۵ (۱۰۰%) ۱ vote

آلیس کوچولو – Tiny Alice

نویسنده: ادوارد آلبی – Edward Albee

سال: ۱۹۶۴

نقد نمایشنامه آلیس کوچولو

نقد نمایشنامه آلیس کوچولو

آلیس کوچولو نمایشنامه‌ای متافیزیکی است درباره طبیعت و نقش حقیقت و خیال در جستجوی فرد به دنبال خدا، معنا و شناخت خویش. برای ادوارد آلبی بسیار اساسی و مهم است که جوینده به بیگانگی درونی و همچنین اختلال‌های اجتماعی اشاره‌ای دقیق داشته باشد. جولین جوینده داستان نمی‌‌تواند درک و فهم مجردش از خدا را با تصور مردم از خدا، یعنی خدایی به شکل انسان تطبیق دهد. بنابراین ابتدا به خرد و سلامت عقل خودش شک می‌کند و سپس به خرد جامعه.

نقدهای مربوط به اولین اجرا و همچنین مربوط به متن نمایشنامه تفاسیر متفاوتی از این اثر را ارائه می‌دهند. نقدهای منفی مربوط به اجرای نمایش، آلیس کوچولو را نمایشنامه‌ای بی ارزش، خام، بی سرانجام و مبهم می‌نامند. تفاسیر مثبت هم به همین اندازه شیوا بوده و نمایشنامه را اثری با ارزش، عمیق، دقیق و وحشتناک می‌دانند. نقدهای مربوط به این اثر مضامین متعددی از آن را هم مورد توجه قرار داده اند. گاهی سطح نمایشنامه آلیس کوچولو در حد داستانی درباره خودکشی یک همجنسگرا یا توهم‌های یک روانی تقلیل یافته است. منتقدان دیگری هم روی نمادگرایی مجرد و معنوی نمایشنامه در قالب اثری در رابطه با تفکر در تنهاییِ انسان، جستجو به دنبال رستگاری و رویارویی با حقیقت مرگ تاکید دارند. آلبی خودش آلیس کوچولو را به عنوان داستانی ساده و اخلاقی شرح می‌دهد که با ناخودآگاه انسان در ارتباط است و اثری نیست که تحت تاثیر قواعد از پیش تعیین شده و باورهای هشیار قرار گیرد. بیشتر توجهات در نقدهای منتشر شده به رمزگشایی از جنبه‌های نمایشی اثر پرداخته اند.

جولین قهرمان داستان، نشانگر شکاف بین فرد و نهادهای جامعه و همچنین دوری فرد از خویش است. کاردینال (بالاترین مقام مذهبی بعد از پاپ) نماینده و نشانگر مذهبی سازمان یافته است، وکیل هم نماد قدرت مدنی است که برای رسیدن به اهداف خودشان، جولین را قربانی می‌کنند. هر دو مجرم بودن خودشان را توجیه می‌کنند. از این طریق، شخصیت‌های آلبی قدرت تخریب‌گری تفکر و اعمال رسمیت یافته را نشان می‌دهند. به علاوه جولین در ارتباط با خدایش، ابتدا با ایجاد دیواری خیالی از تنشی مذهبی-جنسی به قربانی شدن خودش می‌پردازد. در لحظات پایانی نمایشنامه آلیس کوچولو، جولین قادر است از دفاع از آن‌چه به عنوان تنهایی خدا درک کرده است دست بردارد. آلبی به صورتی نمایشی این مساله را به تصویر می کشد که با وجود اعمالی پیش ساخته، هر فردی وجودی تنها و منزوی است که درمیان منزویان دیگری قرار دارد و فاعل است نسبت به فریب خویش و خیانت به دیگران در جهت جستجوی‌شان به دنبال معنا. با این حال ارتباط‌هایی واقعی، ارتباط فرد با فرد، و فرد با خدا می بایست جهت زنده ماندن روح انسان تداوم یابند. لحظه ای از شناخت و فهم، نقطه اوجی نایاب در زندگی شخص، تنها زمانی به دست می آید که حاضر شود زندگی اش را برای آن لحظه فدا کند، و آن لحظه رستگاری انسانیت است.

جولین مردی متواضع، خجالتی، خیراندیش، و منشی خصوصی کاردینال کلیسای کاتولیک بود. با وجود این خیرخواهی و تمایلش به خدمت، قربانی حرص و طمع کلیسای کاتولیک می‌شود. پس از ناامیدی‌اش از تصور و استفاده مردم از خدا، باورهایش را از دست داده و به مدت شش سال به مرکزی روانپزشکی می‌رود. در آغاز نمایشنامه جولین، برادر جولین است؛ اولین منشی غیر رسمی کاردینال در تاریخ کلیسا. کاردینال او را پیش بانو آلیس می‌فرستد برای بررسی جزئیات ۲۰ میلیون دلاری که قرار است به کلیسا ببخشد. پس از دیدارهای متداوم با بانو آلیس، جولین با ازدواج با او موافقت می‌کند. پس از مراسم ازدواج تمامی شخصیت‌ها از جمله زنی که قرار است همسرش باشد او را رها می‌کنند. متوجه می‌شود در واقع با بانو آلیس ازدواج نکرده است، بلکه با آلیس کوچولو ازدواج کرده که ساکن مکانی مینیاتوری و کوچک از قصر است که بیشتر نمایشنامه هم آن‌جا اتفاق می‌افتد. جولین باید متوجه شود که بانو آلیس تنها نماینده‌ای جسمانی از آلیس کوچولو است. جولین تنها ماندن در قصر به عنوان غنیمتی که آلیس کوچولو در قبال بخشش به کلیسا خواسته است را رد می‌کند و می خواهد به مرکز بیمارستان روانی برگردد. وکیل هم به او شلیک می‌کند و کنار قصر مینیاتوری تا پای مرگ خون ریزی می‌کند. به شکلی مسیح‌آسا و در حالتی به صلیب کشیده شده قرار می‌گیرد. ابتدا فکر می کند که خدا او را رها کرده است، اما سپس قربانی شدنی که از او خواسته شده بود را می پذیرد و آلیس کوچولو را به عنوان خدا خطاب می کند.

منبع: Enotes

دیدگاهی بنویسید

avatar