۳٫۶ (۷۲%) ۵ votes

مادر! – Mother!

نویسنده و کارگردان: دارن آرنوفسکی

بازیگران: جنیفر لارنس، خاویر باردم، میشل فایفر، دامنل گلیسون، اد هریس

سال اکران: ۲۰۱۷

ویژه جشنواره ونیز ۲۰۱۷

نقد فیلم مادر!

نقد فیلم مادر!

زوج این فیلم در یک خانه ویکتوریایی بزرگ با طراحی عجیب، آن هم در میان انبوهی از درختان زندگی می کنند. این خانه بیش تر از این که شبیه یک خانه قدیمی فرسوده باشد، شبیه خانه مدرن و تازه ساختی به نظر می آید که به این صورت ساخته شده است. وظیفه بهبود وضعیت خانه بر دوش زن جوان فیلم است. همسر او که برای مدت طولانی تری در این منطقه زندگی می کرده، غرق در کارش شده است. او یک شاعر است. پروسه دردناک خلق آثار هنری، او را نسبت به نیازهای همسر جوانش بی توجه کرده است. او حتی بعضی اوقات حضور همسرش را فراموش می کند. هیچ یک از این دو شخصیت نامی ندارند. جنیفر لارنس و خاویر باردم در نقش آن ها ظاهر می شوند و این فیلم هم مادر! نام دارد. فیلمی که با این دیالوگ شروع می شود: «بچه؟»

شخصیت خانم، تنها و سرگردان اطراف خانه می چرخد. این مساله زمانی شدت می گیرد که شوهرش مهمان هایی به خانه می آورد. او می پرسد: «این آدما کی هستن؟» هیچ وقت جواب درستی پیدا نمی کند. البته در فیلم گفته می شود که آن ها از طرفداران دو آتشه آقای شاعر هستند. این سردرگمی برای مدتی گریبان ما را هم می گیرد. ولی دست کم ما این فرصت را داریم که سرنخ های فراوان موجود را بررسی کنیم و سعی کنیم بفهمیم آدم های این داستان، از جمله شاعر و همسرش واقعا چه کسانی هستند. یا حداقل اگر نتوانستیم آن ها را شناسایی کنیم، بفهمیم چه می خواهند بگویند. به خاطر این که این فیلم نامتعارف و سرشار از مکالمه دارن آرنوفسکی اگرچه سعی می کند به سمت یک تریلر روانشناسی متمایل شود و حتی زمانی در حدود نیم ساعت را در حوزه کمدی فارس سر می کند، ولی پرچم اصلی خود را در قلمرو تمثیل های مذهبی (و بوم شناسی) بر زمین کوبیده است. 

منظورم این نیست که این شخصیت مبهم سوپرمن چیزی شبیه یک مسیحا به تصویر کشیده شده است. در جایی از فیلم احساس می کنید که صاحب کلید اتاقی سرشار از استقرار و قیاس هستید، جایی که معنای واقعی مورد نظر کارگردان در آن نهفته است. تا رسیدن به آن لحظه، شاید فکر کنید با یک ملودرام زن و شوهری طرف هستید. ازدواجی که به سبک ازدواج های دهه ۵۰ آمریکا شروع شده اما به یک کابوس تبدیل شده است. زمانی که اد هریس و میشل فایفر وارد می شوند، شاید فکر کنید مادر! یک نسخه تند و تیز از چه کسی از ویرجینا ولف می ترسد؟ باشد. ولی کمی بعد، تقریبا در فاصله بین مرگ خشونت بار اول و فرو ریختن سینک آشپزخانه، متوجه می شوید اتفاقات دیگری هم در جریان است. 

باید اعتراف کنم با یک سردرگمی مواجه شده ام. آیا می توان با هدف تفسیر بیش تر، بخشی مهم از فیلم را لو داد؟ آیا بهتر نیست به جای بررسی عناصر فیلم نامه، استعاره مد نظر کارگردان را مطرح کنیم؟ در شرایط عادی پاسخ چنین پرسش هایی مشخص است. ولی مساله این است که آرنوفسکی به شکل هوشمندانه ای ساختار هرمنوتیک فیلم خود را با طرح داستانی اش ادغام می کند. به همین دلیل به سختی می شود بدون لو دادن بخش های مهم داستان، اشاره کرد که این فیلم دقیقا در مورد چیست. تمام تعلیق و جذابیت فیلم مادر! در خدمت تشریح و پیاده سازی ایده مرکزی آن است. 

