۵ (۱۰۰%) ۱ vote

ندیمه ها یا لاس منیناس
نقاش: دیگو ولاسکز
سال: ۱۶۵۶

نقد نقاشی ندیمه ها یا لاس منیناس

نقد نقاشی ندیمه ها یا لاس منیناس

از نظر سبک، لاس منیناس انگار که بهترین بخش های تمام نقاشی های قبلی ولاسکز را در خود جمع کرده باشد. مثل آثار قبلی اش این نقاشی نیز به خاطر تمرکز، پالت رنگ  تاریک و محدود، رئالیسم شبه عکس، و ضربه های قلم آرام و آزاد و نامنظم، مورد توجه قرار گرفته است.
اگر لاس منیناس به عنوان یکی از برترین نقاشی تمام دوران ها دیده شده است،‌ بیشتر به خاطر  پیچیدگی زیاد و وجود خلاقیت در ساختار آن است. نقاشی ولاسکز در نگاه اول شاید نسبتا ساده و همراه با بیانی مستقیم به نظر بیاید، اما با بررسی دقیق تر متوجه می شویم که اثری است دارای پیچیدگی و ریزه کاری های دقیق.

عمق لایه ها
طرح تصویر لاس منیناس به حالتی شبکه ای تقسیم شده است، چهار بخش افقی و هفت بخش عمودی. به همین شکل بوم به هفت لایه در عمق تقسیم شده است. لاس منیناس در میان نقاشی های ولاسکز دقیق ترین و عمیق ترین تعریف از فضا را ارائه می کند و تنها نقاشی است که سقف اتاق دیده می شود.

فضای اتاق شبیه به صحنه ی نمایشی تصویر شده است، به همراه هفت لایه در فضای موجود که با فواصلی متفاوت قرار گرفته اند. لایه اول که کم عمق ترین لایه است با بوم بزرگ سمت چپ آغاز شده و از آن طرف کوتوله ای که به سگ لگد زده است را در بر می گیرد.
لایه دوم شامل شاهزاده و پیشخدمت هایش است، لایه سوم ولاسکز، نگهبان و محافظ، لایه چهارم دیوار پشتی اتاق، لایه پنجم فضای بین درِ باز و پیکر نیتو (Nieto)، لایه ششم فضای بازتاب آینه و نهایتا لایه هفتم فضایی است که بازتاب آینه اعمال شده است، یعنی همان فضای بیرون طرح تصویر که شاه، ملکه و بیننده ایستاده اند.

الگوها و ارتباطات
برای ساختاری با اشخاصی متعدد در تصویر و در ابعادی به این بزرگی،‌ سازماندهی و مدیریت بالا جزو اساس و بنیان کار است. ولاسکز در لاس منیناس با بکارگیری مجموعه ای از خط های اریب و خمیده ترتیب ها را مشهود می سازد. او چهره ها را در پیش زمینه در مسیری به شکل X با حصور شاهزاده مارگاریتا در مرکز می چیند، به این صورت روی اهمیت او تمرکز کرده و کودک پنج ساله را نقطه ی کانونی اثر می سازد. خطی قطری(مورب) با زن زانو زده حاضر در سمت چپ شاهزاده شروع شده،تا خانم ایستاده در سمت راست ادامه یافته و با رسیدن به ندیمه و محافظ در پس زمینه تمام می شود. خط مورب دیگری از ولاسکز در سمت چپ آغاز و از سر کودک عبور کرده و تا سگ نشسته در سمت راست کشیده شده است.

ولاسکز بسیار هنرمندانه از نور و تاریکی استفاده می کند . با به کارگیری نور و سایه، مجموعه ای از کمان های دوگانه را ایجاد کرده که مرکزیت و محوریت شاهزاده را تکمیل می کند، یکی بالاتر با ولاسکز آغاز شده و به روی سر شاهزاده رسیده و تا نیتو در پسزمینه بالا می رود، و کمانی دیگر در پایین تر با هلال نور در پس زمینه ایجاد شده است.

آرایش و ترتیب چهره ها خود الگویی می سازند که هماهنگی و ترتیب را در اثر تکمیل می کنند. از چپ ولاسکز ایستاده، به دنبال او ملکه و شاه در آینه، به دنبال آن نیتو، به دنبال‌ آن ندیمه و محافظ قرار دارند. بدین صورت آهنگی از مرد، زن، مرد ایجاد شده که همه ی این چهره ها حول دختر پادشاه ایستاده اند و به صورتی نمادین در حال محافظت از او هستند. سفید بودن شاهزاده باعث شده که بیشتر تصویر او جلوه کند، و  به نظر می آید که کلیت نقاشی روی استفاده از سایه های تنبریستی(روشنایی و تاریکی) کشیده شده است.

قاب ها
لاس منیناس نقاشی است حول قاب و قاب سازی. تمام افراد توسط اتاقی که در آن هستند فریم بندی شده اند، گرچه فریم های واقعی به صورت بوم در سمت چپ ، قاب های نقاشی روی دیوار پشتی، فضای در که نیتو را در بر گرفته، و نهایتا آینه که زوج سلطنتی را قاب کرده است، ظاهر شده اند.
این دو قاب آخری جالب ترین آنها هستند، به خاطر نوع ترکیب بندی که ایجاد کرده اند. بعد از شاهزاده این دو دیگر نقاط محوری نقاشی هستند. درِ باز بیننده را به تصور فضای میانی موجود ترغیب می کند، با وجود آینه در سمت چپ، و ارائه فضایی بازگشتی خیالی،  باز هم بیننده را کاملا از سطح تصویر بیرون می برد، چرا که فضایی را بازتاب می دهد که بیننده در آن قرار گرفته است.

برخلاف دیگر نقاشان درباری ، ولاسکز از تظاهر و نمایش ایده آل های دور از باور در نقاشی هایش درمورد موضوعات سلطنتی امتناع می کرد. به جای آن افراد درون تصویر را با انسان گرایی بی سابقه ای می کشید و با پرداخت رویه و بافتهای(موی سر، لباس، شیشه، آینه) مختلف با نهایت نمود واقعی ممکن را به تصویر می کشید.

در لاس منانس این اثر نشان از رئالیسم دارد، اعمال مختلف افراد (شاهزاده سرش را چرخانده، کوتوله در سمت راست به سگ لگد می زند، و شکلک در می آورد) فضا و حالتی از عکس های فوری را به نقاشی می بخشد.
از دور، لاس مینانس حسی قابل توجه از رئالیست بودن را القا می کند، و  از خود اثر گاهی شبه عکس فوری یاد می شود. بصورتی شگفت انگیز ولاسکز سعی کرده این واقع گرایی را خارج از محدودیت و تنها با قلم مو ایجاد کند. از نمای نزدیک، تشخیص شکل ها یا طرح ها تقریبا ناممکن است: سطح نقاشی، تصویری از روشنایی خیره کننده، رنگ های مالیده شده ترکیبی از سایه و نور ایجاد شده است و با عجله رنگهای روشن برای نمایان ساختن نور بازتاب شده اعمال شده اند. در قرن ۱۷ انتونیو پالومینو در باره این نقاشی می گوید; اگر خیلی نزدیک به نقاشی باشید آن را نمی توانید بفهمید، اما وقتی از آن دور شده و از فاصله دورتر به آن می نگرید، می فهمید که این اثر یک معجزه است.

منبع: Artble

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar