آرکادیا – Arcadia

نویسنده: تام استاپارد – Tom Stoppard

سال: ۱۹۹۳

نقد نمایشنامه آرکادیا

نقد نمایشنامه آرکادیا

نمادگرایی در نمایشنامه آرکادیا

در آرکادیا، اگرچه هیچ گاه باغ را به صورت مستقیم نمی بینیم، ولی حضور نمادین آن در سراسر نمایشنامه حس می شود. مخصوصا هانا گاهی اوقات درباره تاریخچه این باغ صحبت هایی مطرح می کند. دلیل اصلی مخالفت هانا با این باغ ابتذال آن است. این باغ به نظر واقعی می آید، اما در اصل تنها چند چشم انداز خیالی است که با الهام از داستان های ادبی ساخته شده است. «انگلیس واقعی» در اصل ترکیبی است از تصوراتی که فرانسوی ها و ایتالیایی ها در مورد یونان باستان داشته اند. 

ایده مطرح کردن یک چشم انداز طبیعی ایده آل با هدف خلق داستان هایی در مورد گذشته ای که دیگر وجود ندارد، یک سنت قدیمی است که از آن به عنوان هنر شبانی یاد می شود. هنر و ادبیات شبانی درباره دشت های سرسبزی است که مملو است از چوپان های زن و مرد و گوسفندهای خوش رفتاری که چندان اهل اذیت و آزار نیستند. به همین دلیل چوپان های زن و مرد کاری با آن ها ندارند و معمولا صرف رد و بدل کردن پیام های عاشقانه با هم می شوند. هنر شبانی زندگی روستایی را به تصویر می کشد که در آن، مردم بدون این که کار خاصی انجام دهند زندگی خود را می گذرانند. البته اگر در روستا زندگی کرده باشید می دانید که چنین چیزی صحت ندارد. 

این زندگی شبانی جادویی بدون تلاش، به یک چشم انداز جادویی بدون نیاز به تلاش تبدیل می شود. برنارد از آن به عنوان «انگلیس واقعی» یاد می کند، چنان که گویی انگلیس هم اگر کسی کاری با آن نداشت، به چنین چیزی تبدیل می شد. در حالی که در اصل این چشم انداز حاصل کار تعدادی باغبان و طراح است که به سختی تلاش کرده اند تا تصوری خلق کنند که در آن، احتیاج به انجام هیچ کاری نیست. 

این باغ در آرکادیا نماد چیست؟ این باغ، شاید نماد پرسش های تغییر پذیری باشد که در مورد ماهیت طبیعی بودن یک چشم انداز مطرح می شود. چیزی که در نگاه اول طبیعی به نظر می آید، بعدا معلوم می شود که یک صحنه به دقت طراحی شده است. هم چنین کل ایده حذف کردن کار و تلاش به نبوغ ربط دارد. اگر چشم اندازی بی نیاز از کار یک تخیل است، آیا نبوغ هم می تواند چنین کارکردی داشته باشد؟

شعر ازرا چتر از هر نظر یک شعر بسیار بد است. محتوای کتاب او چیزی در این حد است: ۱٫ متنی بسیار بد که باعث می شود سپتیموس همیشه با آن شوخی کند. ۲٫ چیزی که بعدا به کتاب اضافه می شود: دست نوشته چتر و دو نامه ای که برای سپتیموس نوشته شده است. این سه متن بی ارزش را تنها دست سرنوشت از نابودی نجات می دهد: بایرون کتاب را قرض می گیرد و دیگر آن را پس نمی دهد. به همین ترتیب اتفاقی بعد از اتفاق دیگر رخ می دهد  و در نهایت، کتاب در دستان برنارد می افتد. 

آیا عنصر شانس مهم است؟ به هر حال بعد از تمام این ماجراها نامه ها نجات پیدا می کنند. درست است. اما حرف آرکادیا این است که شکننده بودن حیات کاغذ نشان دهنده شکننده بودن خود تاریخ هم هست. اگر این زنجیره طولانی اتفاقات به این صورت رخ نداده بود، برنارد و دوستانش هرگز متوجه نمی شدند شخصی به نام ازرا چتر وجود خارجی داشته است. به همین ترتیب احتمالا هرگز وارد دوئل با بایرون نمی شدند. مطرح کردن این نکته های کلیدی در نامه ها آن هم در کتابی که هیچ کس علاقه ای به آن ندارد، باعث می شود به این مساله فکر کنیم به راستی چه مقداری از کتاب از بین رفته است. چه قدر می توانیم به اسنادی که در اختیار داریم اعتماد کنیم. 

هانا از زاهد به عنوان یک نماد کامل از تمام سوءتفاهم هایی یاد می کند که در مورد رمانتیسم وجود دارد: «قرنی پر از دشواری های فکری که با خودش مقابله می کند.» واکنش های زاهد باعث می شود که مردم و به طور کلی کل جامعه او را به عنوان یک فرد بپذیرند. 

زمانی هانا دچار تردید می شود که شاید زاهد و سپتیموس یک شخص باشند، نمادگرایی او در مورد زاهد دچار تغییر می شود: 

«متوجه نمی شوید؟ فکر می کردم زاهد من یک نماد کامل باشد. احمقی که در یک چشم انداز دیده می شود. ولی این بهتر است. عصر روشنگری را بیابان رومانتیک در خود غرق می کند. نابغه پارک سیدنی در کلبه زاهد زندگی می کند.»

هانا در این جا دچار تغییر می شود. اکنون او فکر می کند که زاهد با این نوشته های درهم واقعا می خواسته حرفی بزند. او را نابغه قدرنادیده ای می بیند که مردم ابله درکش نکرده اند. نکته جالب این است که اگرچه تصور هانا در مورد زاهد به عنوان یک نماد کاملا دچار تغییر می شود، اما نکته ای که او تلاش می کند به آن برسد این است که نماد به همان صورت سابق باقی بماند: قوانین روشنگری، یاوه سرایی های رمانتیسم. آیا توانایی هانا در استفاده از دو نماد مختلف برای اشاره به یک دلالت نشان می دهد که او نظریه درستی دارد؟ 

منبع: Shmoop

به این نقد امتیاز بدهید

دیدگاهی بنویسید.

avatar