بن‌بست – Dead End

کارگردان: ویلیام وایلر

نویسنده: لیلین هلمن (بر اساس نمایشنامه ای به همین نام از سیدنی کینگزلی)

بازیگران: هامفری بوگارت، سیلویا سیدنی، جوئل مک‌کری

سال: ۱۹۳۷

بن‌بست (ویلیام وایلر – ۱۹۳۷)

هم‌­زیستی فقیر و غنی در مجاورت هم و نمایش تضادهای این دو گروه متفاوت از هم از جمله موضوعات محبوبی است که در گونه‌­های مختلف کمدی و تراژدی در سینما و حتی بقیه هنرها مورد استفاده نویسندگان قرار گرفته است. سیدلی کینگزلی هم در سال ۱۹۳۵ نمایشنامه‌­ای بر همین اساس با نام بن­‌بست نوشت. نمایشنامه در برادوی روی صحنه رفت و به موفقیتی عظیم رسید. ویلیام وایلر هم دو سال بعد یک نسخه سینمایی از این نمایشنامه روی پرده سینماها آورد. ساموئل گلدوین حقوق ساخت نسخه سینمایی این نمایشنامه را با مبلغ سنگین ۱۶۵ هزار دلار خریداری کرد.

بن­‌بست داستان بچه­‌های یک محله بن‌­بست در نزدیکی رودخانه شرقی نیویورک است که در فقر و بیکاری و محرومیت بزرگ می‌­شوند. اما در طرف دیگر همین محله، ثروتمندانی که می­‌خواهند از منظره زیبای رودخانه لذت ببرند، خانه­‌هایی برای خود خریداری کرده‌­اند و باعث شده‌­اند که شکاف طبقاتی در این محله، در عمیق‌­ترین حالت خود باشد. در این میان یک روز مارتین (هامفری بوگارت)، تبهکار معروفی که بچگی خود را در همین محله گذرانده، وارد آن­جا می­‌شود و روزی کاملا متفاوت را رقم می‌­زند.

تمام ویژگی­‌های مهمی که در فیلم بن­‌بست می­‌بینیم جزو  عناصر ثابت فیلم­‌های کمدی بودند که تا همین چند سال پیش گریبان سینمای ما را گرفته بودند (البته هنوز هم آثاری از آن­‌ها دیده می­‌شود). تقابل غنی و فقیر، عشق دختر پولدار به پسر فقیر، بچه­‌های محرومی که با فقیر بودن خود کنار می‌­آیند و شاید حتی بتوان گفت از آن لذت می‌­برند، پسر مجرمی که محبت مادر خود را از دست داده است، مردی که با وجود محرومیت و کثافت اطراف خود سعی می­‌کند شرافتش را حفظ کند، دختر فقیری که در حسرت یک آینده پرپول است، …  حتی رد این ویژگی­‌ها را در فیلم‌فارسی‌­ها هم می‌­توان مشاهده کرد. با توجه به این که فیلم­‌های کلاسیک جزو ثابت اکران­‌های سینماهای قبل از انقلاب بودند، نمی­‌توان تاثیر فیلم‌­هایی همچون بن­‌بست را بر روی فیلم­‌های آن زمان نادیده گرفت.

اما وجه تمایز بن­‌بست ویلیام وایلر در این است که خوش‌­بینی چندانی به آینده ندارد. قرار نیست معجزه­‌ای از راه برسد و زندگی این فقرا تغییری کند، هیچ کمکی از سوی ثروتمندان نخواهد رسید، آن­ها خودشان باید با مشکلات دست و پنجه نرم کنند و با کمک هم به دنبال غلبه برآن­‌ها باشند. با وجود تقابل­‌های فراوانی که در فیلم بین فقرا و ثروتمندان رخ می­‌دهد، ولی به تدریج هرچه به پایان فیلم نزدیک می‌­شویم، مسیر این دو گروه از یک­دیگر جدا می­‌شود. ثروتمندان غرق در عیش و نوش و تفریح خود می­‌شوند، فقرا هم دوباره با کوه مشکلات خود روبه‌­رو می­شوند. وقتی در پایان فیلم تامی بابت چاقو زدن به مرد ثروتمند بازداشت می­‌شود و در خطر چند سال حبس قرار می­‌گیرد، این دیو، بچه قدیمی بی­‌پول همین محله است که جایزه­‌ای که تصاحب کرده است را در اختیار خواهر تام قرار می­‌دهد تا وکیل خبره‌­ای استخدام کنند به امید این که بتوانند تامی را آزاد کنند تا دوباره به این محله فقیر و پرمحنت بازگردد. نه خبری از بخشش مرد ثروتمند است و نه خبری از رواداری مامور پلیس.

علاوه بر فقیر و غنی، در فیلم یک تقابل دیگر هم وجود دارد: نسل قدیم و جدید. مارتین و دیو بچه­‌های قدیمی همین محله هستند. حال که بزرگ شده‌­اند، دو مسیر متفاوت را در پیش گرفته‌­اند. دو مسیر آن­ها در اصل آینده­‌ای است که پیش روی بچه­‌های نسل جدید بن­‌بست قرار دارد. مسیر بزهکاری و جنایت و پول مثل مارتین، یا مسیر صداقت و درستکاری و البته بی­‌پولی همچون دیو. به تدریج هرچه فیلم جلوتر می­‌رود، انتخاب بچه­‌های نسل جدید برای ما هم آشکار می‌­شود. نکته قابل توجه و تلخ فیلم اما این است که به جز این دو مسیر عملا هیچ راه دیگری پیش روی بچه­‌ها قرار ندارد. یا باید در مرداب این محله بمانند و یا با جرم و جنایت خود را از این منجلاب بیرون بکشند.

تمام فیلم در محله بن‌­بست و در چند صحنه تکراری روایت می­‌شود. اما وایلر با چیره­‌دستی موفق می­‌شود داستان خود را بدون هیچ توقف یا تزلزلی پیش ببرد. او تمایل داشت فیلم در خیابان­‌های واقعی نیویورک ساخته شود. ولی با اصرار ساموئل گلدوین تهیه کننده فیلم در استودیو ساخته شد. به این ترتیب کارگردان هنری، ریچارد دی، تمام محله را با مهارتی مثال زدنی خلق کرد و یکی از دقیق‌­ترین و پرجزئیات­‌ترین صحنه­‌های فیلمبرداری تاریخ سینما را روی پرده آورد.

برای فضاسازی واقعی‌­تر، از آشغال و زباله واقعی برای تزئین صحنه استفاده شد. گلدوین مخالف این کار بود و معتقد بود این محله نباید این­قدرها هم کثیف و غیرقابل تحمل باشد. اما در نهایت با پافشاری وایلر رضایت داد. هرچند در پایان هر روز فیلم‌برداری دستور می‌­داد که تمام زباله­‌ها جمع آوری شوند.

کلر ترور برای بازی در نقش فرنسی، تن­‌فروشی که پیش­تر عشق دوران کودکی مارتین بوده است، برای فیلم بن‌­بست نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. اما نکته قابل توجه این است که کل بازی او تنها در یک صحنه که به پنج دقیقه هم نمی­‌کشد خلاصه می‌­شود. او در همین مدت زمان کوتاه هنر خود را به رخ کشید و در یکی از معتبرترین جوائز دنیای بازیگری نامزد شد.

سینا بحیرایی/ هفت صبح

دیدگاهی بنویسید.

avatar