کرجی کشان ولگا – Barge Haulers on the Volga

نقاش: ایلیا رپین –  Ilya Repin

سال: بین ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۳

نقد نقاشی کرجی کشان ولگا

نقد نقاشی کرجی کشان ولگا

در زمان ایلیا رپین، یک مشکل جالب برای نقاشان وجود داشت. کسی حاضر نمی شد مدل نقاشی شود چرا که مردم تصور می کردند کسی که بر روی یک تابلو نقاشی می شود، روحش کالبدش را ترک می کند. رپین که در زمینه پیدا کردن مدل برای نقاشی کرجی کشان ولگا به مشکل خورده بود، در روسیه به سفر پرداخت و سوژه های نقاشی خود را پیدا کرد. 

نقاشی کرجی کشان ولگا نشان دهنده سختی زندگی مردم فقیر در آن دوران، یعنی اواخر قرن نوزدهم است. نقاش با عریض کردن تابلوی نقاشی، به دنبال این بود اهمیت میزان سختی کار این بارکشان را به رخ بکشد. این کار اولین نقاشی حرفه ای رپین بود. آن زمان، انقلاب صنعتی تازه شروع شده بود. به همین دلیل یک کشتی بخار در پس زمینه نقاشی دیده می شود. دودهای آن کاملا آشکار است. ممکن است کنار هم قرار گرفتن کشتی بخار و این بارکش ها این تصور را برای مخاطب به وجود بیاورد که با صنعتی شدن جهان و استفاده از ماشین آلات، دیگر دوران این کارهای سخت به پایان رسیده است. صحنه عناصر کم تعدادی دارد و همین مساله باعث می شود که نسبت به آن دوران و سختی های زندگی که وجود داشته به درک عمیق تری برسیم. 

در دنیای واقعی، بارکش ها افرادی منزوی بودند و اصلا کسی به آن ها توجهی نمی کرد. بقیه جامعه آن زمان به خوش گذرانی مشغول بودند و با دوستان اشرافی خود رفت و آمد می کردند. البته در هر دوره زمانی این نابرابری اجتماعی وجود دارد. 

صرف نظر از نادیده گرفته شدن این گروه از مردم، بارکش های این نقاشی نشان دهنده زندگی متکی بر کرامت و عزت نفس هستند. این گروه هم چنین نشان دهنده اتحادی هستند که در اثر انجام کار مشترک برای مدت طولانی بین آن ها شکل می گرفت. سختی مفرط زندگی ممکن است باعث دشمن شدن مردم با یک دیگر شود. ولی بیش تر اوقات باعث می شود که مردم کنار هم بمانند و برای مبارزه با فلاکت با هم همکاری کنند. این افراد شاید آداب و منش زندگی اشرافی را بلد نباشند، ولی مسلما پیوند مستحکم تری دارند و دوستی که بین آن ها برقرار می شود جایگاهی فراتر از حد معمول دارد. شاید «خانواده»، بهترین صفتی باشد که می توان برای این گروه از جامعه در نظر گرفت. 

خود نقاش علاقه ویژه ای به این سوژه ها داشته است. او تلاش کرده هر شخصیت را با سبک و شخصیت منحصر به فردی نشان دهد. این کار صرفا با هدف زیبایی شناسی صورت نگرفته است. رپین با این کار در اصل می خواسته نشان دهد که هر یک از این بارکش ها احساسات سرکوب شده متفاوت خاص خودشان را دارند. رپین در طول سفر خود (که سه سال طول کشید) متوجه شد که دنیای بارکش ها عمیق تر از آن چیزی است که تصور می کرده است. به همین دلیل در این نقاشی تلاش کرده انواع شخصیت ها و احساسات سرکوب شده تک تک این بارکش ها را نشان دهد. 

پیرمردی که پارچه ای بر سر گذاشته و ابتدای گروه قرار دارد، شخصیت مورد علاقه نقاش بود. رپین او را همچون یک فرشته می دانست. چشمان چپ و ابروهای پرپشت او که نشان دهنده خردمندی اند، نماد این هستند که این مرد تمام زندگی را به طور کامل درک کرده است. اوست که همیشه بهترین تصمیم را درباره مسائل مختلف می گیرد و بقیه هیچ گاه با او بحث نمی کنند. او خوب و بد زندگی را به عنوان مسائلی اجتناب ناپذیر پذیرفته و با همین کرامتی که همیشه داشته زندگی خود را پیش می برد. این شخصیت نشان دهنده سبک زندگی این جماعت است، گروهی که سختی های زندگی را بدون چون و چرا می پذیرفتند. 

شخصیت قابل توجه دیگر، مردی است که در سمت راست پیرمرد قرار دارد. او اگرچه همچون بقیه خسته است، ولی با نگاهی خشمگین به مخاطب خیره شده است. نگاه خیره مصمم و نافذ او به بیننده، در اصل نگاهی به جامعه پیچیده و پرمدعای آن دوران بود که چشمان خود را بر میزان فقر و محرومیت جاری در کشور بسته بودند. این شخصیت نماد خشم و احساسات سرکوب شده بارکشانی است که طوری نادیده گرفته می شدند که گویی اصلا وجود خارجی نداشته اند. دستان پرقدرت او قدرتی است که اگرچه ناتوان و محروم است، ولی اگر فرصتی در اختیارش قرار گیرد می تواند کارهای زیادی انجام دهد. 

پسر جوان سمت راست مرد عصبانی، حالتی قهرمانانه به خود گرفته و به دوردست خیره شده است. او تلاش می کند نوار چرمی روی سینه اش را تنظیم کند. ولی حالت بدنش طوری است که گویی می خواهد خود را از بند این محدودیت رها کند. این پسر شاید نماد نسل جوانی باشد که نمی خواهد سنت پیشینیان خود را در پیش بگیرد و به دنبال مسیرهای تازه ای است. مسیرهای تازه ممکن است آن ها را به زندگی بهتری برساند. لباس پسر از بقیه روشن تر است، به همین دلیل کمی از افراد دیگر (که از او بزرگ تر هم هستند) متفاوت تر به نظر می آید. شاید رنگ های روشن تری که در لباس های او به کار رفته نماد آینده درخشان تری هستند که در انتظار اوست. 

فردی که در انتهای صف ایستاده گویا از همه بزرگ تر و البته خسته تر است. به نظر می آید دیگر قادر به ادامه این کار نیست. این خستگی در اصل خستگی تمام این گروه است که اسیر این کار ظالمانه شده اند. 

نقاش به جای این که صرفا به شکوه و اعتراض بپردازد، بیش تر به دنبال این است که توجهات را به سمت این بخش جامعه معطوف کند. چرا که بی توجهی جامعه باعث می شود کار بارکش ها سخت تر و فرسایشی تر شود.  نقاشی کرجی کشان ولگا باعث شد ایلیا رپین در زمره برجسته ترین هنرمندان روسیه قرار بگیرد. هم چنین به لطف این نقاشی، رپین وارد جنبش هنری پردویژنیکی شد، جنبشی که به دنبال نمایش واقعیت زندگی جامعه آن زمان بود. 

منبع: Art Painting Artist

۵

دیدگاهی بنویسید.

avatar