نسیمی آرام – A Fair Wind
نقاش: وینسلو هومر – Winslow Homer
نوع: رنگ روغن روی بوم
سال:‌ ۷۶-۱۸۷۳

نقد نقاشی نسیمی آرام

نقد نقاشی نسیمی آرام

موضوع اصلی این نقاشی مردی با سه پسربچه در قایقی چوبی کوچک است که در میان دریایی به نظر آرام در حرکت اند. در مرکز نقاشی قایقی را می بینیم. یکی از پسران در قسمت انتهایی و بالای قایق نشسته است، زانو هایش را جمع کرده و پاهایش را صاف روی زمین گذاشته تا داخل آب نیافتد. گرفتن سکان با یک دستش همراه با حالت نشستنش که راحتی و آسودگی خاصی در آن دیده می شود، نشانگر آرامش و اطمینان خاطر در انجام کارش است. نیم رخ چهره اش نه به صورت کامل دیده می شود، به صورتی که تنها چانه، لپ چپ و کاسه ی چشمش را می بینیم. این جزئیات به نسبت ابرهای متراکم روی دریا بیشتر به چشم می آیند. همچون بقیه افراد، او نیز به خاطر تابش مستقیم نور خورشید رو برگردانده است. انعکاس نور را روی تی شرت و کلاهش می بینیم. در سمت راست مردی در قایق نشسته است که احتمالاً پدر این سه پسربچه باشد. تنها چهره، شانه، بال و دست‌هایش دیده می شوند. تیشرت قرمز رنگش روشن ترین رنگ در این نقاشی است. دست‌های پینه بسته اش و محکم گرفتن طناب بادبان در دستانش، نشان دهنده ثبات اوست. از چهار شخص درون نقاشی او تنها کسی است که نگاهش کمی نگران به نظر می رسد، این حالت ویژگی مشترکی در کارهای هومر است.
تقریباً همیشه جنبه‌ای اجتماعی و واقع گرایانه در کارهای هنرمندان آمریکای قرن نوزدهم دیده می شود. البته می‌توان گفت در آثار آن ها هم، به همان اندازه‌ی مدرنیست های اروپای قرن بیستم رویا، خیال و رمانتیک حضور دارد. می‌توان از پرتره های توماس ایکینز و جان سارجنت به عنوان آثاری اجتماعی و رئالیستی نام برد که به بررسی روانشناسانه کسانی پرداخته اند که پرتره شان را کشیده اند. می‌توان از نقاشی های ادوارد هاپر به عنوان بررسی هایی روانشناسانه و اجتماعی از تنهایی اشخاص، مشکل در ارتباطات یا سردی و یأس موجود در محیط های شهری مدرن نام برد. مجموعه نقاشی های هومر نیز با تعاریف و اصطلاحات مشابهی قابل بررسی هستند. بررسی این آثار با اصطلاحات مرتبط با روانشناسی و اجتماعی باعث می‌شود از ویژگی‌های بنیادین و ریشه‌ای مربوط به نقاشان آن‌ها دور شویم؛ یعنی توانایی شان در به تصویر کشیدن خیال و رویاپردازی شان با استفاده از ساختارهای رئالیستی. آن ها عمق احساسات و تخیلاتی را ارائه می‌دهند که با دنباله‌ای از بررسی شخصیت‌ های کشیده شده قابل جمع بندی نیستند. از طرفی تأثیرات تخیل و رویا نباید آن قدر باشد که درک رئالیستی اثر را پایین بیاورد. در آثار هاپر، هومر و ایکینز، آرامش درونی شخصیت ها است که باعث می‌شود صفاتی رئالیستی در آن ها دیده شود.

به نقاشی نسیمی آرام توجه کنید. مسافرانی را در سفری دریایی خیالی می بینیم. نکته‌ی اساسی که در این اثر قابل توجه است، هماهنگی اجزای آن است. هومر چگونه چنین هماهنگی ظریفی بین اجزای متقابل این دو قلمرو را ایجاد کرده است؛ اجزای مربوط به خیال و مربوط به جهان واقعی. بهتر است ابتدا به پیکره ها به عنوان مسافرانی خیالی نگاه کنیم. توجه کنید که سختی و زحمتی در فیزیک و حالت قرار گرفتنشان دیده نمی شود. بدن ها آسوده و راحت اند. اثری از تکان های فیزیکی موجود در قایقی کوچک در بادی تند نمی بینیم. این اشخاص وارد جهانی واقعی شده اند. بارزترین جنبه‌ و ویژگی آنان این است که افرادی جدا و خاص نیستند، تصاویری دورافتاده و مجرد نیستند بلکه اعضایی از انجمنی کوچک و پیوسته اند. شاید در وضعیتی از تفکر و تعمق قرار دارند. اما تاکید هومر روی این بوده است که تمامی آن‌ها در یک قایق هستند و این غنی ترین تعبیر از حسی است که این نقاشی به ما می دهد. آن‌ها مشغول مجموعه‌ای از کارهای به هم مرتبط اند. یکی سکان را گرفته است. یکی بادبان را گرفته است و دو نفر دیگر تعادل قایق را برقرار می کنند. عملکرد هر یک از آن‌ها نیاز است تا قایق کوچکشان در این باد تند بتواند پیش برود.

بررسی ها و بحث‌های مختلفی در مورد این نقاشی صورت گرفته است. همیشه در این بحث ها به خیره شدن شخصیت ها به افق اشاره می شود. واضح است که هومر بیش تر روی مساله‌ی وابستگی کار و وظیفه ی افراد و عمل‌کرد مؤثر آن‌ها در کنار همدیگر تاکید داشته است، به صورتی که هیچ یک به افق خیره نباشند. سه شخص جوان تر درون نقاشی به قسمت جلویی قایق نگاه می‌کنند و تعادل قایق را برقرار کرده اند. شخص مسن تر به چرخش قایق و مسیری که در آن پیش می روند توجه دارد. این نقاشی می‌تواند تمثیلی از خود آمریکا باشد؛ درباره‌ی بهره برداری از بصیرت و دیدگاه افراد همراه با کار و تلاش مشترک و به هم پیوسته شان در مسیر رسیدن به هدفی مشترک. هومر بر این باور بود که زندگی با تخیل حتی با کسل کننده ترین کارها هم تضاد ندارد، بلکه با آن هماهنگ و هم نواست. اگر به ماهی در پایین قایق توجه کنیم می بینیم که این سفر خیالی برای رسیدن به چیزی فراتر از خیال و رؤیا بوده است.

منبع: Kibin / Boston University

به این نقد امتیاز بدهید

دیدگاهی بنویسید.

avatar