به این نقد امتیاز بدهید

اتلو – Othello

نویسنده: ویلیام شکسپپیر – William Shakespeare 

سال نگارش: ۱۶۰۳

نقد نمایشنامه اتلو

نقد نمایشنامه اتلو

در نمایشنامه اتلو اثر ویلیام شکسپیر، محرک اصلی تمام اتفاقات ایاگو است، اوست که موفق می شود بسیاری از شخصیت های داستان به ویژه اتلو و کاسیو را فریب دهد. شاید بتوان عامل اصلی اقدامات او را ناشی از احساس ناامنی اش دانست، چرا که به نظر می رسد هدف اصلی او در کل داستان، نابود کردن زندگی اتلو است. به منظور دست یابی به هدف خود، او اتلو را شستشوی ذهنی می دهد، به این ترتیب به واسطه او موفق می شود هرکسی را که به وی احساس ناامنی می دهد مورد هدف قرار دهد. این احساس ناامنی عاملی است که باعث می شود ایاگو در صدد قتل، تخریب و آسیب رساندن به افراد باشد. با این کار او احساس بهتری دارد. 

در ابتدای نمایشنامه این طور به نظر می رسد که دلیل نفرت ایاگو از اتلو به خاطر این است که اتلو، کاسیو را به عنوان نایب خود انتخاب کرده است. کم کم که نمایش پیش می رود متوجه می شویم که دلیل نفرت ایاگو ریشه دارتر از این هاست. شایعاتی درباره ارتباط پنهانی میان اتلو و امیلیا، همسر ایاگو پخش شده است. ایاگو در جایی از نمایشنامه اعلام می کند این که این شایعات حقیقت دارند یا نه چندان برایش اهمیتی ندارد، او در هر صورت این شایعات را واقعی قلمداد کرده و می خواهد نقشه خود را عملی کند. 

در طول نمایشنامه ایاگو به طور پیوسته به خودش یادآوری می کند که چرا در صدد نابودی اتلو است. نفرت او نسبت به کاسیو حتی از این هم بیش تر است. او از کاسیو متنفر است، چرا که با وجود این که تجربه کافی در میدان نبرد ندارد موفق شده است به جایگاه نایب دست یابد. از نظر استراتژی های تاکتیکی و مبارزاتی، ایاگو در سطح بالاتری قرار دارد. ایاگو معتقد است کاسیو ناجوانمرد است و همین مساله نفرتش را از او بیش تر کرده است. 

تک تک شخصیت های نمایشنامه بر اساس ویژگی های شخصیتی خاصی که دارند، بازیچه می شوند. برای مثال، رودریگو عاشق دزدمونا است و برای جلب محبت او حاضر است هرکاری انجام دهد. ایاگو از همین مساله به عنوان یک نقطه ضعف علیه رودریگو استفاده می کند. صحبت های معصومانه ایاگو، اتلو را فریب می دهد، او کم کم تسلیم صحبت های ایاگو می شود، به جایی می رسد که تمام صحبت های او را می پذیرد. زمانی که اتلو تقاضای اثبات و گواهی می کند، ایاگو این بار به شکل دیگری او را فریب می دهد. ایاگو از اتلو می خواهد که جایی پنهان شده و به صحبت های میان او و کاسیو گوش کند. زمانی که کاسیو سر می رسد، ایاگو به صحبت درباره بیانکا می پردازد، زن تن فروشی که کاسیو با وی ارتباط دارد. اما ایاگو مکالمه را به شکلی هوشمندانه به گونه ای پیش می برد که به نظر می رسد آن ها در حال صحبت درباره دزدمونا هستند. همان طور که پیش تر هم اشاره شد، ایاگو کاسیو را هم فریب می دهد. او اولین بار کاسیو را مست کرده و بعد از آن، وی را وارد یک نزاع می کند. به این ترتیب، اعتبار او را لکه دار می کند. ایاگو بعد از این کار، در یک تک گویی زیبا، اهداف خود را آشکار می کند. ایاگو، کاسیو را وادار به انجام کاری غیراخلاقی می کند. اتلو و کاسیو هر دو مورد سوءاستفاده قرار می گیرند. چرا که آن ها ایاگو را فردی قابل اعتماد و دوستی خوب می دانند و نمی توانند به راحتی درباره شخصیت او قضاوت کنند. ایاگو هنگام صحبت درباره کاسیو به گونه ای عمل می کند که گویی برای اتلو اهمیت زیادی قائل است. هنگام فریب دادن کاسیو هم همین رویه را در پیش می گیرد. 

ایاگو یک بار دیگر کاسیو را فریب می دهد و یک دستمال در اتاق او می گذارد. کاسیو نمی داند این دستمال چگونه وارد اتاق او شده است و آن را به بیانکا می دهد. ایاگو با کمک این دستمال طوری صحنه سازی می کند که به نظر برسد این دستمال دزدمونا است که در اتاق جا مانده است. او از ناآگاهی کاسیو هم سوءاستفاده می کند، چرا که کاسیو نمی داند این دستمال، ازآن دزدمونا است. در هر دو ماجرا، ایاگو با تغییر واقعیت هم اتلو و هم کاسیو را فریب می دهد. 

ایاگو بعد از فریب دادن شخصیت های داستان، احساس بهتری دارد. شخصیت های داستان برای ایاگو هم چون عروسک های خیمه شب بازی هستند. در اواخر نمایشنامه متوجه می شویم که نقشه های دیاگو همچون یک مسیر به هم پیوسته باعث نابودی اتلو، کاسیو و بسیاری از شخصیت های دیگر شده است. نقشه های او بسیار فریبنده و هوشمندانه هستند. او قابلیت تاثیرگذاری بالایی دارد. او مردی است که تا از تمام کسانی که به هر نحوی تهدیدی بر سر راهش هستند انتقام نگیرد، از تلاش دست برنمی دارد. شکسپیر شخصیت ایاگو را در ظاهر فردی مهربان، نجیب و صادق به تصویر می کشد. اما نمی توان تنها از روی ظاهر افراد قضاوت کرد. 

ایاگو با نشان دادن تنها ظاهر قضیه، اتلو را فریب می دهد. او اجازه نمی دهد که اتلو هنگام استراق سمع از تمام ماجرا باخبر شود. در مورد کاسیو هم او با سوءاستفاده از دوستی بینشان، نقشه خود در مورد دستمال را عملی می کند. اتلو و کاسیو افراد ساده دلی هستند که شناخت درستی از شخصیت های اطراف خود ندارند. آن ها مغرورتر از این ها هستند که تصور کنند شخصی می تواند فریبشان دهد. اطلاعات اندک آن ها نسبت به محیط اطرافشان باعث می شود ایاگو بتواند اتلو را به راحتی به مرز جنون بکشاند و کاسیو را وارد یک وضعیت دروغین کند. اتلو و کاسیو هردو قربانی ایاگو می شوند، چرا که صفاتی در آن ها وجود دارد که در ایاگو یافت نمی شود. 

منبع: Study Moose

دیدگاهی بنویسید

avatar