۵ (۱۰۰%) ۱ vote

همه می‌دانند – Everybody Knows

نویسنده و کارگردان: اصغر فرهادی – Asghar Farhadi

بازیگران: خاویر باردم، پنلوپه کروز، ریکاردو دارین، باربارا لنی

سال: ۲۰۱۸

اگر علاقه‌مند به تماشای فیلمی درباره مردی میانسال و درگیر مسائلی رمزآلود و گره خورده با مسائل نژادی، طبقات اجتماعی و روابط خانوادگی هستید، فیلم های اصغر فرهادی همان چیزی هستند که می‌خواهید. در طول ۱۵ سال تجربه‌اش در زمینه فیلمسازی‌، این کارگردان ایرانی توانسته این سبک فیلم‌سازی اش را در جدایی نادر از سیمین، برنده اسکار سال ۲۰۱۲ به اوج برساند؛ فیلمی که در آن مردی مغرور، برژوا و منطقی اهل تهران و همسرش درگیر مسائلی پیچیده و چالش‌هایی قانونی با پرستار مذهبی پدرش می‌شوند که زنی مذهبی و از سطح متوسط جامعه است. دو نمونه از فیلم های موفق دیگرش که در همین سبک قرار می‌گیرند، فیلم گذشته که در پاریس فیلمبرداری شد و فیلم فروشنده بود که دوباره فرهادی را به تهران بازگرداند. اکنون هم فیلم جدیدش به منطقه‌ای روستایی در اسپانیا رفته است و محدودیت‌های جغرافیایی را کنار زده است.

همه می‌دانند که به عنوان فیلم افتتاحیه هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن روی پرده رفت، فیلمی است از ژانر کار چه کسی بود (نوعی از داستان‌های جنایی و داستان محور و پیچیده که مخاطب به همان شیوه درگیر معما است که قهرمان داستان در جریان معمای داستان قرار می‌گیرد). آغاز فیلم با یک جشن همراه است؛ اواخر آماده سازی جشن ازدواجی که در روستایی زیبا نزدیک مادرید برپا شده است. فضا شلوغ است و لورا (پنه‌لوپه کروز) خواهر عروس، از بوئنوس آیرس پایتخت آرژانتین همراه با دو فرزندش به خانه بازگشته است: همسرش الخاندرو (ریکاردو دارین) نتوانسته است با آن‌ها بیاید. عدم بازگشت او بنا به دلایلی است که به صورتی کاملا تعمدی، مبهم رها شده است. لورا در این سفرش به زادگاهش، پاکو (خاویر باردم) را دوباره ملاقات می‌کند، مرد سرگردان و مهربانی که زمانی عاشق لورا بوده است و هنوز هم احساسات آن دورانش کاملا از بین نرفته است. حال او شریک تاکستانی است که از خانواده لورا با قیمتی رفاقتی و تخفیف زیادی خریده است.

آغاز فیلم با برش‌های زیادی از رخدادهای مربوط به گذشته همراه است، که بیشتر آن‌ها در فضای داستانی فیلم از اهمیت خاصی برخوردار اند، آن هم در این سبک فرهادی که مشابه با سبکی است که در کارهای ایبسن می‌بینیم. این روند تا زمانی ادامه می‌یابد که ایرن (کارلا کامپرا) دختر نوجوان لورا، نصف شب از اتاق خوابش ربوده می‌شود، وقتی که جشن عروس در طبقه پایین مشغول برگزاری است.

بدون اینکه فرصتی برای فکر کردن باشد، از تماس با پلیس خودداری می‌شود، به خاطر این که همین اواخر در آن منطقه یک کودک ربایی با پایانی وحشتناک همراه بوده است. در عوض ایرن خودش دست به کار می‌شود تا برای وضعیت پیش آمده راه چاره‌ای بیابد. از یک دوست و کارآگاه بازنشسته (ادوارد فرناندز) مشورت می‌گیرد، او معتقد است ربوده شدن ایرن کار یکی از اعضای خانواده یا نزدیکانشان بوده است. به هر حال در چنین وضعیتی هر کسی می‌تواند مظنون این اتفاق باشد. اوج این ظن و گمان‌ها، کشمکش و چالش‌های زیادی رابه دنبال دارد؛ همچون برملا شدن رازهایی قدیمی، رنجش‌هایی مربوط به گذشته‌ها، مسائل عاطفی، مسائل مالی تجزیه و تحلیل می‌شوند تا به سر نخی احتمالی برای رسیدن به ایرن دست یابند.

تقریبا به گونه‌ای به نظر می رسد که این تجزیه وتحلیل‌ها و آشکار شدن و تازه شدن مسائل مربوط به گذشته، هدف نهایی رباینده بوده است. فیلمنامه فرهادی هم بسیار هنرمندانه توانسته ویژگی‌های حیاتی و مهم از تک تک شخصیت‌هایش را تا آخرین لحظات فیلم حفظ کند. اوج این ملودرام، چندان درگیر کننده نیست: شخصیت ها نارضایتی و شکایت هایشان را خلاصه می‌کنند، و در نتیجه آن همه صحنه‌های محوری به فضایی تکراری و نه چندان جذاب تبدیل می شوند به صورتی که آرزو می‌کنید ای کاش تمامی این احساسات و رنج‌های بیان نشده، برای مدت بیشتری همان‌طور ناگفته باقی می ماندند تا بازیگران بتوانند فرصت بیشتری برای نمایش هنرشان داشته باشند. (پاکو به همان جذابیت باردم ظاهر شده است، اما از کروز ان طور که می‌بایست استفاده نشده است: خیلی عجیب است که داستانی در مورد ربوده شدن دختری در اسپانیا، مادرش در قلب تمامی سکانس‌های فیلم نباشد).

فرهادی قبلا هم داستان دختری ناپدید شده را در فیلم درباره الی محصول سال ۲۰۰۹ روایت کرده است. معمایی که در صحنه پایانی فیلم ایجاد شده و بدون پاسخ رها می شود. همه می‌دانند از نظر روایی پیچیده‌تر از نمونه قبلی است، البته به صورتی عجیب بدون دخالت مسائل جنسیتی، مرتب و منظم پیش می‌رود، و تفکر و درگیری بیشتری از آن‌چه که معمای مرکزی ایجاد می‌کند را نمی‌طلبد. شما اگر برای دیدن پنلوپه کروز و خاویر باردم می‌روید بیشتر به خاطر شیمی است که این بازیگران دارند اما در این فیلم انگار بیش تر منطق بازیگران است که برجسته می‌شود.

رابی کالین

منبع: Telegraph

***

پیشنمایش فیلم همه می‌دانند:

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar