به این نقد امتیاز بدهید

ناپلئون در حال عبور از آلپ

نقاش: ژاک لویی داوید

سبک: نئوکلاسیک

سال: ۱۸۰۰

ناپلئون در حال عبور از آلپ

ناپلئون در حال عبور از آلپ

بعضی آن را ثابت و بی روح می دانند، مساله ای که البته نشان دهنده مهارت داوید در ثبت یک صحنه پرتحرک است. بعضی معتقدند این یک اثر هنری نیست و تنها ابزاری است برای تبلیغ پروپاگاندای ناپلئون. بعضی ها بر این باورند که این کار در اصل پایان دوران کاری داوید بود، چرا که او بعد از آن به نقاش ثابت ناپلئون تبدیل شد. ولی هر صحبتی که مطرح شده باشد در یک موضوع تردید نمی توان داشت، که این نقاشی موفق ترین پرتره ای است که از ناپلئون به جای مانده است. 

پسزمینه تاریخی:

این اثر ظرف چهارماه به اتمام رسید، اکتبر ۱۸۸۰ تا ژانویه ۱۸۸۱٫ ناپلئون در حال عبور از آلپ در اصل نماد طلوع یک قرن تازه است. بعد از یک دهه ترس و بی ثباتی که در اثر انقلاب به وجود آمد، فرانسه یک بار دیگر در حال تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ بود. مسلما در قلب این احیا ژنرال ناپلئون بناپارت قرار داشت، کسی که در سال ۱۷۹۹ یک کودتا علیه حکومت انقلابی به راه انداخت و خودش را تحت عنوان کنسول اول معرفی کرد. او با تلاش خود به یکی از قدرتمندترین افراد فرانسه تبدیل شد و چند سال بعد خود را امپراطور نامید. 

در ماه می ۱۸۰۰ او با هدف نبرد با کشور اتریش موسوم به نبرد مارنگو، با ارتش خود در حال عبور از کوه های آلپ بود. این نقاشی یادبود پیروزی ارتش ناپلئون در این نبرد است. اثری که بعدها به دستور چارلز چهارم، پادشاه اسپانیا در گالری نقاشی بزرگ ترین رهبران نظامی جهان قرار گرفت. 

ناپلئون و پرتره:

در طراحی این نقاشی ناپلئون چندان با داوید همکاری نکرد و حتی حاضر نشد به عنوان مدل حضور داشته باشد. تنها چیزی که داوید در اختیار گرفت یونیفرمی بود که ناپلئون در جریان نبرد مارنگو به تن داشت. یکی از پسران داوید در نقش ناپلئون ظاهر شد، یونیفرم را پوشید و بر روی یک نردبان قرار گرفت. دلیل فیزیک و اندام جوان ناپلئون در نقاشی هم احتمالا به همین خاطر باشد. 

ناپلئون اما چندان هم بی خبر از روند کار نبود. ایده سوار بودن بر روی اسب را اولین بار خودش مطرح کرد: “ناپلئون آرام بر روی یک اسب سرکش.” این توصیه او به نقاش بود. داوید هم از دستور او پیروی کرد. چون بهتر از این نمی شد توانایی ناپلئون در مهار منصفانه و باطمانینه قدرت را به تصویر کشید. البته نکته جالب این است که در واقعیت، ناپلئون همراه ارتش خود از آلپ عبور نکرد، بلکه چند روز بعد و سوار بر یک قاطر از طریق یک کوره راه به سربازان خود پیوست!

شرح نقاشی:

همچون دیگر پرتره های مربوط به افراد سوار بر اسب، ناپلئون در حال عبور از آلپ نشان دهنده قدرت است. ناپلئون سوار بر یک اسب عربی است. در پیش روی او یک کوه امتداد یافته است. پسزمینه هم توسط کوه ها و صخره ها احاطه شده است. سربازان فرانسوی در حال حمل یک توپ بزرگ هستند.

