تمثیل کوران – The parable of the blind
نقاش: پیتر بروگل پدر – Pieter Bruegel the Elder
سبک: چسب رنگ روی بوم
سال: ۱۵۶۸

نقد نقاشی تمثیل کوران

نقد نقاشی تمثیل کوران

همچون آثار دیگری از پیتر بروگل مثل شکارچیان در برف و سور دهقانان، نقاشی تمثیل کوران نیز با مضمونی مذهبی بر مبنای محاسبات فضایی و خطوط اریب کشیده شده است که خودنمایی آن در این اثر به اوج می رسد. این اثر یکی از بهترین نقاشی های دوره رنسانس در به نمایش درآوردن تمثیلی از کتاب انجیل و ترکیبی زیرکانه از نقاشی موضوعی، موعظه های اخلاقی و نقاشی منظره است. گروهی از نابینایان، یکی از موضوعات و مفاهیم عام در اروپای قرن شانزدهم  و موضوعی مد نظر بروگل بود. او گروهی از نابینایان را در نقاشی جنگ بین کارناوال شادی و مذهبیان و یک نابینا را هم در نقاشی خطابه یحیی قدیس قرار داده بود. نقاشی او از این گروه نابینا به دور از احساسات است، اما به حدی دقیق است که پزشکان توانسته اند مشکلات چشم برخی از آن ها را تشخیص دهند: مرد سوم از سمت چپ مشکل لوسمی قرنیه دارد و مرد جلوتر از او مبتلا به اموریس چشم است.

در بیشتر موارد، نقاشی های بروگل سال ها بعد از کشیدنشان نام های امروزی شان را دریافت کردند و برخی از کارهایش هم دارای چندین عنوان هستند. اسم گذاشته شده برای این اثر که گاهی هم زمین خوردن کوران نامیده می شود، به داستانی از مسیح و فریسیان اشاره دارد (متی،۱۵:۱۴) «اگر کوری هدایتگر کوری شود، هر دو به چاه خواهند افتاد» این روایت انجیلی، کوری و نابینایی روحی و درونی انسان نسبت حقیقت خداوند را توصیف می کند که بروگل با توانایی فوق العاده‌ای آن را به تصویر کشیده است. البته اختلاف نظرها در رابطه با دیدگاه بروگل نسبت به کلیسا همچنان ادامه دارد. این اثر همگام با نقاشی مردم ستیز کشیده شده است که آن هم با چسب رنگ روی بوم در اواخر احیای سبکی روی بوم آمده است که بروگل در ایام جوانی در شهر مشلانِ بلژیک یاد گرفته بود. نقاشی در این اثر تمایلی به رنگ های مهیج نداشته و بیشتر از رنگ های لطیفی همچون بنفش، خاکستری، سبز کم رنگ، قهوه ای کم رنگ (قهوه ای -خاکستری) استفاده کرده است.

موضوع انتخاب شده برای این شاهکار هنری در میان حدود ۱۰۰ ضرب المثل موجود در نقاشی ضرب المثل های هلندی دیده می شود. آن اثر هم اکنون خودش اثری بزرگ با توان تصویرسازی خیره کننده ای شناخته می شود. نقاشی ضرب المثل های هلندی اثری رنگ روغن روی پنل بلوط است که در آن انسان ها حیوانات و اشیایی به تصویر کشده شده اند و تصویری عینی از ضرب المثل های هلندی را نشان می دهند.

اجتناب ناپذیر بودن سقوط و زمین خوردن این افراد با استفاده از خطی قطری، حالت قرار گرفتن سرها و دست های افراد در نقاشی و موازی بودن و خط اریب موجود در عصاهای آنها و همچنین شیب تپه به تصویر کشیده شده است. خطهای قطری ضعیف تری برای ایجاد تعادل در شیب و زوایایی به کار رفته اند که وجود آن ها برای هر اثر حتی بسیار استادانه ای هم لازم است. با کجی موجود در بدن افراد، عصای دوم از سمت چپ و همچنین درختچه خشکیده در قسمت پایینی سمت چپ این تعادل ایجاد شده است و در شیب و وضعیت قطری موجود در نقاشی توازنی را ایجاد می کند.

نکته مهم و جالبی در بیان حس موجود در این زمین خوردن نافرجام و اجتناپ ناپذیر از طریق خطوط افقی و عمودی وجود دارد که در چمنزار پس زمینه نقاشی، تپه با شیب ملایم، درخت های و کلیسا ترسیم شده است. این ها تضادهای لازم با قطرها و خطوط اریب در پیش زمینه را برجسته می کنند در حالی که شکل مخروطی خانه ها در سمت چپ به توسعه قطرهای موجود در صف شخصیت ها کمک می کند. ترسیم موضوع نقاشی به صورت قطری نه تنها حسی کسل کننده و راکد به موضوع می بخشد همچنین از میزان تنش موجود در داستان اثر هم می کاهد. در حالی که رهبر گروه بر زمین نقش بسته است و نفر پشت سری اش هم در حال افتادن است، به نظر می رسد رگه ای از امید در بقیه هنوز وجود داشته باشد که با فاصله ای از نفر دوم قرار گرفته اند. با وجود این فاصله به نظر می رسد شاید فرمانی از کلیسایی دریافت کرده اند که به صورت قائم در پس زمینه قرار دارد. اما حالت خم شدن سر و گردن افراد سمت چپ رو به جلو این امید را از بین می برد و حالت خمیدگی تاسف بار سر افراد جلویی  نمایان گر این است که افراد کور نمی توانند متوجه آنچه پیش رویشان است بشوند و محکوم به سرنوشتی هستند که رهبرانشان دچار آن شده اند.

اما در مورد دیدگاه بروگل نسبت به کلیسا. با توجه به اینکه هیچ یک از آثار مذهبی او آنچنان مناسب شناخته نشدند که در کلیسا یا صومعه ای نصب شوند به نظر می رسد که تصاویر و توصیف های او از نظر بیشتر حاکمان کلیسا زیادی تند بوده است. در این نقاشی می توان دو تفسیر از کلیسای قائم موجود در پس زمینه داشت: یا محکم و استوار ایستاده است و در تضاد روشن با خط کج و معوج گروه انسانی موجود در پیش زمینه است و یا این که نشانگر بیهوده و بی اثر بودن کلیسا به عنوان سازمانی است که نتوانسته کاری برای فاجعه ای بکند که در روبه روی آن در معرض وقوع است. به نظر می رسد که تفسیر دوم بیشتر به وضعیت بروگل نزدیک باشد.

منبع: Visual Art cork

دیدگاهی بنویسید.

avatar