مزاحم

کارگردان: راجر کورمن

نویسنده: چارلز بومانت

بازیگران: ویلیام شاتنر، جین کوپر، جورج کلیتون جانسون

سال: ۱۹۶۲

مزاحم (راجر کورمن – ۱۹۶۲)

فیلم مزاحم را راجر کورمن در سال ۱۹۶۲ اکران کرد، البته با کلی مصیبت! مزاحم در اصل اقتباسی از رمانی به همین نام به قلم چارلز بومانت است که در سال ۱۹۵۸ منشر شد (فیلمنامه را هم خود بومانت نوشت). کورمن که حقوق ساخت فیلم را به دست آورده بود، همه جا به دنبال سرمایه­‌گذار می­‌گشت، اما به علت موضوع فیلمنامه که درباره نژاد پرستی بود، کسی تمایلی به همکاری نداشت. در نهایت با کمی سرمایه از شرکت فیلمسازی پتی و کمی هزینه از جیب خودش و برادرش، کورمن موفق شد فیلم را بسازد. البته او بعدا اعلام کرد که این فیلم را برای دل خود ساخته و بیشتر پیام آن برایش مهم بوده تا سودی که از آن به دست می‌­آید.

داستان مزاحم حول حکم جنجالی «براون در برابر هیئت آموزش» می­‌چرخد. حکمی که باعث غیرقانونی شدن جداسازی دانش‌­آموزان در مدارس شد و بعد از تایید این حکم، همه دانش‌­آموزان سفیدپوست و سیاه­‌پوست باید کنار هم تحصیل می­‌کردند. حال در اوایل دهه ۱۹۶۰، شخصی به نام آدام کریمر وارد شهر کوچک ککستن می­شود تا مردم را علیه این قانون بشوراند و دوباره مدارس را کاملا «سفید» کند. تعصب و قدرت رهبری او مردم را پشت سر خود می­‌کشاند و البته منجر به اتفاقاتی غیرقابل پیش‌­بینی می­‌شود، اتفاقاتی که حتی خود کریمر هم تصور وقوع آن­ها را نمی­‌کند.

با تماشای مزاحم می­‌توان متوجه شد چرا تبعیض نژادی برای سیاه‌­پوستان آمریکا این­‌قدر مهم است و چرا با چنین کینه و نفرتی به آن نگاه می‌­کنند و در مورد آن هیچ شوخی ندارند؟ چرا کشته شدن یک سیاه­پوست می‌­تواند باعث شکل­‌گیری یک جنبش همگانی و فراگیر مثل «جان سیاه­پوستان مهم است» شود؟ چرا سیاه­‌پوستان آمریکایی معتقدند تبعیض نژادی در این کشور هنوز وجود دارد و تنها به شکلی متفاوت خود را نشان می­‌دهد؟ فیلم مزاحم ما را به قلب آن دوران می‌­برد، به اوج مبارزات سیاه­‌پوستان برای حقوق خود و تعصب کورکورانه سفیدپوستان برای حفظ وضع موجود. جماعتی که در فیلم با آن­ها سروکار داریم واقعا سیاه‌­پوستان را پایین‌­تر از خود می­‌دانند، خود را الماسی دست نیافتنی می‌­دانند که باید جایگاهی بالاتر از بقیه نژادها داشته باشد. و با وجود اتفاقاتی که در چند سال اخیر در آمریکا رخ داده، به نظر می‌­رسد همچنان آن تفکر در میان بخشی از مردم این کشور وجود دارد.

نکته جالب دیگر این است که تا زمانی که کریمر وارد شهر نشده است، مردم قانون عدم جداسازی را پذیرفته­‌اند و حال از سر اجبار یا تسلیم، تصمیم گرفته­‌اند با آن کنار بیایند. اما کریمر است که با سخنرانی­‌های خود باعث می­‌شود این آتش زیر خاکستر سرباز کند و زبانه بکشد. چنین چیزی را در چند سال اخیر با رئیس جمهور شدن دونالد ترامپ دوباره تجربه کردیم. با به قدرت رسیدن او، به یک­‌باره آمریکا با موجی از نژادپرستی و افراطی­‌گری و کشت‌­و­کشتار مواجه شد. افراطی که تابه‌­حال زیر سایه قانون خاموش مانده بود و حال با ظهور یک آدام کریمر تازه، فرصتی برای بروز پیدا کرد. نکته قابل توجه این است که شاید همچون آدام کریمر فیلم، ترامپ هم واقعا به دنبال چنین افراط و جنونی نبوده و افراطی­‌گری­‌ها به حدی رسیده است که اوضاع حتی از کنترل او هم خارج شده است. همین باعث می­‌شود که سیاه‌­پوستان آمریکا نژاد پرستی را همچنان یک معضل جدی در این کشور بدانند که به طور کلی از بین نرفته، بلکه تنها خاموش مانده است. آیا این مساله را می‌­توان به جاهای دیگر تعمیم داد؟ آیا می‌­توان گفت برای مثال فاشیسم در آلمان کامل از بین نرفته و اگر فرصتی برای خودنمایی داشته باشد دوباره با همان شدت ظهور می­‌کند؟ یا برای گروه­‌های تروریستی ایدئولوژیک می‌­توان پایانی تصور کرد؟

در این سال­‌ها که فیلم­‌های مرتبط با نژادپرستی زیاد شد‌‌ه‌­اند، تماشای فیلمی کلاسیک مثلمزاحم  تجربه‌­ای متفاوت خواهد بود. برخلاف فیلم­‌های امروزی که آخرین آثار به جا مانده از تبعیض نژادی وحشتناک چند دهه پیش را نشان می‌­دهند و می­‌خواهند ثابت کنند که هنوز ردپایی از آن دوران شوم به جا مانده است و کشور هنوز آن­‌چنان که باید متحول نشده، مزاحم ما را به اصل ماجرا می‌­برد، ریشه این مشکلات را نشان می‌­دهد و ثابت می­‌کند که برای ایجاد تغییراتی گسترده در این حوزه، باید به قبل‌­تر از این­ها بازگردیم.

مزاحم که با کلی دردسر ساخته شده بود، در گیشه هم به فروش چندانی نرسید. این برای فیلمسازی مثل راجر کورمن که تمام آثار قبلیش پرفروش و موفق بودند، خبر چندان خوشی نبود. جالب این است که کورمن در اظهار نظری جالب بازی بد ویلیام شاتنر (بازیگر نقش آدام کریمر) را عامل اصلی شکست فیلم می­‌دانست! شاتنر بعدا به شوخی گفت که در اکران مجدد فیلم روی این دیالوگ «از سرتاپایت متنفرم» خیلی تاکید شده است و احتمالا کورمن با اشاره به او این­قدر روی این دیالوگ تاکید کرده است! به طور کلی این جمله از فیلم بسیار معروف شد و بارها مورد توجه قرار گرفت.   

از دیگر نکات جالب فیلم مزاحم این است که نویسندگان و فیلمنامه­‌نویس­‌های مطرحی مثل چارلز بومانت، جرج کلیتون جانسون و ویلیام اف. نولان در نقش‌­های فرعی آن بازی می­‌کنند. مزاحم تنها فیلمی بود که این سه نفر در آن بازی می­‌کردند. جالب این است که خود ویلیام شاتنر هم چند سال بعد دست به قلم شد و به دنیای ادبیات روی آورد.

سینا بحیرایی/ هفت صبح

دیدگاهی بنویسید.

avatar