دست راست و بدون دستکش بناپارت به سمت یک قله نه چندان مشخص نشانه رفته است. بیش تر به نظر می آید مشغول فرمان دادن به سربازان خود در فاصله دور است. البته دستان افراشته از جمله ویژگی هایی است که در کارهای داوید زیاد می بینیم. ولی این مورد استثنائا با فضای کار هم همخوانی دارد. به نوعی بازتاب دهنده شیبی است که در لبه کوه وجود دارد. این حرکت در کنار نوع حرک ردای ناپلئون، زوایایی ایجاد کرده که در تضاد با شکل ابرهای سمت راست تصویر است. هدف، تثبیت شمایل ناپلئون بوده است. 

منظره پشت تنها صحنه ای است برای به تصویر کشیدن ناپلئون. به عنوان مثال در سمت چپ و پایین تابلو، بر روی یک صخره، نام ناپلئون نوشته شده است. در کنار نام او می توانیم اسامی هانیبال و شارلمانی هم مشاهده کنیم، دو رهبر قابل توجه دیگری که سربازان خود را از طریق آلپ عبور داده اند. داوید از این منظره به عنوان ابزاری برای انتقال پیامی استفاده می کند که می خواسته در مورد سوژه خود منتقل کند. از نظر مقیاس، ناپلئون و اسبش عناصر قالب نقاشی هستند. اگر یک قدم جلوتر برویم و دستان و ردای رها در باد او را هم در نظر بگیریم، به نظر می رسد ناپلئون منعکس کننده محیط اطراف خود است. برعکس1dc16b745e778ea131b956de0fad88b21d61836d آن هم می تواند صدق کند، یعنی طبیعت منعکس کننده ناپلئون باشد. طبیعتی که در سیطره ناپلئون قرار دارد. به نظر می آید داوید می خواهد به طور غیرمستقیم نشان دهد که این مرد، که دستاوردهایش تا قرن ها مورد تحسین قرار گرفت، هر کاری که بخواهد را می تواند انجام دهد. 

به نظر می رسد ناپلئون از این اثر بیش از حد لذت برده است. او بعدها دستور داد سه نسخه دیگر از این نقاشی طراحی شود. نسخه پنجمی هم طراحی شد اما در کارگاه داوید باقی ماند. یکی از این تابلوها در مادرید قرار دارد، دو نمونه دیگر در پاریس و یکی هم در میلان. همین مساله هم نشان دهنده گستردگی نفوذ ناپلئون در اروپاست. 

نتیجه گیری:

داوید در سال ۱۸۰۱ به نقاش اختصاصی ناپلئون تبدیل شد. ممکن است از خودتان بپرسید داوید چه حسی در مورد این مقام جدید داشت. حقیقت این است که این نقاش، ناپلئون را می پرستید. زمانی که ناپلئون برای اولین بار وارد کارگاه داوید شد، این نقاش به شاگردان خود اعلام کرد: “او قهرمان است.” شاید داوید از این که می توانست تصویر خوبی از ناپلئون به مردم ارائه بدهد، احساس غرور می کرد.  داوید تاریخ و امضاء خود را به شکل قابل توجهی بر روی سینه اسب قرار داده است. تمهیدی که باعث می شود توجه ها بر روی زین اسب معطوف شود. 

در ناپلئون در حال عبور از آلپ، نوعی درخشش غیرقابل انکار دیده می شود. این اثر هم سو با رویه هنری است که داوید در آن زمان پیش گرفته بود. او به گفته خودش به دنبال “بازگشتی به هنر اصیل یونان” بود. او در این اثر به سبک قالب های اولیه هنر یونان باستان عمل کرده است. سبکی که معمولا بر روی مدال ها و سکه ها می بینیم. سبکی قابل توجه است و همیشه می تواند خود را بازآفرینی کند. سبکی ایده آل برای به تصویر کشیدن قهرمانی متعلق به تمام دوران. 

بن پولیت

منبع: khanacademy

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar