به این نقد امتیاز بدهید

واتسون و کوسه ماهی – Watson and the Shark
نقاش: جان سینگلتون کاپلی – John Singleton Copley
سبک: رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۷۷۸

نقد نقاشی واتسون و کوسه ماهی

نقد نقاشی واتسون و کوسه ماهی

واتسونی که در عنوان این نقاشی ذکر شده است، در‌واقع بروک واستون،‌ یتیمی است که بعدها شهردار لندن می شود. واتسون در سال ۱۷۳۵ در پلیموث لندن به دنیا آمد. پس از مرگ والدینش به بوستون می رود تا با یکی از بستگان دورشان به نام لیفینس که یک تاجر است زندگی کند. لیفینس مشغول تجارت با مناطق هند غربی بود، در این زمان واتسون یک نوجوان بود. او در یکی از کشتی‌های لیفینس به عنوان خدمه کشتی مشغول کار شد. در سال ۱۷۴۹ که چهاده سال داشت، هنگامی که کشتی در بندرگاه هاربر لنگر گرفته بود، تصمیم به شنا می گیرد و بزرگترین رخداد زندگی اش را تجربه می کند. واتسون لباس‌های پشمی مخصوص ملوانی را از تن درآورده بود چون به هنگام خیس شدن بسیار سنگین می‌شوند و نمی‌توان به راحتی با آن‌ها شنا کرد. اندکی پس از اینکه به آب می زند یک کوسه ماهی به او حمله ور می شود. در ۱۷۷۸ یعنی زمانی که نقاشی کاپلی در آکادمی سلطنتی هنر به نمایش در آمد، واتسون این واقعه را به صورت سوم شخص بازگو می کند و می نویسد: « کوسه سه بار به او حمله کرد. در حمله اول گوشت ساق پایش از زانو به پایین از استخوان جدا شد، در حمله ی دوم مچ پایش کنده شد. نزدیک بود برای بار سوم هم به او حمله کند و او طعمه ی کوسه شود که سرنشینان قایق با چنگک و نیزه های ماهی گیری شان کوسه را دور کردند.» این توصیف مربوط به همان لحظه‌ای است که کاپلی در این نقاشی کشیده است. با رجوع به زندگی و آینده ی این جوان می‌دانیم که او در نهایت زنده می‌ماند اما زنده ماندنش واقعاً عجیب و دور از انتظار بود.

این نقاشی آمیخته با داستان و حادثه است. ترکیب بندی نقاشی شامل ده شخصیت و یک کوسه ببری است، کوسه ی گوشت خوار عظیمی که بخش وسیعی از نقاشی را پر کرده است. واضح است که شخصیت اصلی نقاشی واتسون با آن موهای طلایی اش است. او در پیش‌زمینه ی نقاشی در حالتی شناور قرار گرفته است، پاهایش در گوشه‌ی پایین سمت چپ و سرش در مرکز نقاشی قرار دارد. دست چپش در راستای بدنش قرار گرفته و با دست راستش می‌خواهد خود را به افراد درون قایقی برساند که می‌خواهند او را نجات دهند. پای چپش را به سطح آب زده است، پای راستش از زانو به پایین جدا شده است، به نظر می‌رسد که در آب ناپدید شده باشد. نگاهش به سمت بالا و به سوی افراد درون قایق است. قایق در مرکز نقاشی قرار گرفته است. لحظه ی نزدیک شدن کوسه از سمت راست را در نقاشی می بینیم.

تصویر واتسون نشان از سبک کاپلی دارد، سبکی که در آن الهام هایی از آثار بزرگ هنری گذشته را با هم در نقاشی هایش استفاده می کرد. اگر واتسون در حالتی ایستاده قرار داشت، وضعیت بدنش شبیه به حالت گلادیاتور بورگیس، یکی از مشهورترین کارهای کلاسیک قرن هجدهم می شد. همچنین شباهتی هم به یکی از اشخاص درون نقاشی تجلی اثر رافائل می داشت. کاپلی این نقاشی را در واتیکان دیده بود. سر واتسون که کاپلی آن را به صورت نیمرخ کشیده است، تقریباً یک کپی از سر یکی از پسران در مجسمه های معروف لاوکون و پسرانش است. کاپلی در بازدیدش از واتیکان این اثر را می بیند.

تنها واتسون نیست که توانایی کاپلی در گلچین کردن بخش‌هایی از آثار مشهور قدیمی را نشان می دهد. این نقاشی پر از ارجاع های هنری است که می توان آن ها را به راحتی تشخصی داد. بیشتر این ارجاع ها مربوط به نقاشی هایی هستند که مضامینی مذهبی دارند. جای تعجب نیست که یکی از مضامین زندگی خود واتسون هم رهایی و نجات یافتنش پس از حادثه ای تلخ باشد.

دو مردی که در قسمت چپ قایق قرار دارند هر دو، دست راستشان را برای گرفتن و نجات دادن واتسون دراز کرده اند. به نظر می‌رسد که کاپلی این حالت را از ماهیگیری معجزه آسا اثر رافائل الهام گرفته باشد. این اثر آن زمان در لندن بود. به نظر می رسد کاپلی به این روایت های مذهبی علاقه داشته است. شخص ایستاده در قایق که کت ملوانی به تن دارد و با یک نیزه ی ماهی گیری می خواهد کوسه را دور کند، شبیه نسخه های مختلفی از جرجیس قدیس (که اژدهایی را می کشد) یا میکائیل قدیس (‌که شیطان را از بهشت بیرون می کند) است. جرجیس و اژدها اثر رافائل و میکائیل فرشته بلند مرتبه اثر گیدو رنی هم ممکن است منبع الهام این کار بوده باشند.

واتسون و کوسه ماهی اثری احساسی و پرتکاپو است. کاپلی برای افزایش میزان احساساتی که در این کار روایت می شود از حالت چهره ی شخصیت‌ها استفاده کرده است. با نگاه کردن به چهره ی مردان درون قایق می‌بینیم که افرادی مختلف از نژاد و طبقات مختلفی در نقاشی داریم. هم جوان هم پیر در نقاشی می بینیم. این تنوع در مقایسه ی سطح ثروت آنان نیز وجود دارد. برخی از آن‌ها ملوانانی ساده به نظر می آیند. مردی که با چنگکی در دست ایستاده، با توجه به پوشش، کفش‌های چرمی با سگک های فلزی، جوراب های ابریشمی و کت ملوانی تازه ای که به تن دارد به نظر می رسد که ثروتمندتر باشد.

حضور مرد آفریقایی در مرکز تصویر بسیار جالب توجه است. کاپلی به این شخصیت در ترکیب بندی نقاشی اش جایگاه ویژه ای را اختصاص داده است. او طنابی که قربانی را به قایق وصل می کند را در دست دارد. توجه کاپلی به این شخص نشان دهنده علاقه کاپلی به اوست. این شخص هر که بوده باشد کاپلی به نظر انس و الفتی با او داشته است. کاپلی او را در یک نقاشی دیگر با عنوان صورت یک نگرو (سیاه پوست) نیز کشیده است. در مقایسه با تصاویری که در قرن هجده و حتی نوزده از آفریقایی ها وجود داشت، نقاشی های کاپلی تصویری صادقانه، دارای حرمت و وقار را از سیاه پوستان به تصویر می کشند.

منبع: Khan Academy

دیدگاهی بنویسید

avatar