زمانی که به این ایده پی می برید، تنها به این فکر می کنید که آرنوفسکی تا کجا می خواهد این مسیر را ادامه دهد. پاسخ این است که تا انتهای آن، از پیدایش (اولین کتاب عهد عتیق) تا مکاشفه یوحنا (آخرین کتاب عهد جدید). در اوایل فیلم از خانه به عنوان «بهشت» یاد می شود. لارنس خرابی های جزئی که به بار می آید را یک «آخرالزمان» می داند. این موارد بیش تر از آن که شوخی باشند، آزار دهنده هستند. معمولا این بخش پایانی این شوخی ها و اذیت ها است که شما را مجذوب می کند. 

به نظر نمی آید آرنوفسکی مسیر آموزه ای مشخصی را در پیش گرفته باشد. البته مسیر فیلم نوح را هم در پیش نمی گیرد (بسیاری از معتقدان مذهبی ناراحت بودند چرا که به باور آن ها آرنوفسکی بیش از حد آزادانه این داستان مقدس را روایت کرده بود). مادر! این بار به سراغ شبکه توری گسترده تری رفته است و با تاثیر پذیری از بزرگان سینما (رومن پولانسکی، استنلی کوبریک، گاسپارنوئه) و ادبیات و مهم تر از همه نقاشی، سعی کرده داستان عظیم تری روایت کند. آرنوفسکی و فیلمبردار همیشگی او، متیو لیباتیک، در بازی با نور و سایه و هنر رنسانس، اوج مهارت خود را به نمایش می گذارند. لارنس همچون یک الهه ایتالیایی می درخشد. خطوط صورت باردم و چشمان پررنج او ما را به یاد ال گرکو، نقاش اسپانیایی دوران رنسانس می اندازد. بحران اهریمنی سکانس های اوج فیلم شبیه کارهای هیرونیموس بوش هستند که البته برای جذب مخاطب مدرن، حالتی امروزی تر به خود گرفته اند. 

این وظیفه بازیگران است که این فضای بسیار نمادین و بصری را با واقعیتی انسانی، با پوست و خون و احساس آمیخته کنند. باردم که شخصیتی مسلط و برجسته دارد، از آن دست بازیگران است که به لطف جذابیت و مهربانی خود به راحتی می تواند مفاهیم انتزاعی را هم منتقل کند. ماهیت رازآمیز شخصیتی که در مادر! دارد به او اجازه می دهد که آرام باشد، سرحال و جذاب بازی کند و از جلوی چشم بیننده ناپدید شود. هریس و به ویژه فایفر، حس طنز خوبی به فیلم اضافه می کنند. زمانی که آن ها جدا می شوند احتمالا دلتنگ این ویژگی شان می شوید. 

لارنس در این نقش بار بسیار سنگینی را به دوش کشیده است. از نظر قوانین درام، او یک قهرمان منفعل و واکنشی است، یک رمز و شمایل. او در این فیلم قرار است تجسمی از تمام زنان باشد، به همین دلیل چیزی از مشخصه های انسانی در شخصیت او دیده نمی شود. حالت تهی و خالی او، قدرت احساسی فیلم را هم خالی می کند. 

چیزی که فیلم در عوض موفق شده به آن دست یابد، حسی عجیب و نوعی انرژی فکری کوبنده است. آرنوفسکی استاد استفاده از حس و حال و زمان بندی است. او به شکل هنرمندانه ای از فرم و تکنیک برای نمایش چشم اندازهای باورپذیر استفاده می کند. ولی هرقدر هم این خیالات مهیج و برانگیزنده باشند، باز هم جای یک چیز خالی است: عنصر غرابت، دشواری، نوعی الهام که بتواند از هوشمندی محض عبور کند. 

نکته دیگر این که بیش تر از تمام فیلم هایی که امسال دیده ام، مادر! مرا به خنده انداخت. این را به صورت کنایی نمی گویم. تیزهوشی بصری و حرکات هنرمندانه و ساختارمند دوربین فیلم آرنوفسکی نوعی وحشت کمیک به فیلم اضافه کرده است. مهارت او در به اوج رساندن صحنه را شاید نتوانیم در هیچ یک از فیلمسازان هم نسل او پیدا کنیم. 

