مگ – The Meg

کارگردان: جان ترتل‌تاب – John Turteltaub

بازیگران: جیسون استاتهام، لی بینگ‌بینگ، رین ویلسون، روبی رز، وینستون چائو، کلیف کرتیس

سال: ۲۰۱۸

نقد فیلم مگ

نقد فیلم مگ

جیسون استاتهام نقش اصلی فیلمی درجه دو در مورد کوسه‌ای عظیم الجثه را بازی می‌کند، فیلمی که می‌خواهد چیزی شبیه آرواره‌ها باشد. مساله این است که این فیلم نه خیلی خوب است و نه خیلی بد.

مگ فیلمی درجه دو و بسیار گران قیمت است که هر کاری کرده تا همچون اثری پرفروش واقعی ظاهر شود. به عبارتی فیلمی است که تمامی ویژگی های یک فیلم تابستانه را دارد.  فیلم از بازی بازیگرانی درجه دوم و دلپذیر استفاده می‌کند و آنها را درگیر موجودی ساخته شده با جلوه های ویژه می کند که روی کاغذ می‌تواند اثباتی برای جلب توجه مخاطبان باشد. گذشته از این‌ها، همه چیز یک کپی از کپی به نظر می‌رسد. مگ اثری ساده شده و نسخه ای سطح پایین از فیلم آرواره‌ها است و این مساله به گونه‌ای باعث افتخارش است. مگ از آن نوع فیلم‌ها‌یی است که وقتی مردم می‌خواهند حال و هوایی عوض کنند به دیدنشان می‌روند.

اکنون همه به تماشای فیلم می روند چون می‌تواند سرگرمی مناسبی برای گذراندن اوقات فراغتشان باشد و چه کسی به پایین بودن کیفیت فیلم اهمیت می‌دهد؟ مگ فیلمی علمی تخیلی، ماجراجویی و ترسناک است که کوسه غول پیکری را در دل خود دارد، این فیلم به نظر می‌خواهد مادر تمامی فیلم‌های حملات زیردریایی باشد، اما در واقع نهایتا مادر تمامی فیلم های سرگردان و نسخه‌های بی کیفیت و سطح پایین ساخته شده از آرواره‌ها می‌شود.

آیا این فیلم سرگرم کننده است؟ بستگی به تعریف شما از سرگرم کننده بودن دارد. مگ به نظرم فیلمی است که بسیار مناسب وقت کشی است. در میان آن هم جیسون استاتهام حضور دارد، بازیگری که این سال ها وارد دهه ششم زندگی‌اش شده و اکنون ۵۱ سال دارد، خودش کمی شبیه به آرواره ها به نظر می رسد: لاغرتر از قبل و با چشمانی سرد و دندان هایی سفید. برای هر یک از طرفداران او همچون خودم، فیلم‌های جیسون استاتهام همیشه چیزی برای تماشا کردن دارند.

با این حال اگر دلسردی در مورد فیلم مگ وجود داشته باشد، تنها به این خاطر نیست که این فیلم زیاد خوب نیست، بلکه به این خاطر است که فیلم زیاد بدی هم نیست. ماه ها پخش شدن وسیع پیش نمایش فیلم همراه با آهنگ بیرون از دریا، آهنگ سال ۱۹۵۹ از بابی دارین به این مساله اشاره دارد که مگ فیلمی است درمورد یک ماهی بزرگ که با نگرانی‌های ویژه ای در مورد ویژگی‌های یک فیلم تابستانه ساخته شده است. مگ یک کمدی ترسناک کنایه آمیز همچون پیراندا سه بعدی، مغازه کوچک ترس یا شاون مرده نیست. تنها ویژگی بارز فیلم، تجاری بودن آن است.

آرواره‌ها که در تابستان ۱۹۷۵ منتشر شد فیلمی است که اکنون آن را آغازگر چیزی می‌دانیم. این فیلم پرفروش، مسیر محوری اسپیلبرگ و دوستش لوکاس را  به نمایش گذاشت و البته اولین خشت هالیود جدید شد (البته به نظر من اولین خشت، جن گیر بود). قبل از اینکه اسپیلبرگ این فیلم مهیج را بسازد و ستایش هیچکاک را برانگیزد، آرواره ها پیشینه‌ای داشت. از نظر روح و پیشینه، فیملی ترسناک و قطعه‌ای زیبا از فیلم های ترسناک راجر کورمن بود. در دوره‌ی فیلمهایی همچون شارکندو، مگ لازم است فیلمی مهیج، ترسناک و خون آلود باشد که هیجان و ترس را در بیننده برانگیزد.

