به این نقد امتیاز بدهید

هشت یار اوشن – Ocean’s 8

کارگردان: گری راس – Gary Ross

بازیگران: ساندرا بولاک، کیت بلانشت، ان هتوی، هلنا بونهام کارتر، ریحانا، میندی کالینگ

سال: ۲۰۱۸

نقد فیلم هشت یار اوشن

نقد فیلم هشت یار اوشن

در میانه‌ی این فصل از فیلم های پر از ابرقهرمانان کتاب‌های مصور، در این فیلم با انتقام‌جویانی واقعی همراه هستید: بازیگران قوی فیلم هشت یار اوشن ما را به فرار و گریزی مهیج و سرگیجه‌آور می‌برند در حالی که نگاه و نظراتی هم به واقعیات دنیایی می‌اندازند که در آن زندگی می‌کنیم.

فیلم سرقتی سریع و زیرکانه‌ طبق سنت‌های سه گانه اوشن به کارگردانی استیون سودربرگ (این بار سودربرگ تهیه کننده است) را ارائه می‌دهد همراه با تمامی پیشرفت‌های فناوری و ماشینی که از این مجموعه انتظار می‌رود. نمایشِ جرمی است در شکل هنری والا که بسیار متناسب و هماهنگ کار شده است. این بار سرقت در جشنواره مت گالا اتفاق می افتد؛ جشنواره‌ای سالیانه، گران قیمت و پر رونقی در موزه هنر متروپولیتن نیویورک. همچنین شوخ‌طبعانه‌ترین فیلمی است که گری راس از زمان اولین فیلمش پلیزنتویل در ۲۰ سال پیش تا کنون ساخته باشد. فیلم با گام‌هایی آرام و جذابیتی که ایجاد می کند همراه با بازیگرانی مشهور و گران‌قیمت پیش می‌رود.

اما در پس لباس‌های گران قیمت، جواهرات درخشان، تجهیزات پیشرفته و وسایل مختلف، مهارت‌های قدیمی و حرکات سریع دست، هشت یار اوشن درباره برخاستن  و ایستادگی زنان برای خودشان است؛ یکی شدن و اتحاد با همدیگر برای ممکن کردن ناممکن‌ها. سال‌ها برنامه ریزی و نقشه کشیدن به آن‌ها کمک بسیاری می‌کند ولی دلیل واقعی موفقیت شجاعانه این زنان در این سرقت ویژه در نگاه اول بسیار ساده است: ساندرا بولاک در نقش دبی اوشن رئیس گروه می گوید: «یک مرد شک و توجه دیگران را بر می‌انگیزد، اما یک زن نادیده گرفتن را.»

بولاک بسیار جذاب بازی می کند و به عنوان نقش اصلی کاملا متناسب و خوب پیش می رود و بازی جرج کلونی را در این فرنچایز (برترانه) ادامه می دهد (دبی خواهر دنی اوشن با بازی کلونی در قسمت های قبلی این مجموعه است، فیلم قبل از شروع داستان به شکل مناسبی به این مساله اشاره می کند). پس از گذشت سال‌های طولانی برای متقاعد کردن مسئولان زندان جهت آزادی قبل از اتمام دوره محکومیت،  دبی سریعا به نیویورک باز می‌گردد و شروع به جمع‌آوری گروهی می‌کند برای انجام سرقتی که ۵ سال و ۸ ماه و ۱۲ روز گذشته مشغول کشیدن نقشه آن بوده است.

اولین انتخاب او برگدورف گودمن است، به خاطر مهارت بالایی که در دزدی از مغازه ها دارد. یکی از جنبه‌ها و نقاط قوت فیلم استفاده‌اش از مکان‌های واقعی نیویورک است، فیلم در واقعیت معاصر رخ می دهد و باعث می شود به خوبی و و کاملا در این جو قرار بگیرید.  در کنار این مغازه مجلل، این خانم ها به رستوران اوکراینی وزلکا در ایست ویلج، رستوران زنجیره‌ای جونیور در بروکلین و البته متروپولین هم می‌روند.