هنوز مشخص نیست آیا این مهارت با جاه طلبی های او همسو است یا خیر. آرنوفسکی می خواهد یک کوبریک باشد، ولی ترجیح می دهم او مسیر بلیک ادواردز را در پیش بگیرد. در دورانی که فیلم کمدی تنها به شوخی های کلامی و فیزیکی محدود شده است، نیاز شدیدی به کارگردان های سرگرم کننده با ذهنی پیچیده همچون آرنوفسکی داریم. اگر خودش را این قدر جدی نمی گرفت، یک فیلمساز طنز فوق العاده می شد. شاید با فیلم مادر! باید قبول کنیم او همین الان هم یک کمدی ساز درجه یک است. 

ای. او. اسکات 

منبع: The New York Times

***

مشاهده پیش نمایش فیلم مادر!:

9
دیدگاهی بنویسید

avatar
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
پدرام رحیمی
مهمان
پدرام رحیمی

نقد فیلم مادر Mother سال ۲۰۱۷ از Darren Aronofsky سازنده ی فیلم نوح و قوُی سیاه قوی ترین استعاره ی فیلم در بی خبری بیننده از داستان و ماهیت شخصیت ها و خانه ای است که معلوم نیست از کجا آمده اند یا اصلاً کجا قرار دارند. این همان سؤال بزر گ بشره که ما چه موجوداتی هستیم و برای چه آمده ایم. و بعد در سکانس نهایی اتمام فیلم با شروع و تکرار دوباره ی داستان در کنار فردی دیگر و البته مثل قبل در غیبت شخصیت منفعل و مغرور خالق داستان، همان تسلسل زندگی و تکرار بی دلیل… بیشتر بخوانید

محسن
مهمان
محسن

نگاه جالبی بود

Arash yousefi
مهمان
Arash yousefi

عالی بود واقعا یه جاهایی از فیلم برای من قابل فهم نبود نقدتون رو ک خوندم کاملا متوجه شدم عالی بود

راحله
مهمان
راحله

چقدر عالی تفسیر کردید چندین مرتبه خوندمش

پویان
مهمان
پویان

نقد فیلم Mother 2017 فیلم مادر ، فیلمی عجیب و سردرگم کننده است. فیلمی که نیمی از منتقدین را به تحسین فراوان واداشت وبالعکس ! نیم دیگر منتقدین ، آن را بد و بی معنا خواندند. البته اوضاع برای ما فارسی زبانان بدتر میشود وقتی که به سایت ها و مطبوعات مرتبط با صنعت سینما مراجعه کنیم و مشاهده کنیم که نقد های فارسی به چه میزان نسبت به محتوای فیلم بی ربط و نامناسب هستند. لذا نگارنده ی این متن که تخصصی در صنعت سینما ندارد، مصمم شد تا متنی را جهت نقد این فیلم حاضر سازد که مبتنی… بیشتر بخوانید

لاله
مهمان
لاله

من تمام نقدهای مربوط به این فیلم رو خوندم و بنظرم نقد شما عالی و از هر نظر قانع کننده تر بود،ممنون

armin
مهمان
armin

دوست عزیز بسیار عالییی بود تحلیلت . کلا سورئالیستا دست و باز میذارن واسه برداشت فردی . اما به نظرم بهترین برداشتی بود که میشد از داستان کرد . فوق العاده بود . بسیاااار متشکر

فریدا
مهمان
فریدا

عالی بود توضیحتون من دیشب تالا هنگ بودم الان اوکی شدم😁✌

Zakaria
مهمان
Zakaria

شاید کار سختی باشد برای مادر نوشتن ، اما برای مادری که آرنوفسکی خلق کرد کار بسیار سختی است دست به قلم شدن. ((مادر)) کی بود ؟ آیا مادر شیطان بود یا مریم ؟ زمین بود یا خانه ؟ مادر را شاید بتوان نمونه دیگر ،کاملتر و پخته تر از فیلم ((بچه رز ماری)) پولانسکی دانست وشاید خود آرنوفسکی با توجه به پوستر فیلم این هدف را به مخاطب القا کند. اگر مادر را مریم بدانیم شاید خیلی راحت بتوان اکثر. نمادها و نشانه ها را درک کرد . پس شاید بهتر باشد از خانه شروع کنیم ، خانه ای… بیشتر بخوانید