طرح زندگی – Design for Living

کارگردان: ارنست لوبیچ

نویسنده: بن هکت

بازیگران: گری کوپر، فردریک مارچ، میریام هاپکینز

سال: ۱۹۳۳

طرح زندگی (ارنست لوبیچ – ۱۹۳۳)

در دهه ۱۹۳۰ و با اصرار ویل اچ. هیز، بالاخره مجموعه قوانینی با عنوان کد هیز برای اعمال سانسور در فیلم­‌های هالیوودی اعمال شد. هدف از این قوانین حفظ اخلاقیات در سینمای آمریکا بود و هرگونه صحنه جنسی، برهنگی، فحاشی، وحشی­‌گری، برده­‌داری و … سانسور می­شد. طرح زندگی از ارنست لوبیچ، از جمله فیلم‌­هایی بود که با کد هیز دست و پنجه زیادی نرم کرد. فیلم که پیش از شروع کد هیز ساخته شده بود، ابتدا بدون مشکلی اکران شد. اما بعد زیر تیغ سانسور رفت و حتی برای مقطعی مجوز نمایش نگرفت. البته چندان دور از انتظار نبود که چنین فیلمنامه تابوشکنانه­‌ای با سانسور مواجه شود.

طرح زندگی داستان یک نقاش به نام جرج (گری کوپر) و نمایشنامه­‌نویس به نام تام (فردریک مارچ) است که هردو وارد یک رابطه عاشقانه با یک طراح تجاری به نام گیلدا (میریام هاپکینز) می‌­شوند. گیلدا هم عاشق هردوی آن­هاست و نمی‌­تواند یکی را بر دیگری ترجیح بدهد. هم­‌زمان که داستان پیش می­رود و جرج و تام در حرفه‌­های خود به آد‌م‌­های موفقی تبدیل می­‌شوند، رابطه عاشقانه نوبتی آن­ها با گیلدا به همین صورت ادامه پیدا می­‌کند و هر سه به صورت پیوسته بهم خیانت می­‌کنند. در نهایت به این نتیجه می­‌رسند که راه گریزی وجود ندارد و باید این رابطه سه نفره را ادامه بدهند.

چنین موضوع تابوشکنانه­‌ای برای هالیوود آن زمان بیش از حد سنگین بود. واقعا هم چنین داستان رها و عصیان­­گرانه‌­ای با هالیوود ساختارمند، قانون­‌مدار و تروتمیز آن سال­‌ها جور درنمی­‌آید.  نمایشنامه منبع اقتباس فیلم که نوئل کوارد آن را نوشته بود هم اگرچه در سال ۱۹۳۲منتشر شده بود، اما تا سال ۱۹۳۹ در لندن اجازه اجرا پیدا نکرد. در واقع این بن هکت، غول آن دوران هالیوود و نویسنده فیلمنامه‌­های مشهوری همچون بدنام و صورت­ زخمی بود که هنرمندانه موفق شد لحن شوخ و شنگ و سرخوشانه خاصی به اثر بدهد. برای این که بیشتر به اهمیت کار هکت پی ببرید بد نیست بدانید که او به جز یک مورد، تمام دیالوگ­‌های نمایشنامه را در نسخه سینمایی عوض کرد! اگرچه طرح زندگی با وجود ایده نو، هنوز چارچوب و قالب فرهنگ و جامعه آن زمان را در خود دارد و چندان نمی­‌توان آن را جدا از روزگار خودش در نظر گرفت، اما بعضی از تفکرات شخصیت­‌های فیلم مثل روابط آزاد و زندگی گروهی و رهایی از قید و بندهای اجتماعی شباهت‌­های زیادی به جنبش اجتماعی هیپی دارد که در دهه ۱۹۶۰ در آمریکا شکل گرفت و با جشنواره موسیقی وودستاک در سال ۱۹۶۹ به اوج خود رسید. می­‌توان گفت طرح زندگی کمی زود  به دنیا آمد. شاید اگر در زمانه‌­ای مناسب­‌تر یعنی در دهه ۱۹۶۰ یا ۷۰ ساخته و اکران می­‌شد، با فیلمی متفاوت‌­تر و ماندگارتر طرف بودیم که بیشتر از این­ها مورد توجه قرار می­‌گرفت. همچنین نکته قابل توجه این است که این روابط عاشقانه متنوع که مرتب جایشان با هم عوض می‌­شود، و این شخصیت‌­های شاد و کولی­‌گونه، شباهت‌­های قابل توجهی به فیلم ژول و جیم (۱۹۶۲) از فرانسوا تروفو دارند.

یکی از مواردی که فیلم را نجات می­‌دهد، لحن کمدی آن است. بدون آن، در واقع با داستانی طرف هستیم که بیشتر در فیلم­‌های روشنفکری جشنواره پسند دیده می­‌شود. این فضای سرخوشانه باعث می­‌شود که مخاطب هم مانند شخصیت‌­های فیلم، قضایا را خیلی جدی نگیرد و تنها سوار بر موجی شود که بن هکت و ارنست لوبیچ هنرمندانه آن را هدایت می­‌کنند. این تابو هنوز هم برقرار است، شاید سینما آزادتر شده و در حال حاضر راحت‌­تر می­توان به چنین موضوعاتی پرداخت، ولی در جوامع مختلف هنوز هم یک رابطه عاشقانه سه نفره آزاد امری مذموم در نظر گرفته می­‌شود.

اگرچه فردریک مارچ و گری کوپر یک زوج بی‌­­نقص به نظر می‌­رسند، اما جالب این است که آن­ها گزینه­‌های اصلی لوبیچ برای فیلم نبودند. او رونالد کولمن و لسلی هاوارد را مد نظر داشت که هیچ‌­کدام به نتیجه نرسیدند. سپس برای نقش جرج به سراغ  فیبربنکس جونیور رفت که آن هم به جایی نرسید. در نهایت  مجبور شد (در کمال ناباوری!) گری کوپر را انتخاب کند. بعد از آن فردریک مارچ هم برای نقش تام انتخاب شد.

طرح زندگی آن­چنان که باید مورد توجه قرار نگرفت، دست کم نه در آن حدی که بتوان آن را یک فیلم جریان­‌ساز در نظر گرفت. فیلم دهمین فیلم پرفروش برتر سال ۱۹۳۳ بود. در فهرست اولیه نامزدهای ۱۰۰ فیلم عاشقانه برتر سینما و ده فیلم کمدی رمانتیک برتر بنیاد فیلم آمریکا هم قرار گرفت، اما موفق نشد به جمع گزینه­‌های نهایی راه یابد. به همین دلیل به سختی می­‌توان به تحلیل­‌های جدی­‌تری در مورد فیلم رسید. مثلا آیا می‌­توان طرح زندگی را  یکی از منابع الهام جنبش هیپی یا پدر معنوی فیلم­‌های عصیان­گرانه دهه‌­های بعدی همچون ایزی رایدر و بانی و کلاید و فارغ التحصیل در نظر گرفت؟ با توجه به این که نه خود فیلم به آن صورت جریان­‌ساز شد و نه فیلمسازان بعد از آن به چنین مساله‌­ای اشاره کرده­‌اند، چنین استدلالی بعید به نظر می­‌رسد. شاید بهترین عبارت برای توصیف طرح زندگی همین باشد که فیلم در زمانه اشتباهی ساخته و اکران شد.

سینا بحیرایی/ هفت صبح

دیدگاهی بنویسید.

avatar