سادنلی – Suddenly

کارگردان: لوئیس آلن

نویسنده: ریچارد سیل

بازیگران: فرانک سیناترا، استرلینگ هایدن، جیمز گلیسون، نانسی گیتس

سال: ۱۹۵۴

سادنلی (لوئیس آلن – ۱۹۵۴)

سادنلی که بر اساس یک گزارش واقعی ساخته شده، داستان شهر کوچک و آرام سادنلی در کالیفرنیا است که قرار است رئیس جمهور در طول سفر خود، توقفی هم در آن­جا داشته باشد. در این حین سه آدمکش که دنبال ترور رئیس جمهور هستند، با به گروگان گرفتن اعضا خانواده بنسن که خانه­‌شان نقطه دید خوبی برای انجام ترور است، به دنبال عملی کردن نقشه خود هستند.

خیلی­‌ها سادنلی را در زمره فیلم­‌های نوآر قرار داده‌­اند، ولی به سختی می‌­توان دست کم مولفه­‌های ظاهری این ژانر را در آن پیدا کرد. البته خشونت بالا و کشت و کشتار فیلم بی­‌شباهت به فیلم­‌های نوآر نیست.  ویژگی قابل توجه سادنلی این است که بخش قابل توجهی از داستان آن در خانه خانواده بنسن روی می­‌دهد، خانه­‌ای معمولی با تنها چند اتاق. به همین دلیل اساسا با فیلمی شخصیت محور هستیم که داستان خود را از طریق کنش و واکنش بین این آدم­‌های متضاد پیش می‌­برد. البته لوئیس آلن کارگردان به خوبی از فضاهای تنگ و خفقان آور خانه برای نمایش اضطراب و تنش موجود در داستان استفاده می­‌کند.

این شخصیت­‌ها اما با وجود تضادها و اختلاف‌­­هایشان، یک وجه اشتراک دارند. این جنگ است که همچون یک نقطه اتصال آن­ها را به هم وصل می­‌کند. کلانتر شاو و جان بارون سردسته تروریست‌­ها هر دو در جنگ جهانی دوم حضور داشته‌­اند. الی بنسن شوهر خود را در جنگ از دست داده است و به همین خاطر به پسر خود پیتر بنسن در مواجهه با خشونت و اسحله سختی­‌های زیادی می­‌گیرد. حتی پاپ بنسن پدربزرگ هم سابقه حضور در جنگ جهانی اول را دارد.

حال که جنگ به پایان رسیده است، به تدریج با ترکش‌­ها و عواقب عنصر شومی چون جنگ به راحتی می‌­توان آشنا شد. شاید شاو به سلامت از بحران­های جنگ عبور کرده باشد، اما همین جنگ جان بارون را به هیولای آدمکشی تبدیل کرده است که به جز به سرانجام رساندن هدف خود، به هیچ­کس و هیچ‌­چیز اهمیت نمی‌­دهد. او تنها می­‌خواهد ماموریت خود را انجام دهد و برای رسیدن به هدف خود هرکسی را از سر راه برمی­‌دارد، چه یک تعمیرکار ساده تلویزیون باشد یا رئیس جمهور یک ممکلت. تفکرات او شباهت زیادی با نظرات نیکولو ماکیاولی، سیاستمدار و فیلسوف ایتالیایی دارد که معتقد بود تحت هر شرایطی، هدف وسیله را توجیه می­‌کند. با وجود این که دستیاران بارون به تدریج تحت تاثیر صحبت­‌های شاو قرار می­‌گیرند، ولی خود بارون تا پایان داستان بدون تغییر باقی می­‌ماند. این که بارون بدون هیچ انگیزه مشخصی به دنبال ترور شخص اول یک ممکلت است برای ما مخاطب‌­های امروزی که انواع و اقسام عملیات­‌های تروریستی ایدئولوژیک را تجربه کرده­‌ایم، در نوع خودش قابل توجه خواهد بود.

الی در مورد پسر خود بسیار وسواسی عمل می­کند و او را از هر گونه خشونت احتمالی دور نگاه می­‌دارد. اما با این اتفاق او و خانواده‌­اش در بطن بحرانی قرار می­‌گیرند که سرشار از خشونت و کشتار است. حال که او تمام مدت از خشونت اجتناب کرده است، به چه نحوی این شرایط را از سر می‌­گذراند؟ نکته قابل توجه این است که در نهایت این خود الی است که دست به اسلحه می­برد و این بحران را به پایان می‌­رساند. گویی بالاخره به حرف ابتدای فیلم شاو می­‌رسد که اسلحه به خودی خود چیز بدی نیست، مهم این است چه کسی از آن استفاده می­‌کند. در پایان فیلم نه تنها الی و خانواده­‌اش، بلکه تمام مردم شهر آرام و ساکت سادنلی دیگر هیچ­‌گاه مثل  سابق نخواهند بود.

سادنلی که بر اساس یک خبر ترور واقعی ساخته شده بود، خود زمینه­‌ساز بروز یک ترور مهم دیگر شد. شایعه شده بود که لی هاروی اسوالد، شخصی که جان کندی را در سال ۱۹۶۳ ترور کرد، بسیار تحت تاثیر فیلم سادنلی قرار گرفته و چند روز پیش از ترور، آن را تماشا کرده است. همین باعث شد که فرانک سیناترا (بازیگر جان بارون) از تهیه کنندگان بخواهد که نسخه­‌های کپی فیلم را از بین ببرند، پیشنهادی که البته عملی نشد. شاو در جایی از فیلم به بارون می­گوید که این عملیا‌‌ت­‌های تروریستی هیچ‌­وقت با موفقیت انجام نمی­‌شوند. اگر سازندگان فیلم می­‌دانستند با الهام از همین فیلم جان اف. کندی ترور می­‌شود، احتمالا هیچ­وقت چنین دیالوگی را در فیلم لحاظ نمی­‌کردند!

در سال ۱۹۵۹، پنج سال پس از اکران سادنلی، ریچارد کاندن نویسنده رمان کاندیدای منچوری را با الهام از این فیلم نوشت که دو اقتباس سینمایی (در سال­های ۱۹۶۲ و ۲۰۰۴) از آن صورت گرفت. داستان سربازی که از جنگ برمی­‌گردد، با شستشوی مغزی به یک آدمکش حرفه­‌ای تبدیل می­‌شود و حال می­‌خواهد یک سیاستمدار را از میان بردارد. نکته قابل توجه این است که فرانک سیناترا در نسخه ۱۹۶۲ کاندیدای منچوری حضور داشت، البته این­‌بار دیگر در نقش آدمکش نبود.

از روی خود سادنلی در سال ۲۰۱۳ اقتباسی به کارگردانی اووه بول صورت گرفت. فیلم که ری لیوتا و دامینیک پرسل بازیگران اصلی آن بودند، چندان مورد توجه قرار نگرفت. در سال ۲۰۱۸ هم تایلر مرسر یک نسخه تئاتری از فیلمنامه سادنلی روی پرده بود. با توجه به این که بخش عمده فیلم در یک خانه می­‌گذرد، اجرای یک نسخه تئاتری از آن چندان نامتعارف و غیرقابل انتظار نبود.

سینا بحیرایی/ هفت صبح

دیدگاهی بنویسید.

avatar