اما مگ فاقد تخیلات لازم است. این فیلم به کارگردانی ترتل‌تاب به سمت فیلم های بزرگ و پرهزینه و در عین حال ضعیف و سطح پایین فیلم های حادثه‌ای دهه ۷۰ پیش می‌رود: گروهی از شخصیت های فراموش شدنی که خیلی زود شخصیتشان مشخص می‌شود و در تجهیزات تحقیقاتی زیردریایی با نام مانا وان مشغول کار هستند و در جریانات نه چندان قابل توجهی قرار می گیرند. رین ویلسون میلیونری است که هزینه های آزمایشگاه زیردریایی با دیوارهای شیشه ای بزرگش را پرداخت کرده است. استاتهام غواصی است که پنج سال پیش، یک زیردریایی پر از ملوان را رها می کند به این خاطر که در غیر این صورت او و افراد روی قایق نجات هم غرق می شدند. جسیکا مک‌نامی نقش زن قبلی استاتهام را بازی می کند که یکی از افراد حاضر در عملیات است، و لی بینگ‌بینگ هم مادر مجردی است که رابطه عاشقانه‌ای با استاتهام ایجاد می کند.

این موجود قاتل که استاتهام سعی می‌کند گروهش را از او دور نگه دارد یک مگالودون است، کوسه ای ماقبل تاریخی غول پیکر که تصور می‌شد منقرض شده باشد. بعدا مشخص می شود که این موجود هنوز وجود دارد و در اعماق شور اقیانوس پنهان شده است. شنیدن اولین باری که استاتهام کلمه مگالودون را تلفظ می کند با تمرکز کاملش بر وضعیت بحرانی موجود می‌تواند نصف دلیل شما برای خرید بلیط این فیلم باشد. نصف دیگر آن هم خود این موجود دریایی است، هیولایی غول پیکر و ترسناک با پوستی چسبناک و دندان‌هایی به اندازه یک یخچال.  تماشای قسمتی از فیلم که مگ به سمت پنجره ایستگاه دریایی حمله‌ور می‌شود، یا از آب بیرون میزند و روی قایقی می افتد و آن را دو نیم می کند جذابیت خاصی دارد.

در مگ خرابی‌ها مهیج و با محدودیت‌هایی همراه است. فیلم روندی کندی دارد و بیشتر فیلمی است درباره اینکه چگونه یک هیولا را بکشیم. قهرمانان فیلم سعی می کنند با نارنجک به مگ حمله کنند، وقتی استاتهام به درون آب می رود تا نیزه ای را به بال مگ بزند، چند لحظه مهیج خوب و نفس گیر ایجاد می‌کند که آیا می تواند به موقع بازگردد یا خیر. اما میزان ترس و دلهره‌ای که فیلمی به سبک کورمن نیاز دارد اینجا کاهش یافته تا فیلم مناسب گروه سنی بالای سیزده سال باشد. 

یک دلیلی که آرواره ها تا پس از گذشت یک ساعت و بیست دقیقه از فیلم، کوسه را به بیننده نشان نمی داد این بود که این فیلم در واقع فیلمی نبود درباره اینکه یک کوسه چه شکلی است، بیشتر درباره این بود که قطع شدن اندامی با گاز گرفتن یک کوسه چه حسی می‌تواند داشته باشد. اسپیلبرگ این ترس ملموس را در سکانس آغازین فیلم ایجاد کرد و آن را در طول فیلم پیش برد. اما مگ در واقع فیلمی است درباره اینکه یک کوسه غول پیکر چه شکلی است، و این باعث می شود که هر بار این هیولا را در فیلم می‌بینید خطر کمتری در آن احساس کنید.

اوون گلیبرمن

منبع: Variety

***

پیشنمایش فیلم مگ:

۵

دیدگاهی بنویسید.

avatar