۲ (۴۰%) ۱ vote

ماشین‌ها ۳ – Cars 3
کارگردان: برایان فی – Brian Fee
سال: ۲۰۱۷

نقد فیلم ماشین ها ۳

نقد فیلم ماشین ها ۳

اولین نسخه‌ی ماشین‌ها و ماشین‌ها ۲ ساخته‌ی پیکسار ستایش منتقدین و فروش نسبتاً خوبی را در پی داشتند. نسخه ی اصلی با وجود انتقادهایی از سوی منتقدین توانست به فروش خوبی برسد و نسخه ی دوم هم با تداوم انتقادات به موفقیت تجاری خوبی رسید. بعدا پویانمایی هواپیماها، یک عنوان فرعی (اسپین اف) از فیلم ماشین‌ها توسط شرکت دیزنی منتشر شد. این کار هم مورد انتقاد شدید منتقدین قرار گرفت، با این حال باز هم موفقیت تجاری خوبی به دست آورد. پیکسار اقدام به ساخت نسخه‌ی دوم آن با عنوان هواپیماها: آتش و نجات در سال بعد کرد. در طول این سال ها که پیکسار فیلم‌ هایی از ماشین‌هایی دارای شخصیت های انسانی می سازد، این شرکت در تلاش بوده ما را متقاعد کند که هدفش از ساخت چنین فیلم هایی صرفا پول و جنبه‌ی مادی نیست. انگار دید ما نسبت به هدفشان از ساخت این آثار و شخصیت های آن اهمیت ویژه ای دارد.

این سومین نسخه‌ از مجموعه فیلم های ماشین‌ها است؛ فرانکشتاینی با چهره ای خندان، ساخته شده از تکه‌ها و قطعاتی که هر یک از فیلم ورزشی دیگری برداشته شده است. در طرح اصلی داستان فیلم تام کروز با عنوان روزهای تندر ( جالب است که یک ماشین مسابقه‌ای نقش مکمل در این پویانمایی هم اسمش کروز است) را می بینیم که با بخش‌هایی از راکی ۳ ترکیب شده است، فیلمی که در آن قهرمان داستان افت می‌کند و می بایست به روزهای اوج خود برگردد. در راکی ۴  قهرمان می بایست در جنگل های برفی سیبری به تمرین بپردازد تا بتواند از پس حریفی بربیاید که به دستگاه هایی عجیب و پیشرفته مجهز است. فیلم کرید که در آن قهرمان به این درک می‌رسد که انتقال خرد به نسل بعد می‌تواند به اندازه‌ ی کسب آن در دوران جوانی رضایت بخش باشد. در سطح طرح داستانی و شخصیت پردازی ماشین‌ها ۳ هیچ عنصر اصلی ارائه نمی دهد که قبلاً جای دیگری یا در یکی از فیلم‌های ماشین‌ها یا هواپیماها ندیده باشیم. با این که در میزان تازه بودن ایده و نهاد فیلم،‌ همچون سطحی بودن روایت داستان و جهان ساخته شده کمبود هایی مشاهده می شود، اما فیلم در برخورداری از شیوه ای عجیب و جالب توانسته رضایت‌بخش عمل کند، کاری که تنها یک فیلم ماشین‌ها می‌تواند ارائه دهد.

ماشین مسابقه‌ای لایتینگ مک‌کوئین (با صدای اوون ویلسون) دوره‌ی طولانی در اوج بوده است. به فکرش هم نمی رسد زمانی برسد که مثل قدیم جوان و قوی نباشد. او با جکسون استورم(آرمی همر)، ماشین مسابقه‌ای مغروری مسابقه می دهد، ماشینی با تکنولوژی بالا که می‌تواند ۲۰۰ مایل در ساعت براند بدون اینکه به او فشاری بیاید،‌ ماشین ها عرق نمی‌کنند اما در فیلم چنین چیزی را احساس می کنید. پس از باختی شدید به استورم، اسپانسرش استرلینگ (ناتان فیلیون) با او در مورد تمریناتی در شرایطی مسابقه‌ای در سطحی بالا با مربی گری جوانی به اسم کروز رامیرز (کریستلا آلونزو) صحبت می کند. وقتی لایتنینگ به نتیجه نمی رسد، استرلینگ می‌گوید که او در نظر دارد از یک لایتنینگ بازنشسته به عنوان فروشنده سیار برای فروش فلاپ استفاده کند. این مساله باعث می‌شود قهرمان قدیمی به سوی ریشه‌هایش، به جنب و جوش روستا برگردد، او به دنبال این است که از مربی اش داک هادسون (پل نیومن)‌مهارت هایی یاد بگیرد. اینجاست که راکی ۴ با مشکلاتش روبه رو می شود. در این بخش، فیلم تصاویری از تفاوت‌های رانندگی لایتنینگ و کروز در میان جنگل ها و مسیر های گل آلود را نشان می دهد و آن را با تمرینات استورم مقایسه می کند که در فضایی سربسته به تمرین می پردازد.

اگر بگوییم فیلم پایان خوشی دارد چیزی لو نداده ایم،‌ اما در کل آن پایانی که انتظار داریم را نمی بینیم. ارتباط های داک-لایتنینگ و لایتنینگ-کروز انتقال تجارب را نشان می دهد. ماشین‌های ۳ روشی جالب را برای نشان دادن این موضوع در پی می گیرد،  و با مضمون توانمندی زنان همراه می شود. این مضمون که باور و تفکرات بر اساس دادن امتیازات به‌خصوص باید برداشته یا اصلاح شود تا جامعه حتی اگر جامعه‌ای ماشین محور باشد، بتواند سیر تکاملی اش را پیش گیرد. سطح فیلم در این بخش اوج می گیرد. تلاش شده است مانع اعمال تحریم توسط افرادی شود که تنها برای نمایش‌های زن شگفت انگیز بلیط می خرند، و به نظر خودشان کار مهمی در مورد حقوق شهروندی انجام داده اند. توجه به جهانی از ماشین‌ها که درگیر مسائل جنسیتی است، پیچیدگی و در هم ریختگی ایجاد می شود چون فیلم حول این مساله پیش رفته بدون اینکه افکار مربوط به با آن را جمع آوری کند.

به عنوان نمونه‌ای از فیلم‌ سازی تخیلی و تجاری، دنباله فیلم‌های ماشین‌ها در دامنه ای از متوسط تا ضعیف متغیر است. چشم اندازها در این پویانمایی بسیار واقع گرایانه و قابل قبول اند، انیماتور ها با اعمال ابتکارهایی کوچکی جزئی توانسته اند به فیلم جان ببخشند، به شکلی که شخصیت ها زنده به نظر بیایند. دنباله اکشن ها نمونه‌های عالی و خیره کننده ای هستند از اینکه چگونه اطلاعات زیادی را سریعا به بیننده منتقل کنیم بدون اینکه باعث گیج شدن او شویم. اما با توجه به استانداردهای خود پیکسار که نظریه مولف را فریم به فریم در تمامی پروژه هایش اعمال می کند، طرح روایی داستان تا حدی ضعیف کار شده است.

مت زولر ستز

منبع: Roger Ebert

دیدگاهی بنویسید

avatar