بانوی شالوت – The Lady of Shalott

نقاش: جان ویلیام واترهاوس – John William Waterhouse

نوع: رنگ روغن روی بوم

سال:‌۱۸۸۸

نقد نقاشی بانوی شالوت

نقد نقاشی بانوی شالوت

نقاشی بانوی شالوت اثر واترهاوس، کاری شاخص و یکی از بهترین و شناخته شده ترین آثار رنگ روغن او است. واترهاوس در این کار همچون بسیاری از دیگر آثارش، وضعیت و شرایط نامطلوب زنی زیبا و غمگین را به تصویر می کشد. او از نمادگرایی و واقع‌گرایی استفاده می‌کند تا داستانی بر اساس شعری از آلفرد لرد تنیسن را روایت کند.

ترکیب بندی
در بانوی شالوت، واترهاوس ترکیب بندی همراه با حسی عمیق از تنهایی و نومیدی را ایجاد می کند. جنگل سیاه و تاریک پشت سر بانو و نیزار به هم ریخته و در هم رفته در پیش زمینه، زن درون نقاشی و شرایط ناگوارش را برجسته می کنند. نقاش با قرار دادن پیکر سفید و روشن زن در یک سمت نقاشی و قرار دادن افق در سمت دیگر که به آرامی به سمت تپه ها کشیده شده است، توازنی را در ترکیب بندی این کار ایجاد کرده است. این توازن باعث شده واترهاوس بتواند این قایق دراز را به طور کامل نقاشی کند بدون اینکه نقاشی اثری یک سویه و یک جنبه شود.

استفاده از رنگ‌ها
رنگ‌های پاییزی وگرم استفاده شده در نقاشی بازتابی از شعر تنیسین است و اشاره به نزدیک بودن مرگ بانو دارد. با اینکه در این نقاشی به جزئیات زیادی توجه شده، در کل با لحن و آهنگ مشابهی کشیده شده است. به رخدادهای غم انگیزی که اتفاق افتاده اند تأکید می‌کند و نهایتاً قهرمان زن بداقبال و غمگین داستان را نشان می دهد.

نور
واترهاوس از طریق نورپردازی، حسی پاییزی را در نقاشی ایجاد کرده است. از آنجا که تصویر مربوط به فضایی محیطی و بیرونی است، نقاش از نورهای طبیعی استفاده کرده تا جلوه‌ای واقع‌گرایانه را در اثری حفظ کند که می‌توانست فضا و تصویری از جهانی ماورایی و روحانی به خود بگیرد.

حالت، حس و لحن
واترهاوس صحنه و منظره ای از اندوهی هماهنگ با شعر تنیسون را در این نقاشی به تصویر می کشد. نگاه مبهم و سردرگم چهره‌ی زن و موهای ژولیده اش زنی را به تصویر می‌کشند که بر سرنوشت خود کنترلی ندارد؛ شاید اشاره‌ای به قدرت سیاسی زنان در بریتانیای آن زمان باشد. جنگل تاریک و آسمان نقاشی هم عنصری دیگر را به حس و حالت این اثر می افزایند که تصویر زنی تحت فشار و سرکوب شده را نشان می دهند.

طبیعت در برابر تخیل مصنوع
واترهاوس با استفاده از سبک پیشارافائلی از نمادگرایی برای افزودن حالت روایی بیشتری به آثارش استفاده می‌کند. بانوی شالوت هم از این مساله مستثنی نیست و نقاش از چندین تصویر نمادین استفاده کرده است تا درک و فهم بیننده از صحنه و جهان نقاشی را وسعت بخشد.

شمع های روی قایق که دو تا از آن‌ها خاموش است، نماد این است که پایان زندگی بانو نزدیک است. پرده نگارینی که بانو در برج بافته و از کنار قایق آویزان کرده است مابقی شعر تنیسن را توصیف می کند. غیاب کامل دیگر مردمان در این نقاشی هم روی تنهایی بانو شالوت تأکید دارد و این واقعیت را نشان می دهد که اکنون مرگ او اجتناب‌ناپذیر است.

بانو به نظر می‌آید که می‌خواهد زنجیری که به قایق بسته شده است را رها کند که نماد آزادی او از برج است. دهان بانو تقریبا باز است؛ انگار آخرین آوازش را می خواند. او به صلیبی در کنار شمع ها خیره شده است، که نماد دیگری از مرگ زودهنگامش است.

واترهاوس در نقاشی هایش برای ایجاد اشکال و وضعیت قرار گیری واقع‌گرایانه برای فیگور هایش، همیشه از مدل استفاده می کرد. او هیچ‌وقت اشاره‌ی دقیق نکرد به اینکه در این نقاشی چه کسی مدل او بود. اما می‌دانیم که او در طول سال ۱۸۸۸ از مدلی به نام جنیفر فلورا استفاده کرده است. مدل های دیگری که واترهاوس برای آثارش استفاده کرد، برادرزنش ماری و زنی به نام بئاتریس فلکسمان بود.

منبع: Artble

دیدگاهی بنویسید.

avatar