اسکیت باز – The Skater

نقاش: گیلبرت استوارت – Gilbert Stuart

سال: ۱۷۸۲

نقد نقاشی اسکیت باز

نقد نقاشی اسکیت باز

گیلبرت استوارت به خاطر پرتره های معروفش از جرج واشنگتن، اولین رئیس جمهور ایالات متحده معروف است. در حقیقت از زمانی که استوارت در سال ۱۷۹۵ وارد فیلادلفیا شد تا زمان مرگش، نقاشی های زیادی از واشنگتن طراحی کرد. خودش به شوخی می گفت پرتره های واشنگتن همچون حقوق ماهیانه او هستند. با این حال، داستان زندگی اش خیلی بیش تر از ورود به فیلادلفیا و آشنایی با رئیس جمهور واشنگتن بوده است. 

گیلبرت پیش تر در لندن بر روی پرتره نگاری تمرکز کرد، حوزه ای که خودش هم می دانست در آن به موفقیت می رسد. البته او آن زمان هنوز یک نقاش تازه کار بود و مشغول مطالعه و کسب تجربه شد. ظرف پنج سال (از ۱۷۷۷ تا ۱۷۸۲) او به چنان مهارتی در خلق پرتره رسید که به یکی از مطرح ترین پرتره نگاران انگلیس در نیمه دوم قرن هجده تبدیل شد. 

با نقاشی اسکیت باز بود که گیلبرت استوارت موفق شد جایگاه خود به عنوان یک نقاش پرتره قابل توجه را تثبیت کند. او این نقاشی را در نمایشگاه آکادمی سلطنتی هنر سال ۱۷۸۲ به نمایش گذاشت. در دهه ۱۷۸۰، به راحتی می شد صدها پرتره مختلف بر روی دیوارهای این نمایشگاه سالیانه مشاهده کرد. از این پرتره استوارت از ویلیام گرنت  به عنوان یک اثر نمایشگاهی (یک پرتره در اندازه بزرگ مخصوص نمایشگاه) یاد می شد، در یک اثر نمایشگاهی نقاش نه تنها نشان می داد مدلی که برای نقاشی استفاده شده چه ظاهری دارد، بلکه هم چنین باید مشخص می کرد این مدل چه کسی است. هنرمندان تمایل داشتند که نقاشی های بزرگ «بر روی مسیر» آویزان شوند، مکان مخصوصی که برای آثار بزرگ در نظر گرفته می شد و بازدیدکنندگان باید از فاصله مشخصی به آن نگاه می کردند. نسخه اصلی این تابلو بیش از دو و نیم متر طول و یک و نیم تر عرض دارد. استوارت معتقد بود اسکیت باز به خوبی می تواند بلوغ هنری او را نشان دهد.

در کاتالوگ نمایشنامه در جلوی این تابلو به جای این که اسم مدل نوشته شده باشد، تنها عبارت «پرتره یک اسکیت باز جنتلمن» نوشته شده بود. نکته مهم این است که با به کارگیری چنین سر و وضع آراسته ای، خود گیلبرت هم به دنبال این بود که بر جایگاه اجتماعی گرنت تاکید کند. لباس گرنت از مخمل زیبای سیاه ساخته شده، کت فراک او که تا زانوهایش می رسد دارای یقه برگردان هایی زیبا از جنس خز است. کلاه گرد و پهن او که از پوست سگ آبی ساخته شده یکی از مدل های مرسوم آن دوران بود. گونه های گرنت که در اثر سرما سرخ شده اند، تنها نقاط رنگی قسمت جلویی این نقاشی هستند. 

اگرچه این نقاشی ۹۰ سال پیش از نقاشی پرتره معروف جیمز مک‌نیل ویسلر به نام مادر ویسلر خلق شده، ولی هم چون کار ویسلر، استوارت به دنبال این بوده است که به جای رنگ های مختلف، از سایه روشن استفاده کند. استوارت در تابلوی خود، آسمان، رودخانه سرپنتاین هایدپارک و برج های دوقلوی کلیسای وست مینیستر را خلق کرده است. در کنار این ها می توان در سمت چپ ترکیب بندی منظره افق را هم مشاهده کرد. نکته مهم این است که همه این عناصر با طیف های مختلف خاکستری طراحی شده اند. 

شاید از نظر یک مخاطب قرن بیست و یکمی حالت بدنی که گرنت به خودش گرفته کمی عجیب باشد، ولی بازدیدکنندگان نمایشگاه آکادمی سلطنتی ۱۷۸۲ از چنین مساله ای کاملا شناخت داشتند. گرنت وزن بدنش را بر روی پای چپ انداخته و پای راستش را خم کرده است. حالت بدن او شباهت زیادی به ژست معروف مجسمه  آپلو بل ودره پیدا کرده است. این معروف ترین مجسمه از یونان باستان بود که مردم قرن هجده از آن شناخت داشتند. بالاتنه گرنت با دستانی که جلوی سینه گره شده اند، ژست متداول اسکیت بازان قرن هجدهمی بود. در اصل یکی از دلایلی که باعث شد این اثر این قدر مورد توجه قرار بگیرد همین حالتی است که گرنت به خود گرفته است. 

در آن زمان کم تر پیش می آمد یک نقاش پرتره سوژه خود را حین حرکت نشان دهد. جاشوا رینولدز هم در یکی از آثار خود به نام پرتره دریاسالار آگوستوس کپل از چنین تمهیدی استفاده کرده بود. ولی با این حال باز هم ایده استوارت مبنی بر استفاده از مدلی که بر روی یخ به سرعت در حال حرکت است، بکر و تازه بود. نقاشی اسکیت باز هنگام عرضه در نمایشگاه آکادمی سلطنتی ۱۷۸۲ بحث های زیادی را به وجود آورد. همین اثر باعث شد گیلبرت به یکی از موفق ترین پرتره نگاران آن زمان در لندن تبدیل شود. 

برایان زیگمونت

منبع: Khan Academy

دیدگاهی بنویسید.

avatar