همچون فیلم یازده یار اوشن ساخته سودربرگ، در هشت یار اوشن هم بخشی از جذابیت دیدن فیلم در تماشای انتخاب های دبی و انتخاب زنانی است که قرار است با هم سرقتی شجاعانه را انجام دهند: سرقت گردنبند الماسی به ارزش ۱۵۰ میلیون دلار از یک ستاره تازه کار سینما که گردنبند را آن هم در وسط یک مراسم به گردن خواهد داشت. هر یک از این افراد توانایی‌ ویژه ای را به گروه می بخشند، همگی با هم نیرویی غیرقابل پیش بینی و مهار نشدنی پیدا می کنند.

بولاک با کیت بلانشت در نقش لئو، شیمی عالی برقرار می کند، همکاری طولانی مدتی دارند و از حرف زدن‌های تند و زیرکانه‌شان لذت می‌برند. بلانشت همیشه در حال تغییر است و جذابیت خاصی دارد. البته در پیچشی جالب، او در مقایسه با بلند پروازی های دبی، به عنوان فرد منطقی گروه عمل می‌کند.

آن دو، با میندی کالینگ در نقش آمیتا جمع می‌شوند، جواهرفروشی که قبلا کارهایی غیرقانونی برای دبی انجام می‌داده است. اما همین سه نفر نیستند، کنستانس حیله‌گر و فریبکار (با بازی نوازنده/بازیگر اوکوافینا که اسم واقعی اش نورا لوم است) هم به گروه اضافه می‌شود که روحیه‌ای شاداب و پرطراوت را به گروه می‌آورد. تامی با بازی سارا پالسون مال خری قابل اطمینان است، او تلاش می کند زندگی به عنوان همسر و مادری را در حومه شهر داشته باشد. ریحانادر نقش نین بل هم هکر توانایی است که هر مشکل امنیتی را با اعتماد به نفس کامل حل می کند. ویل (با بازی هلنا کارتر) طراح لباس و مد روز است، با اینکه روزهای اوجش را پشت سر گذاشته است، شهرت و نفوذش به گروه کمک می کند تا بتوانند وارد مراسم پر از ستاره‌ها شوند.

آخرین عضو گروه کسی است که خودش حتی متوجه نیست او هم انتخاب شده است: ان هتوی در نقش دافنی کلوگر دختری زیباروی و جذاب است، او یکی از میزبانان مراسم جشن است و گردن اوست که جواهر گران قیمت را حمل می کند. در حالی که آوکاوافینا نفس تازه‌ای به فیلم می‌بخشد و کارتر هم خودِ عجیب و مهیجش را ارائه می‌دهد، هتوی کمینه ای قابل قبول برای فیلم محسوب می‌شود. او بازیگری است که نقش یک بازیگر را ایفا می‌کند و همیشه فرصت خوبی برای ایجاد لحظاتی کمدی و خنده دار را ایجاد می‌کند. هتوی کشف بزرگی از تمامی رنگ های این شخصیت را دارد؛ از خودستایی و خودشیفتگی‌اش گرفته تا ویژگی های دخترانه و شکننده بودنش، و توانسته به خوبی این نقش را به نمایش بگذارد.

این سرقت آشکار هشت یار اوشن کافی است تا لبخندی را روی لبانتان ایجاد کند. اما همچون دیگر فیلم های سرقت، بخش هیجان فیلم و بازی، در دیدن و تماشای بازیگران آن اوج می گیرد که نقشه پیچیده‌شان را عملی می‌کنند و اوج هیجان در این دیدن این است که آیا واقعا همان‌گونه که خیال می کردند می‌توانند نقشه را پیش ببرند یا نه. راس و همکارش اولیویا میلک به هر یک از این زن ها فرصتی داده‌اند تا در طول مسیر بدرخشند، اما آن‌ها این گروه مستعد را جمع کرده اند و همین باعث می شود آرزو کنید کاش نقش های مکمل هم حضور پررنگ‌تری داشتند. این مساله به ویژه در مورد کالینگ، پالسون و آوکوافینا احساس می‌شود و می‌توان گفت همین یک ضعف از فیلم به حساب می‌آید.

در کل فیلمی است که باعث می شود بخواهید محصول دیگری از فیلم های اوشن را ببینید که پیش تر با مردانی خلاف کار و جذاب پیش می رفت، اما اینجا زنانی در نقش های اصلی فیلم قرار گرفته‌اند.

کریستی لمیر

منبع: Roger Ebert

دیدگاهی بنویسید

avatar