۵ (۱۰۰%) ۱ vote

بورئاس – Boreas

نقاش: جان ویلیام واترهاوس – John William Waterhouse

سبک: رنگ روغن روی بوم

سال: ۱۹۰۳

نقد نقاشی بورئاس

نقد نقاشی بورئاس

در اساطیر یونان بورئاس ایزد باد سرد شمالی است. او پسر ائوس (یک تایتان و ایزدبانوی سحرگاه) و آسترائوس(یک تایتان، از خداوندان اختر بین و ایزد غروب) است. زفیر و نوتوس برادرانش هستند و ائسفوروس(ستاره دم صبح) هم خواهرش است. او خودش هم یک تایتان بود. مردم آتن بورئاس را ستایش می‌کردند، چون او کشتی‌های خشایارشا که به شهرشان حمله کرده بودند را در دریا غرق کرد. آتنی‌ها برای او معبدی داشتند و جشنواره‌ای سالانه برایش برگزار می‌کردند. او عاشق اوریتیا دختر آرختئوس پادشاه آتن بود. بورئاس امیدوار بود که با خواهش بتواند رضایتش را جلب کند اما این اتفاق نیافتاد و خشم و عصبانیت همیشگی‌اش اوج گرفت و اوریتا را هنگامی که در کنار رود الیسوس در حال رقصیدن بود دزدید، او را در تکه ابری پیچید و برد و با او ازدواج کرد. از اوریتا صاحب دو پسر و دو دختر شد که یکی از دخترانش شیونی ایزدبانوی برف بود. از آن پس آتنی‌ها بورئاس را به عنوان یک خویشاوند نگاه می‌کردند. وقتی هم که خشایارشا به آتن حمله کرد، مردم به ستایش بورئاس پرداختند تا از آن‌ها در برابر دشمنشان دفاع کند، بعدا می‌گفتند که بورئاس باد فرستاده و ۴۰۰ کشتی ایرانی را غرق دریا کرده است.

جان ویلیام واترهاوس یک نقاش پیشا رافائلی بود که دوست داشت زنان جوان، زیبا، رمانتیک و سرشار از احساس را به تصویر بکشد، بنابراین جنسیت بورئاس را تغییر داده و به جای آن دختری زیباروی و  جوان را به تصویر کشیده است که انگار در آغوش باد رها شده باشد. این نقاشی تعبیری از حرکت نفس کشیدن باد را تجسم می‌کند، وضعیت قرار گرفتن دختر و حالت کجی که در ایستادنش دیده می‌شود به همراه شکل قرار گرفتن بال‌هایش، حرکتی چرخشی را ایجاد کرده‌اند. رنگ غالب نقاشی همچون رنگ باد شمالی، رنگ‌های سردی هستند؛ رنگ آبی متمایل به نارنجی. به مدت ۹۰ سال این نقاشی ناپدید شده بود و ناگهان در سال ۱۹۹۰ به فروش گذاشته شد و قیمت ۱,۲۹۳,۹۶۲ دلار به آن اختصاص یافت. این قیمت در آن زمان رکوردی را برای آثار واترسون به جای گذاشت. قبلا اثر ساعت زنگی آدونیس او (۱۸۹۹) با قیمت ۲,۳۴۰,۰۰۰ دلار فروخته شده بود.

دختر در پیش‌زمینه قرار دارد. افق در فاصله‌ای دور، در شرق و بالادست قرار گرفته است. زاویه دید بیننده، پایین‌تر از چهره دختر است اما نگاه بیننده به صورت اجتناب ناپذیری جذب زیبایی و چهره این زن جوان می‌شود.

بدن دختر درون نقاشی روی قطر صعودی تابلو قرار دارد و در کانون توجه بیننده قرار گرفته است. صورتش هم در مرکز تصویر، بیشترین توجه را به خود جلب می‌کند. ترکیب‌بندی بسیار عالی است و نشان از هنرمندی نقاش دارد. برای لباس ها و خطوط مدل، خطوطی بیضی شکل یا دایره‌ای استفاده شده است که نشانه‌های مونث بودن را در خود دارند. بال او به سمت بالا خم شده و بالاتر از سر قرار گرفته است که دینامیک و حس مدور بودن خطوط را تقویت می‌کند.

چهره دختر غمگین نیست، بیشتر سودا زده به نظر می‌آید. این زن جوان به نظر می‌رسد که غرق در تفکر باشد، انگار که در این محیط حضور روحی ندارد. حالت ایستادن و خم شدن دستانش، فیگور خمیده و حالت تلاش برای دفاع از خود را برجسته‌تر می‌کند.

آسمان انگار در حال حرکت است، درختان خمیده‌اند، شنل دختر در هوا معلق است، گل ها و چمن همگی به یک سمت خم شده‌اند. این جزئیات با هم، حسی از نفس کشیدن باد را ایجاد می‌کنند.

طرح های روی لباس مدور هستند. تقریبا شبیه به طرح روی لباس زن درون نقاشی بوسه اثر گوستاو کلیمت البته در این زمان هنوز کلیمت این نقاشی را نکشیده بود.

چهره، بال‌ها و بخش بالاتنه بخش‌هایی هستند که روشنایی بیش‌تری دارند و در کل نقاش با هماهنگی بالایی که بین رنگ‌های سرد ایجاد کرده است، زیبایی حیرت‌انگیزی را به این اثر بخشیده است.

منبع: Painting Analysis

دیدگاهی بنویسید

avatar