مرگ مارا – Death of Marat

نقاش: ژاک لوئی دیوید – Jacques Luis David

سبک: رنگ روغن روی بوم

سال: ۱۷۹۳

نقد نقاشی مرگ مارا

نقد نقاشی مرگ مارا

در طول سه دهه انقلاب فرانسه، ژاک لوئی داوید موثرترین فرد در نقاشی فرانسه بود. آثار او نمونه‌های بارزی هستند از شکل جدید نئوکلاسیسم و همچنین شیوه آموزش هنرهای آکادمیک. در سال ۱۷۷۴ برنده جایزه بزرگ رم شد. سه شاهکار قبلی او سوگند هوراتی‌ها، مرگ سقراط و تبرداران جسد پسرانشان را برای بروتوس می آورند نمونه هایی از اوج نقاشی نئوکلاسیک فرانسه هستند. او بیشتر به خاطر اثر مرگ مارا شناخته می شود که مرگ رهبر انقلابی پر از خشونت و تندخویی را به شهیدی سیاسی تغییر داد. پس از اعدام مدافعش ماکسیمیلیان روبسپیر یکی از رهبران انقلاب فرانسه، لوئی داوید مدت کوتاهی زندانی شد و سپس زیر نظر دیرکتوار فرانسه آزاد شد. البته خیلی زود گرایشش را به سمت ناپلئون بناپارت تغییر داد و نهایتا به نقاش رسمی رژیم جدید تبدیل شد که افتخارات زیادی را برایش به دنبال داشت. ناپلئون در حال عبور از آلپ و مادام رکامیه از بهترین آثار این دوره اش هستند. پس از سقوط ناپلئون در سال ۱۸۱۵، داوید خود را به بروکسل تبعید کرد. او از افرادی همچون یوهان وینکلمان و رافائل منگس تاثیر گرفت و آخرین هنرمند از گروه استادان کهنه کار بود که طرفداران و پیروان زیادی پیدا کرد و گاهی به آنها پیروان مکتب داوید می گفتند که افرادی همچون لویس تریسون، آنتوان ژان گروس، جی. ای. دی اینگرس و ارنست مسونیه را شامل می شد.

مرگ مارا تلاشی بود برای تغییر وجهه شخصی با خشونت و عصبانیتی خونین به قهرمانی تراژیک که در راه انقلاب شهید می شود. در این اثر که روی مسائل و مشکلات سیاسی معاصر آن زمان تمرکز دارد، از سنت های مربوط به دو دهه پیشِ آثار بنیامین وست استفاده شده است که نقاشی مرگ ژنرال وولف را برای بزرگداشت مرگ وولف در جنگ کیبیک کشید. داوید در این زمان شروع به کشیدن نقاشی تاریخ معاصری کرده بود با عنوان سوگند تنیس اما به دلیل تغییرات سلطه و قدرت های سیاسی نتوانست آن را تکمیل کند. در این زمان اتحاد انقلابی که قرار بود نمایان شود دیگر باقی نمانده بود و بسیاری از قهرمانان انقلابی در ۱۷۹۳ همچون خائنان عامل این مصائب دیده می شدند. این اتفاق برای مارا هم رخ داد و اعتبار و نام او پس از مرگ با پیش رفتن انقلاب به شدت نزول کرد. البته استعداد داوید به عنوان یک نقاش سیاسی هم در هنر هلنیستی و هم هنر رنسانس میانه به خوبی جای می گیرد و به اثر مرگ مارا جانی ویژه و مستقل بخشیده است، به شکلی که این اثر کاملا جداست از شهرت مارا در زندگی واقعی اش.

