شخصیت های نمایشنامه این است که اگر اعتراف نکنند اعدام می شوند، و اگر اعتراف کنند تمام حیثیت خود را از دست می دهند. 

هم در دوره مک کارتیسم و هم در داستان بوته آزمایش، تنها راه تخفیف جرم این است که متهم، نام دیگر کمونیست ها/ جادوگران را لو بدهد. بسیاری از متهمان در منگنه قرار می گرفتند. آن ها باید بین نابودی زندگی دیگران یا نابودی زندگی خود یک مورد را انتخاب می کردند. در اصل با یک موقعیت باخت باخت مواجه بودند. 

در مجموع، آرتور میلر با این نمایشنامه چهار پرده ای تمثیلی، به خوبی موفق می شود انتقادات خود نسبت به عصر مک کارتیسم را مطرح کند. نکته مهم این است که در سال ۱۹۵۶، خود میلر هم مورد مواخذه قرار گرفت و به خاطر عدم همکاری، به جرم تحقیر کنگره محکوم شد. 

منبع: Shmoop

دیدگاهی بنویسید

avatar