۵ (۱۰۰%) ۱ vote

متقلبان – Cardsharps

نقاش: کاراواجو – Caravaggio

نوع: رنگ روغن روی بوم

سال: ۱۵۹۴

نقد نقاشی متقلبان

نقد نقاشی متقلبان

متقلبان نقطه اوجی در دوره فعالیت هنری کاراواجو است و اولین شاهکار واقعی او به حساب می آید. این اثر در زمان خودش بسیار معروف شد و حدود ۵۰ کپی از آن توسط دیگر هنرمندان کشیده شد. کاراواجو در کارگاه نقاش دیگری کار می کرد. برای این نقاش پس زمینه ها و طبیعت بی جان می کشید، بعدا تصمیم گرفت که مستقل باشد و برای خودش کار کند. نقاشی پیش گو توجهاتی را به خود جلب کرد و اثر بعدی او یعنی متقلبان بر شهرت او افزود. این نقاشی توجه و حمایت کاردینال دل مونته را جلب کرد، او این تابلو را خریداری کرد و از نقاش دعوت کرد تا در قصر او زندگی کند. کاردینال، کاراواجو را به جامعه نخبگان رم معرفی کرد و در موفقیت های هنری او نقش به سزایی داشت.

در متقلبان دو متقلب در حال تقلب علیه مرد جوانی هستند. او آسوده و بیخیال مشغول بررسی و نگاه کردن به ورق هایش است که بازیکن مسن تری کنار دستش از پشت دست او مشغول نگاه کردن به ورق های اوست و به دوستش با دست علامت می دهد. متقلب جوان تر با نگرانی به پسرک نگاه می کند و دستش را از پشت برده تا کارتی را از پشت کمربندش بردارد. هدف نقشه آنان، تعدادی سکه انباشته شده است که در سمت چپ میز قرار گرفته است.

این نقاشی کارواجو با نمایشی از روابط روانشناختی همراه است. تعاملات موجود در نقاشی نشان دهنده از دست رفتن معصومیت و ماهیت واقعی حیله و  نیرنگ است. ضعفِ معصومیت پسری که نسبت به او تقلب می شود در یک طرف ماجرا قرار دارد و از سوی دیگر مرد جوانی را می بینیم که در حال از دست دادن معصومیتش است و با متقلب مسن تر هم دست شده است. توجه به جزئیات نقاشی بخش های بیشتری از این نمایش را روشن می کند؛ دستکش های مرد مسن، قسمت انگشتش پاره شده است تا بهتر کارت های علامت گذاری شده را حس کند، و کلاه سیاه پسر معصوم که چشم راست مرد متقلب را پوشانده است.

با این تصویر از صحنه جرم، کاراواجوی جوان ژانر نقاشی نیرنگ را ابداع کرد. تنها سه نفر در صحنه هستند، دو متقلب و یک ساده لوح. داستان ساده اما دقیق است. این صحنه در نقاشی های قرن هفدهم به وفور تکرار شد. اما در نسخه کاراواجو چیزی هست که در هیچ اثر دیگری تکرار نشد. بخش جالبی از نقاشی، چشم راست متقلبی است که در پس کلاه پسرک پنهان شده است. البته این قسمت حذف نشده است، روی هم قرار گرفته اند. این یکی از آن بخش هایی است که باعث ایجاد حسی از پایداری در چشم انداز نقاشی شده است. فضای نقاشی به شما اجازه نمیدهد هر چیزی که بخواهید را ببینید. چشمی خیره و در حال تقلب که موضوع اصلی نقاشی است از دید ما پنهان مانده است. حتی به نظر می رسد که کلاه دید متقلب را هم سد کرده باشد و او هم چیزی را که می خواسته نتواند ببیند. لبه کلاه آن قدر دقیق روی چشم را گرفته است انگار با روبانی چشمش را بسته باشند. فشار بیشتری روی چشم دیگر ایجاد شده است. چشمی که به تنهایی از حدقه بیرون زده، چشمی خیره که مشتاقانه روی هدف ثابت شده است. نگاه خیره او همچنین کل نیرنگ و ارتکاب گناهش انگار خارج از کنترل باشد. دو چشم او، یکی پنهان و دیگری خیره می تواند خلاصه ای از کل داستان نقاشی باشد. توجه کنید این همپوشانی چقدر غیر ارادی است، چشم  و کلاه دقیقا در یک جهت قرار گرفته اند، به صورتی که هر حرکت جزئی از هر یک از آن دو نفر، این همپوشانی را از بین می برد.

