به این نقد امتیاز بدهید

گردن زدن یحیی تعمید دهنده – The Beheading of Saint John the Baptist

نقاش: کاراواجو – Caravaggio

سال: ۱۶۰۸ 

نقد نقاشی گردن زدن یحیی تعمید دهنده

نقد نقاشی گردن زدن یحیی تعمید دهنده

نقاشی گردن زدن یحیی تعمید دهنده مشهورترین اثر میکل آنجلو مریسی ملقب به کاراواجو است. این نقاشی، تنها اثر کاراواجو است که خودش امضا کرده است. امضاء او در پایین نقاشی و با خونی که از گردن یحیی می ریزد نوشته شده است. 

این نقاشی با وجود انرژی زیادی که در آن نهفته است، ولی فضای تیره  و تاری دارد و به نظر می رسد هیچ رستگاری در انتظار سوژه اصلی آن نیست. همچون بعضی از کارهای کاراواجو، این جا هم موتیف خشونت دیده می شود. خشونتی که همچون خشونت دنیای واقعی، با هیچ پایان خوشایندی همراه نیست. در دنیایی که پاداش و جزاء در دنیایی دیگر مورد بررسی قرار می گیرد و نیروهای اهریمنی هرکاری دوست دارند انجام می دهند. 

این نقاشی در حال حاضر در کلیسای سنت جان شهر والتا، پایتخت مالت قرار دارد. این شهر در دوران کاراواجو تحت سلطه شوالیه های فرقه سنت جان قرار داشت که پیروی یحیی بودند. آن زمان شوالیه ها در اوج قدرت بودند و بابت شکست عثمانی ها و جلوگیری از ورود آن ها به غرب اروپا، به خود می بالیدند. 

در سال ۱۶۰۷ آلوف د وینکورت، حاکم والتا یک مشکل عمده داشت. هیچ کس به مالت به چشم یک مکان فرهنگی نگاه نمی کرد و به خاطر فضای نظامی که این کشور داشت، مردم تمایل چندانی به مسافرت به آن جا نداشتند. در عصری که تلویزیونی وجود نداشت، بهترین راه اثرگذاری بر مردم این بود که آن ها را به کلیسا دعوت کنید و به واسطه نقاشی هایی که در کلیسا وجود دارد، مفاهیم مورد نظر خود را به آن ها بیاموزید. به همین دلیل وینکورت کاراواجو را به مالت دعوت کرد و ماموریت طراحی این نقاشی را به دوش او سپرد. 

گردن زدن یحیی تعمید دهنده در ابعادی عظیم طراحی شده است. به این ترتیب شوالیه هایی که نظاره گر این تابلو می شدند، احساس می کردند این اتفاق واقعا در روبه روی آن ها در حال رخ دادن است. در قرن پانزده، نقاشی رنگ روغن بسیار محبوب شده بود و نقاشانی همچون یان وان آیک در هلند، با استفاده درست از این شیوه نقاشی به آثار خود جانی تازه داده بودند. کاراواجو هم با استفاده از نقاشی رنگ روغن و هم با به کار بردن ابعادی عظیم، تاثیرگذاری تابلوی خود را چند برابر کرد. اقدامی که تا آن زمان در اروپا سابقه نداشت. 

همان طور که پیش تر اشاره شد، گردن زدن یحیی تعمید دهنده اثری تیره و تار است. در نقاشی جلاد، یک سرباز، سالومه با یک سینی طلایی برای قرار دادن سر یحیی بر روی آن، و یک زن دیگر قرار دارند. در مورد نقش این زن تفسیرهای مختلفی ارائه شده است. عده‌ای معتقدند او هیرودیا است. هیرودیا برادرزاده هرود بود. هرود برادرش را مجبور کرد تا طلاق هیرودیا را بگیرد تا هرود بتواند با او ازدواج کند. تفسیر دیگر این است که او تنها یک ناظر است که وحشت جاری در این صحنه را می بیند و این وحشت را به ما منتقل می کند. به این ترتیب این ناظر هم در داخل نقاشی حضور دارد و هم بیرون آن و مرز بین فضای داخل و بیرون نقاشی را از بین می برد. 

