۵ (۱۰۰%) ۱ vote

اورستیا – The Oresteia

نویسنده: آیسخولوس – Aeschylus

سال: قرن پنجم پیش از میلاد

نقد نمایشنامه اورستیا

نقد نمایشنامه اورستیا

اورستیا سه گانه ای است که آیسخولوس، نمایشنامه نویس کلاسیک یونانی در قرن پنجم پیش از میلاد نوشت. این اثر شامل سه نمایشنامه به هم مرتبط به نام های آگاممنون، نیازآوران و الاهگان انتقام است. کل این سه نمایشنامه در سال ۴۵۸ پیش از میلاد در یونان اجرا شد و از آن همیشه به عنوان یکی از تحسین شده ترین و بزرگ ترین کارهای آیسخولوس یاد می شود. داستان درباره فراز و نشیب های خاندان آترئوس است، از قتل آگاممنون توسط همسرش شروع می شود و انتقام پسر او به نام اورستس و عواقب بعدی آن را ادامه می دهد. 

اورستیا تنها نمایشنامه باقی مانده از سه گانه های یونان باستان است (البته این مجموعه یک نمایشنامه چهارم به نام پروتئوس هم داشته است که چیزی از آن به جای نمانده است). اورستیا اگرچه از نظر فنی یک تراژدی است، ولی در انتهای سه گانه با پایان نسبتا سرخوشانه‌ای طرف می شویم. این نکته‌ای است که شاید خوانندگان امروزی را غافلگیر کند. ولی در یونان باستان تعریف «تراژدی» با چیزی که امروزه در ذهن داریم فرق داشته است. بسیاری از تراژدی‌های یونانی فعلی که در اختیار ماست، پایان خوشی دارند. 

در مقایسه با آثار دیگر تراژدی نویسان یونانی همچون سوفوکل و اوریپید، در اورستیا همسرایان نقش محوری‌تری بر عهده دارند. در الاهگان انتقام به عنوان مثال، همسرایان حتی اهمیتشان از این هم فراتر می رود چرا که خود الهه های انتقام در این بخش حضور دارند و در جایی از داستان، ماجرای آن ها (و ارتباط ناگسستنی آن ها با معبد آتن) به یکی از بخش های مهم نمایشنامه تبدیل می شود. 

در طول نمایشنامه اورستیا، آیسخولوس از استعاره ها و نمادهای طبیعی زیادی استفاده می کند. مواردی مثل چرخه خورشید و ماه، شب و روز، طوفان، باد، آتش و … . او با کمک این عناصر به دنبال این است که ماهیت به طور مرتب در حال تغییر واقعیت انسان (خیر و شر، تولد و مرگ، رنج و شادی و …) را به نمایش بگذارد. هم چنین در نمایشنامه از نمادگرایی حیوانی هم به وفور استفاده می شود. انسان هایی که قادر به کنترل خودشان نیستند در قالب موجودات مختلف نمایش داده شده اند. 

دیگر مضامین مهمی که در این نمایشنامه مورد بررسی قرار گرفته اند، عبارتند از: ماهیت شوم قتل و خون ریزی (طبق فرمان الهه های انتقام، هر خونی که ریخته می شود باید انتقامش گرفته شود و این انتقام جویی در یک چرخه شوم بی پایان ادامه می یابد. تاریخچه مرگبار خاندان آترئوس بر نسل های بعد آن ها هم تاثیر می گذارد و هر خشونت منجر به بروز خشونت های بعدی می شود)، عدم وجود یک تمایز مشخص میان کار درست و غلط (آگاممنون، کلوتایمنسترا و اورستس با دوراهی های اخلاقی بسیار سختی مواجه می شوند. به طوری که هیچ مرز مشخصی میان کار درست و غلط وجود ندارد)، کشمکش میان خدایان قدیم و جدید (الهه های انتقام نماد قوانین باستانی و ابتدایی هستند که بر خون خواهی و انتقام تاکید می کند. ولی آپولو و به ویژه آتنا، نمایان گر نظام جدید و مفاهیمی چون استدلال و تمدن هستند) و ماهیت بغرنج میراث (و مسئولیت هایی که همراه با خود دارد). 

هم چنین در کل این درام یک جنبه استعاری اساسی وجود دارد: گذار از انتقام جویی شخصی سنتی بدون کمک دیگران، سپردن کار به دست مقامات بالاتر و نیروهای دادگر رسمی. در طول هر سه بخش نمایشنامه، این جنبه و عنصر در اصل نماد تغییر جامعه بدوی یونان است که عمدا توسط احساسات و غریزه ها هدایت می شد و به سمت یک جامعه مدرن دمکراتیک و متکی بر عقل و استدلال می‌رود. 

استبدادی که شهر آرگوس در دوران حکومت کلوتایمنسترا و آیگستوس تحمل می کنند، ارتباطات تاریخی زیادی با برخی از وقایع زندگی خود آیسخولوس دارد. در هر سه نمایشنامه، تنش میان استبداد و دمکراسی که از مضامین مهم درام یونانی بود، به صورت آشکار دیده می شود. 

در پایان سه گانه، به نظر می رسد اورستس شخصیت کلیدی نمایشنامه باشد. او نه تنها نفرین خاندان آترئوس را پایان می دهد، بلکه هم چنین آغاز گر ورود انسان به دوره‌ای تازه از پیشرفت می شود. به این ترتیب، اگرچه آیسخولوس از یک داستان اسطوره‌ای مشهور یونانی به عنوان ستون اصلی سه گانه اورستیا استفاده کرده است، ولی به روشی کاملا متفاوت از دیگر نویسندگان به این داستان نزدیک شده و موفق می شود دغدغه های مورد نظر خودش را هم در نمایشنامه بگنجاند. 

منبع: Ancient Literature

2
دیدگاهی بنویسید

avatar
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
مرتضی
مهمان
مرتضی

ای کاش نام منتقد را هم ذکر کنید ، سپاس از سایت بی نظیر شما