این بخش تمام بی ثباتی این لحظه را برجسته می کند. صحنه ای حساس که کوچکترین حرکت، تقلب را برملا می کند. متقلب باید خم شود، نگاه کند و به همدستش علامت دهد، وقتی هم که کارش تمام شد نباید هیچ حرکت مشکوکی انجام دهد که قربانی متوجه تقلب آن ها شود. این همپوشانی کلاه و چشم نشانگر این تنش موجود است.

چشم پنهان شده زیر کلاه می تواند ارتباطی هم با دو چشم ناآگاه داشته باشد؛ چشمان پسرک که با دقت به ورق هایش نگاه می کند تا تصمیم بگیرد. همپوشانی در کنار همپوشانی کلاه و چشم، همپوشانی کارت هایی  که در دست پسرک هست هم قرار دارد؛ یکی از کارت ها تنها گوشه اندکی از آن دیده می شود و مابقی پشت کارت دیگر پنهان شده است، کارت هایی که ما فقط پشت آن ها را می بینیم.

این پیدا و پنهان ها ما را به نمایش داستان نقاشی می برد، نمایشی که در آن همه افراد سعی در پنهان کردن چیزی دارند. این صحنه همچون هر بازی ورقی، به ویژه یک بازی همراه با حیله، درباره پنهان کاری است، درباره پشت و رو و زاویه دید. تمامی اعمال موجود به این بر می گردد که چه چیزی از زاویه هر یک از این سه نفر قابل رویت است و چه چیزی پنهان است.  همچنین از زاویه دید بیننده چه چیزی پنهان است.

هیچ یک از سه نفر همه آن چه را که می خواهند نمی توانند ببینند. چیزهایی هست که بیننده نمی تواند ببیند اما آن ها می بینند، و چیزی هایی هم هست که آن ها نمی بینند اما بیننده می بیند. تصویر ترکیبی است چرخشی از دیدن و ندیدن، آگاهی و ناآگاهی، اعتماد و نیرنگ. پسرک به پنهان بودن کارت هایش اعتماد می کند. حیله گران به لو نرفتن نقشه شان تکیه می کنند. آن ها می بایست به هماهنگی شان هم اعتماد کنند. و آن چه بیننده می بیند این را می رساند که این اعتمادها ممکن است نا به جا باشند.

سه نفر در تصویر هستند، چند دست می بینیم؟ در نگاه اول پنج دست را می توانیم بشماریم. پس از آن ها یک دست دیگر هم توجه مان را جلب می کند. دست چپ متقلب مسن تر. دست او از زیر دست متقلب جوان تر ظاهر شده که روی میز قرار گرفته است.به صورتی است که انتظار حضور این دست در این قسمت را ندارید. نگران و آماده انجام کاری است، به خصوص به مکان قرارگیری اش نگاه کنید؛ بسیار نزدیک به سلاح متقلب جوان تر. انگشتانی باز که انگار آماده است تا با جهشی دسته چاقو را بگیرد. این بخش که تنها بیننده می بیند، حضور حیله ای پنهان و خشونتی را نشان می دهد. نشان دهنده عملی غیر ارادی است، چیزی که آن ها انجام می دهند اما به درستی درک نمی کنند که مرتکب چه کاری می شوند. همچون همپوشانی چشم  و کلاه، دوباره تنها ما هستیم که می توانیم این بخش را ببینیم. صحنه ای که از یک ارتکاب جرم گرفته شده است.

متقلبان با نشان کاردینال مهر شد و پس از مرگش در سال ۱۶۲۷ در کنار دیگر وسایلش انبار شد. سپس نقاشی وارد گالری کاردینال آنتونیو باربرینی شد و از طریق خانواده کولونیا سیارا به نسل های بعدی رسید.  به مدت نود سال مکان آن نامشخص بود تا اینکه در سال ۱۹۸۷ در یک گالری خصوصی اروپایی از آن رونمایی شد.

منبع:Independent / Caravaggio Gallery