به این نقد امتیاز بدهید

پرتره آدل بلوخ باوئر اول – Portrait of Adele Bloch-Bauer I

نقاش: گوستاو کلیمت – Gustav Klimt

سبک: رنگ روغن، طلا و نقره روی بوم

سال: ۱۹۰۷

نقد نقاشی پرتره آدل بلوخ باوئر اول

نقد نقاشی پرتره آدل بلوخ باوئر اول

گوستاو کلیمت هنرمندی به واقع بحث برانگیز بود. وقتی که برای اولین بار آثارش در گالری هنری به نمایش درآمد، می‌بایست نقاشی‌هایش را پشت پرده پنهان کنند تا بینندگان جوان‌تر از دیدن چنین تصاویر تند و جنسی مصون باشند. برخی از منتقدان آن زمان، پا را فراتر گذاشته و او را به پورنوگرافی و انحرافات اجتماعی متهم می‌کردند. کلیمت همچون بسیاری از روشنفکران معاصرش در دل مسائل جنسی، مهمترین و اساسی‌ترین نشانه‌های زندگی را می‌دید و به دنبال ارائه و انتقال آن در قالب آثار هنری‌اش بود.

این پرتره حیرت انگیز به سفارش فردیناند بلوخ باوئر کارخانه‌دار شکر و بانکداری یهودی اهل ونیز کشیده شد، او شوهر آدل بود. طبیعتا کلیمت تصمیم به خلق اثری هنری می‌کند که به شیوه‌ای بتواند زیبایی موضوعش را برجسته کند. او با استفاده از طلا، پوست سرخ آبی آدل را به تصویر می‌کشد و موهای سیاهش که بالای سرش جمع شده را تصویر می‌کند. ستون مرکزی لباسش با اشکالی پر شده اند که شبیه چشم هستند (در مناطق شرقی، چشم یا نظر طبق سنت‌های قدیمی نمادی است برای محافظت در برابر شیطان) که این طراحی‌ها به گونه‌ای به شکل اندام زنانه‌اش در زیر لباس خوابش هم اشاره دارد.

وقتی بیننده به فراتر از درخشش طلایی این پرتره نگاه می‌کند، واضح است این نقاشی شریان احساسی است که اشاره به رابطه‌ای فراتر از ارتباطی افلاطونی بین نقاش و مدل نقاشی‌اش دارد. از پشت دهان نیمه باز آدل دو دندان دیده می‌شود و چشمانش به رنگ فندق می‌درخشد. در بدنش منحنی به سمت داخل ایجاد شده است، حالتی که انگار دختری خجالتی باشد. استفاده مبهم کلیمت از رنگ‌ها واضح است که جنبه‌ای جنسی را با خود دارد، رنگ آبی به نرمی در قسمت های یقه و آستین استفاده شده است در حالی که لپ‌های آدل با قرمزی خونی گرم و تازه رنگ‌آمیزی شده اند. نهایتا این اثر، نمایشی از زیبایی توسط کلیمت نیست، بلکه نمایشی است از احساسات و تمایلات خالص هنرمندی به موضوع نقاشی‌اش.

آدل متاهل است، بنابراین هر نوع ارتباط جنسی بین آن دو نامشروع خواهد بود. با این حال، آدل با غمزه‌ای به بیننده زل زده است، مشخص است این نقاشی کلیمت، بسیار شبیه میوه‌ای ممنوعه است. نقاشی، بیننده را به درون خود جذب می‌کند همانطور که خود نقاش احتمالا جذب آن شده است. کلیمت دست‌ها را بیشتر از این که شبیه دست انسان باشد، شبیه چنگال‌هایی طراحی کرده است، او از آن زن‌هایی است که مردها شیفته‌اش می‌شوند و عاقبتی دردناک در انتظارشان است.

پرتره آدل بلوخ باوئر اول را مونا‌لیزای قرن بیستم می‌نامند. وقتی به زیبایی آدل  و لباس‌های طلایی‌اش نگاه می‌کنیم، همه غرق نمادهایی از مرموزی‌های باستانی شده و در قاب طلایی عظیمی حبس می‌شویم. همچون داوینچی، گوستاو کلیمت هم ضیافتی تصویری را خلق می‌کند، پرتره‌ای مرموز، پیچیده و دلربا که ذهن بیننده را به خصوص در زمان خودش به مسائل جنسی معطوف می‌کند. البته بر خلاف مونالیزا ما را با حدس و گمان رها نمی کند، بلکه به وضوح به شیدایی و شیفتگی‌اش نسبت به موضوع نقاشی‌اش اشاره می‌کند.

پرتره آدل بلوخ باوئر اول نقاشی حیرت انگیزی از سبک  هنر نو  در اندازه بزرگ روی بومی گران قیمت و ملیله کاری با طلا است. کلیمت در این اثر روایتی را در نقاشی ارائه می‌دهد و ارتباط عمیق و نزدیکی بین نقاش و مدل نقاشی را فاش می‌کند. ارتباط و دوستی آن دو سال‌ها ادامه داشت. به لطف تعدد ارتباط‌ها و معشوقه‌های کلیمت، شایعه شده بود که چیزی بیش‌تر از روابطی کاری بین این دو باشد. نقاش با نشان دادن زیبایی آدل در میان دریایی از طلا، همسر نجیب زاده‌ای را نقاشی می‌کند که غرق در ثروت اطرافش شده است. این بانوی مغرور وین، آثار کلیمت را می‌ستود و در مدت زندگی کوتاهش مجموعه‌ای از آثار او را ایجاد کرد. این نقاشی در ۱۹۴۱ توسط نازی‌ها به غارت رفته بود و بعدا در سال ۲۰۰۶ به صاحبانش بازگشت و همان سال به قیمت ۱۳۵ میلیون دلار فروخته شد که در آن زمان رکوردی برای قیمت یک نقاشی بود.

منبع: The Squirrel Review / 1st Art Gallery

دیدگاهی بنویسید

avatar