نکات قابل توجه زیادی در نقاشی وجود دارد. فضای اثر نوعی تناقض ایجاد کرده است. مثل سکوت ناگهانی که در یک فضای پر سروصدا ایجاد می شود و رسایی این سکوت از سروصدای اطرافش هم بیش تر می شود. فضای داخل نقاشی اگرچه خالی است، ولی مملو از وحشت و بدیمنی است. این وحشت را می توان در دو زندانی مشاهده کرد که در سمت راست تصویر قرار دارند. چنان واقعه خوف آوری در حال وقوع است که حتی آن ها هم مجذوب آن شده اند. 

کاراواجو با نمایش شخصیت سرباز رابطه بین قدرت و خشونت را به نمایش می گذارد و با ترسیم سالومه، صداقت و معصومیتی که قربانی این خشونت می شود را به رخ می کشد. سرباز تجسم قدرت است. ولی او فرمان به قتل یک انسان بی گناه داده است. اقدامی که قاعدتا حکومت و قدرت خودش باید مانع بروز آن شود. به نظر می رسد کاراواجو بیش تر از این که به دنبال نمایش خشونت حکومتی باشد، می خواسته خشونت ناشی از خیانت را به نمایش بگذارد. جلاد با خونسردی مشغول انجام کار خود است و هیچ احساسی در صورتش دیده نمی شود. با صحنه ای پر از خون ریزی و خشونت طرف هستیم. هدف شوالیه های مالت از قرار دادن چنین صحنه پرخشونتی در کلیسا این بود که افرادی که وارد کلیسا می شدند را بلافاصله تحت تاثیر قرار دهند. ببینده های آن دوران بلافاصله با این تصور مواجه می شدند که اگر در ایمانشان تردیدی ایجاد شود، با چنین سرنوشتی مواجه می شوند. با این نقاشی شوالیه ها هم چنین می خواستند یادآوری کنند که خطر عثمانی ها هنوز پابرجاست و ممکن است دوباره تهدیدی از جانب آن ها صورت گیرد. 

سالومه با دستان سفید خود یک سینی طلایی در دست دارد. در آن زمان یک زن سفید پوست معمولا نشان دهنده طبقه بالا و اشرافی جامعه بود. زنانی با پوست برنزه جزو طبقه کارگر بودند که زیر نور آفتاب کار می کردند. سالومه‌ای که در نقاشی نمایش داده شده قاعدتا باید یک زن خون گرم و معصوم باشد که هیچ ارتباطی با این صحنه ندارد. ولی به واسطه داستان های انجیل ما می دانیم که او هم در ماجرای این قتل نقش داشته است. نکته قابل توجه دیگر این است که هیچ نشانه‌ای از ناراحتی یا تلخ کامی در صورت سالومه دیده نمی شود. 

در آخر، به سراغ خود یحیی می رویم. ردایی بر روی او افتاده است و مقداری پشم گوسفند در زیرش قرار دارد. ردا نماد شهادت است. پشم هم نماد بره‌ای که قرار است قربانی شود، نمادی که می توان برای عیسی مسیح هم در نظر گرفت. این نقاشی اگرچه به ظاهر می خواهد شهادت یحیی را نمایش دهد، ولی نه تنها یحیی در کانون توجه نیست، بلکه برعکس این جلاد اوست که در مرکز تصویر قرار دارد. کاراواجو با هنرمندی صحنه را طوری خلق کرده است که گویی یحیی دارد با خون خود غسل داده می شود، اقدامی که مسلما نشانه شهادت است. نقاش با خون یحیی به این شیوه امضاء خود را پای اثر گذشته است: «برادر میکل آنجلو.» 

منبع: Athanasius Contra Mundum

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar