فقط فرشتگان بال دارند – Only Angels Have Wings

کارگردان: هاوارد هاکس

نویسنده: جولز فورتمن

بازیگران: کری گرانت، جین آرتور، ریچارد بارتلمث، ریتا هیورث

سال: ۱۹۳۹

فقط فرشتگان بال دارند (هاوارد هاکس – ۱۹۳۹)

در دهه ۱۹۵۰ و با ظهور نشریه کایه دو سینما در فرانسه، منتقدان این نشریه به انتقاد از فیلم­‌های فرانسوی زمان خود پرداختند. آن­ها معتقد بودند این فیلم‌­ها تنها برداشتی کلمه به کلمه از فیلمنامه هستند و کارگردان صرفا نقشی در حد یک صحنه‌­گردان دارد. در حالی که در فیلم‌­های هالیوودی کارگردان همچون یک مولف واقعی، بر رنگ و نور و صحنه و بازی بازیگران نظارت دارد و برداشت خود از فیلمنامه را ارائه می­‌دهد. این صحبت‌­ها بعدا پروبال بیشتری گرفت و با عنوان نظریه مولف وارد سینما شد. پیروان این نظریه شیوه شخصی که کارگردان­‌هایی چون آلفرد هیچکاک، اورسن ولز و هاوارد هاکس در ساخت فیلم­‌های خود به کار می­‌بردند را می‌­ستودند و آن را یکی از مهم‌­ترین ویژگی­‌های یک سینمای خوب می‌­دانستند. یکی از فیلم‌­هایی که همواره به عنوان نمونه درخشان نظریه مولف مورد تحسین قرار می­‌گرفت، فقط فرشتگان بال دارند هاوارد هاکس بود که در سال ۱۹۳۹ روی پرده سینماها آمد.

فیلم داستان یک خطوط هوایی به نام بارانکا است که بسته­‌های پستی را از بندر شهر کوچک بارانکا تحویل می­‌گیرد و از طریق هواپیماهای قراضه خود به مقصد می­‌رساند، آن هم در هوای همیشه طوفانی و نامساعد آن منطقه. جف کارتر خشک و جدی (با بازی کری گرانت) وظیفه مدیریت این فرآیند همیشگی را برعهده دارد و در طول روز باید با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کند، از سقوط هواپیماها و مرگ خلبانان گرفته تا پیش­‌بینی وضع هوا و حل و فصل دعواها و مشکلات بین زیردستانش. داستان از جایی شروع می­‌شود که یک نوازنده پیانو به نام بانی لی (جین آرتور) وارد شهر می‌­شود و چنان تحت تاثیر فضای فرودگاه و شغل عجیب جف قرار می­‌گیرد که برای همیشه آن­جا می‌­ماند.

بخش قابل توجهی از فیلم در میخانه داچی می­‌گذرد که به نوعی در حکم برج مراقبت هم است. با گروهی از آدم­‌های فقیر و بی­‌مایه طرف هستیم که از سر ناچاری، روز و شب با مرگ دست و پنجه نرم می­‌کنند. هر پروازی می‌­تواند در حکم آخرین پرواز عمر این افراد باشد. اما تمام­شان بدون توجه به این مسائل کار خود را انجام می­‌دهند و توجهی به آینده­‌ای دورتر از همان روز ندارند. مساله لذت بردن از زندگی و دم را غنیمت شمردن نیست، اغراق نیست اگر بگوییم با یک نگاه پوچ­‌گرایانه‌­تر طرف هستیم. آدم­‌های این آژانس هوایی گویی از مرگ عبور کرد­ه­‌اند، گویی هیچ معنایی در زندگی نمی‌­بینند و تنها روزگار را می­‌گذرانند. وقتی جف به جو ساوتر که به علت شرایط بد جوی با هواپیما در آسمان گیر کرده است می­‌گوید که فعلا آن بالا بماند تا هوا بهتر شود، جو قبول نمی­‌کند. نه به خاطر این که می­‌خواهد زنده بماند یا از مرگ می‌­ترسد، بلکه فقط به خاطر این که دوست دارد قرار شامی که با بانی گذاشته بود را عملی کند! خلبان­‌ها می­‌میرند، افرادی که زنده مانده­‌اند خرده چیزهای باقیمانده از آن­ها را بین خود تقسیم می­‌کنند و منتظر پرواز بعدی می­‌مانند که شاید حتی منجر به مرگ خودشان شود.

شاید جف به اقتضای چنین شغلی است که هیچ‌­وقت عاشق نشده و دوست داشتن را تجربه نکرده است. وقتی شب و روز با هم­‌صحبتی با مرگ می­­‌گذرد، قطعا خبری از زندگی و امید و شور و حال نخواهد بود. اما بانی با ورود خود به هر صورتی که شده کمی اوضاع را تغییر می‌­دهد. شاید حتی حضور بانی باعث می­‌شود که جف هدف اصلی خود (اگر برای شش ماه هر هفته دو بسته پستی را به مقصد برسانند، مبلغ قابل توجهی دریافت می­‌کنند و می‌­توانند هواپیماهای نویی خریداری کنند) را با جدیت بیشتری در پیش بگیرد. هاکس بعدا گفته بود که یک زوج مکزیکی منبع الهام او برای خلق رابطه بین بانی و جف در فیلمنامه بوده‌­اند.

فقط فرشتگان بال دارند از نظر کارگردانی یکی از بهترین­‌هاست. لحن فوق‌­العاده فیلم و فضاسازی بی­‌نظیر آن از جمله ویژگی­‌هایی هستند که بعید است بتوانید به راحتی فراموش کنید. بعضی صحنه‌­های فیلم مثل سقوط هواپیمای جو یا فرود هواپیمای مک­فرسن در نزدیکی معدن حتی با استانداردهای امروزی هم چشم‌گیر و قابل توجه هستند. همین دستاوردها باعث شد که فیلم نامزد اسکار بهترین فیلمبرداری و بهترین جلوه­‌های ویژه شود.

 در همان سال ۱۹۳۹، یک اقتباس رادیویی شصت دقیقه‌­ای از فیلم با صداپیشگی بسیاری از بازیگران اصلی مثل کری گرانت، جین آرتور، توماس میچل و ریتا هیورث صورت گرفت.

در طول فیلمبرداری فیلم، بین جین آرتور و هاکس اختلافاتی پیش آمد. آرتور به هیچ‌­وجه نمی‌­توانست با نحوه بازی گرفتن هاکس کنار بیاید و با وجود این که احساس خوبی نسبت به این روند نداشت، در نهایت خود را به دست کارگردان سپرد. هرچند بعدها اعتراف کرد که در این دعوا حق با هاکس بوده است و حتی از او معذرت خواهی هم کرد.

خیلی­‌ها معقتدند این فیلم نقطه عطف کارنامه هاکس بود و با فقط فرشتگان بال دارند بود که او از سینمای شاد و سرخوشانه دهه ۱۹۳۰ خود فاصله گرفت و به سراغ فیلم­‌های تاریک‌­ترش در دهه ۴۰ و ۵۰ رفت. این فیلم همچنین جزوه دوازده فیلمی بود که قرار بود از طرف آمریکا در جشنواره کن سال ۱۹۳۹ شرکت داده شوند، اما با وقوع جنگ جهانی دوم، جشنواره لغو شد، تازه هفت سال بعد بود که دوباره برگزاری جشنواره از سر گرفته شد.

سینا بحیرایی/ هفت صبح

دیدگاهی بنویسید.

avatar