مرگ ژنرال وولف اثر بنیامین وست

مرگ ژنرال وولف اثر بنیامین وست

شک و بحثی در حقایق رخدادهای پشت این اثر وجود ندارد. در ۱۳ جولای ۱۷۹۳ نویسنده، پزشک  و روزنامه‌نگار انقلابی فرانسوی متولد سویس که یکی از طراحان کشتار سپتامبر و دوران ترور بود، در وان حمام توسط ُشارلوت کوردی جوان وابسته به ژیروندین به ضرب چاقو کشته شد. شارلوت با تظاهر به در دست داشتن لیستی از ضدانقلابی های ساکن در شهرش کان وارد خانه مارا شده بود. در پایان پانزده دقیقه مصاحبه اش، مارا از او تشکر کرد و قول داد که خیانتکاران هفته بعد اعدام خواهند شد، در این هنگام شارلوت یک چاقوی آشپزخانه را در قفسه سینه اش فرو کرده و شریان کاروتید او را قطع می کند. این آسیب شدید می توانست در چند ثانیه کشنده باشد. او تلاشی برای فرار نکرد و چند روز بعد با گیوتین اعدام شد. در زندگی واقعی مارا از نظر بیشتر افراد، روزنامه نگاری عبوس، بدگمان و خودمحور بود. او یکی از رهبران مونتنگارد بود؛ گروه تندرویی که کمیته امنیت عمومی را کنترل می کردند.

مارا بیماری پوستی داشت که از خارش زیاد رنج می برد و ناچار بود بیشتر اوقاتش را در وان حمام بگذراند. برای آرام تر کردن وضعیت پوستش حوله ای آغشته به سرکه را دور سرش می پیچید. به همین خاطر حمام دفتر کارش شده بود و در وان به کارهایش می پرداخت و لیست های بلندی از مظنونین را می نوشت تا مورد بازجویی و اعدام قرار گیرند. این نقاشی آخرین لحظات زندگی مارا را کمی پس از مرگش به تصویر می کشد.

نقاشی مرگ مارا او را همچون شهید و قهرمانی مردمی به تصویر کشید و خیلی سریع به نمادی اصلی برای انقلاب فرانسه تبدیل شد. داوید برای رسیدن به این منظور از ویژگی های خاص نقاشی های مذهبی در کشیدن آثار سوگواری مسیح یا صحنه های مربوط به تصلیب مسیح بهره برد.

برای شروع، تمامی آثار مربوط به تجملات و تزئینات اتاق مارا را حذف کرد و به جای آن از صحنه ای تئاترگونه و تاریک به عنوان پس زمینه استفاده کرده است که در جلوی آن پیکر مارا به بیننده نمایش داده شده است. گردنش به پشت افتاده است و صورتش را نوری روشن و درخشان پوشانده و لبخندی ملیح روی لبهایش نشسته است و آخرین نفس زندگی اش را می کشد. حالت قرار گرفتن او و جای زخم چاقو زیر ترقوه اش نقاشی های مسیح پس از پایین کشیدنش از صلیب را به یاد می آورد. قلم پری از دستش افتاده و چاقوی خون آلودی کنار دستش روی زمین افتاده است. نقاش ترکیب بندی اش را از شیوه سنتی  پیه‌تا (تصویرسازی عیسی در آغوش مریم در حال سوگواری) الهام گرفته است. برای نمونه پیکر پیه‌تا اثر میکل آنژ را ببینید. داوید تروری آشفته و پر از هراس را به نمادی از شهادتی آرام تبدیل کرد. او واقعیت را طوری با دقت دست کاری و ویرایش کرده است که هیچ خلالی در آن دیده نمی شود. بر خلاف جثه خشکیده مارا در زندگی واقعی، در نقاشی و حین مرگ دستانی عضلانی و بلند برایش ترسیم شده اند. دست راستش به سمت چپ آویزان شده است به شکلی که یاد آور مسیح در نقاشی تدفین مسیح اثر کاراواجو است. پوستش که در حال خونریزی است هم صاف و نرم است.

تدفین مسیح اثر کاراواجو

تدفین مسیح اثر کاراواجو


پیه‌تا اثر میکل آنژ

پیه‌تا اثر میکل آنژ

نامه قاتلش در دست چپش قرار گرفته است، در واقعیت چنین نامه ای اصلا وجود نداشت، روی آن نوشته شده است: «تاریخ ۱۳ جولای ۱۷۹۳، ماریا  شارلوت کوردی به مارا. از آنجا که ناراحت هستم این حق را دارم که حسن نیتم را به شما نشان دهم.» داوید این خیال را ایجاد کرده است که درِ خانه مارا به روی شکایات افراد ناراضی باز بوده است. همچنین روی صندوقچه ای که به عنوان میز استفاده شده است نامه ای می بینیم که در آن دستور داده شده تا به زن بیوه ای که مادر پنج فرزند است و همسرش جانش را برای حزب فدا کرده است، پول پرداخت شود، که این هم شایعه و دروغ احساسی دیگری است.

منبع: Visual Art Cork

دیدگاهی بنویسید.

avatar