به این نقد امتیاز بدهید

شاه آرتور: افسانه شمشیر – King Arthur: Legend of the Sword
کارگردان: گای ریچی
نویسنده: جوبی هارولد، گای ریچی
بازیگران: چارلی هونام، جود لا، آسترید برژه – فریسبه، اریک بانا، دیوید بکام
سال اکران: ۲۰۱۷

نقد فیلم شاه آرتور: افسانه شمشیر

نقد فیلم شاه آرتور: افسانه شمشیر

گای ریچی در فیلم های خود نشان داده است که می تواند یک درام جنایی که در لندن رخ می دهد را به یک نمایش پر زرق و برق سینمایی تبدیل کند. برای اثبات این ادعا کافی است به فیلم های موفق او مثل قفل، انبار و دو بشکه باروت، کیف قاپی و راک ان رولا دقت کنید. اما به کارگیری این برش های سریع و ریتم منقطع برای روایت یک داستان اساطیری آرتوری قطعا به کار نمی آید و نتیجه اش، یک فیلم آشفته و پرخشونت می شود. این همان بلایی است که بر سر فیلم شاه آرتور: افسانه شمشیر آمده است. کارگردان این اثر حماسی خسته کننده است تصور می کند اگر فیلم را طولانی و پر سروصدا کرده و مضمون های مورد نظرش را چندبار تکرار کند، ممکن است بیننده به این نتیجه برسد که فیلم واقعا حرف های جدی برای گفتن دارد. این تصور کاملا اشتباه است. 

سبکی که ریچی برای روایت زندگی  شاه آرتور انتخاب کرده شباهت زیادی به سریال بازی تاج و تخت دارد، البته به نظر می رسد جناب کارگردان هنگام تماشای این سریال مست بوده است. چون خبری از آن شور حماسی بازی تاج و تخت نیست و نوعی سبک بالی در این فیلم دیده می شود. همان حس آشنایی که تماشاگران هنگام تماشای دو شرلوک هلمزی که ریچی ساخت، با آن مواجه می شوند. برای این فیلم از آزار دهنده ترین عناصر استفاده شده است: یا در حال شنیدن موسیقی های کوبنده و پرضرب هستیم، یا در حال تماشای مجموعه ای از کلیشه های تمام نشدنی. تهاجم های بصری بی وقفه فیلمساز به بیننده، با یک صحنه مهمل شروع می شود. یک گله فیل در حال حمله به شاه اوتر هستند، او متوجه می شود که ورتیگرن، دشمنی در لباس دوست، به او خیانت کرده است. این دشمن به دنبال این است که پسر جوان پادشاه را به قتل برساند. ولی از این خبرها نیست. پسربچه را فراری می دهند. او در یک فاحشه خانه بزرگ می شود. جایی که فاحشه ها قلبی از طلا دارند و در مورد زندگی، درس های بیشماری به این پسر جوان می دهند. 

در همین لحظه است که آرتور موفق می شود شمشیر اکسکالیبور را از سنگ بیرون بکشد، این پادشاه زیباروی متوجه می شود که برای دستیابی به اهدافی بزرگ تر و بهتر وارد این دنیا شده است. مسلما ورتیگرن مرگ این پادشاه را می خواهد. البته کشتن آرتور کار راحتی نیست. چرا که او دوستان زیادی دارد. دوستانی با اسامی عجیب و غریب مثل وت استیک، بک لک و جرج چینی. البته بعدا یک نیروی کمکی حرفه ای تر هم به حفاظت از آرتور می پردازند. این نیرو عبارتند از بدیور پرابهت، بیل کمان دار، و یک موجود جادویی ذهن خوان به نام ساحره. به این ترتیب تیم آرتور تکمیل می شود و او به سراغ از میان برداشتن رقبا و نشستن بر مسند پادشاهی می رود. 

اگر به امید تماشای دژ معروف کملوت و احیانا برهنگی و رابطه های مختلف شخصیت های افسانه ای داستان شاه آرتور می خواهید این فیلم را ببینید، انتخاب اشتباهی کرده اید. ریچی کارگردانی نیست که این نوع توقعات شما را برآورده کند. او بیش تر از نبرد ارتش های مختلف لذت می برد. به همین دلیل در طول دو ساعت عذاب آور و کسالت بار فیلم، ریچی با مبارزه های مختلف ما را خفه می کند. ارتش های دیجیتالی فیلم به حدی ساده و ابتدایی ساخته شده اند که بازی های کنسول نینتندو در مقابل آنان، جایگاهی خدای گونه دارند. شاه آرتور: افسانه شمشیر، یک هیاهوی بسیار برای هیچ است. 

پیتر تراورس

منبع: Rolling Stone

دیدگاهی بنویسید

avatar