به این نقد امتیاز بدهید

زیر شن  – Land of Mine

نویسنده و کارگردان: مارتین زاندولیت – Martin Zandvliet

بازیگران: رولاند مولر ، میکل فلسگورد ، لورا فرض ، لوئیس هافمن 

نقد فیلم زیر شن

نقد فیلم زیر شن

هیچ فیلمی به اندازه فیلم هایی که به ماجرای انفجار یک بمب می پردازند، نمی تواند توجه مخاطب را جلب کند. از خرابکاری آلفرد هیچکاک گرفته تا مهلکه؛ فیلم برنده اسکار کاترین بیگلو، این ابزارآلات انفجاری هستند که می توانند هر لحظه از فیلم را به یک صحنه دراماتیک انفجاری تبدیل کنند. زیر شن از سازوکار طرح و توطئه به خوبی استفاده می کند، اما ویژگی های مثبت فیلم بسیار بیش تر از این هاست. 

زیر شن که نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی ۲۰۱۷ است و در جوایز فیلم اروپا هم برنده سه جایزه شده، یک اثر حماسی کلاسیک واید اسکرین درباره جنگ جهانی دوم است که البته از چندین چرخش داستانی آشفته کننده بهره می برد. 

داستان فیلم نه در طی جنگ جهانی دوم، که بعد از آن رخ می دهد. نقطه قوت زیر شن این است که این فیلم درباره سربازان کارکشته جان سخت نیست، بلکه بر روی تعدادی نوجوان تمرکز کرده است. بچه هایی که بعضی از آن ها به پانزده سال هم نمی رسند. 

این بچه ها از اعضای والکسترم بوده اند، یک گروه شبه نظامی ملی که در اواخر دوران جنگ به وجود آمد، زمانی که افراد سالم و به درد بخور به ندرت یافت می شد. این نوجوانان متاسفانه در زمانی اشتباه در جایی اشتباهی قرار می گیرند و اسیر نیروهای دانمارکی می شوند. کشوری که پنج سال تحت اشغال آلمان قرار داشت و ضربه های سنگینی را متحمل شده بود. 

دانمارک هم چنین یک ویژگی دیگر هم داشت، در طول مدت جنگ ۲٫۲ میلیون مین در این کشور کار گذاشته شده بود، یعنی بیش تر از هر کشور اروپایی دیگری. این مین ها عمدتا در ساحل غربی کشور قرار داشتند، چرا که آلمانی ها فکر می کردند اگر قرار باشد حمله ای از جانب اروپا صورت گیرد، از آن مسیر خواهد بود. 

داستان فیلم در ماه مه ۱۹۴۵ می گذرد. زمانی که دانمارکی ها تصمیم می گیرند از ۲۰۰۰ زندانی آلمانی خود که عمدتا نوجوان هستند برای پاکسازی مین ها استفاده کنند. آلمانی ها هم بدون هیچ تردیدی با این کار موافقت می کنند. 

زیر شن در ابتدا هیچ اشاره ای به مساله بمب ها نمی کند. تنها چیزی که ممکن است به مرز انفجار برسد، خشم دانمارکی ها نسبت به اسرای آلمانی است که در کنار آن ها قرار دارند. 

یکی از دانمارکی ها، گروهبان کارل لئوپولد راسموسن (با بازی قدرتمندانه رولاند مولر در اولین نقش اصلی خود) است. اولین باری که کارل را می بینیم، او با اوقات تلخی مشغول تماشای دسته ای از آلمانی ها است که در حال حرکت هستند.  

او به یک باره متوجه می شود یکی از سربازان آلمانی با یک پرچم دانمارک در دست، در حال حرکت است. این جاست که راسموسن عصبانی می شود و با خشم به طرف سرباز می رود و با زبان آلمانی؛ فریاد زنان به او می گوید: “بزن به چاک، برگرد به وطنت. این پرچم شما نیست.”

بعد از این که گروهبان راسموسن برای زندانیان آلمانی بخشی از ساحل دانمارک که باید پاک سازی شود را مشخص می کند، با افسری محافظه کار به نام اب ینسن (میکل فلسگورد) آشنا می شویم، او مسئول آموزش این بچه ها و آماده کردن آن ها برای این کار کثیف است. 

ینسن ابتدا با مین های خنثی شده و سپس با استفاده از مین های واقعی به آن ها آموزش می دهد. او رفتاری گستاخانه دارد و از بچه ها می خواهد هیچ ترحمی نسبت به خود نداشته باشند. اگر اشتباه می کنند آن ها را کتک می زند. ینسن می خواهد به آن ها بفهماند هر نوع اشتباهی برابر با مرگ است. او هم چنین به آن ها می گوید که: “دانمارک دوست شما نیست، هیچ کس دوست ندارد شما را این جا ببیند.”

نوجوانان آلمانی در ابتدا گروهی بی هویت و یکسان به نظر می رسند. اما زمانی که به ساحل می روند و تحت نظارت بی رحمانه گروهبان قرار می گیرند، به تدریج بعضی از آن ها توجه ما را به خود معطوف می کنند. 

سباستیان (لوئیس هافمن) در بین آن ها مهم ترین شخصیت است. با وجود این که هلموت همیشه عصبانی (جوئل باسمن) معتقد است خودش باید رهبر این گروه باشد، اما رهبر واقعی سباستیان است. ویلهلم (لئون سیدن) از همه خوش بین تر است، در عین حال دو برادر دو قلو به نام ارنست و ورنر (امیل و اسکار بلتون) هم هستند که برای زندگی پس از جنگ خود کلی برنامه ریزی کرده اند. 

این افراد بخشی از یک گروه ده نفره (و شاید بیش تر) هستند که مسئول پاک سازی منطقه ای شده اند که در آن، ۴۵۰۰۰ مین در زیر سطح زمین کار گذاشته شده است. گروهبان در عین حال که با صحبت های خود رعب و وحشت را در میان آن ها به وجود می آورد، قول داده است که در صورت پاکسازی کامل منطقه آن ها را آزاد می کند. 

به لطف کارگردانی و نویسندگی مارتین زاندولیت، زیر شن از بخش هایی جدا تشکیل شده است که به شکلی موثر کنار یکدیگر قرار گرفته اند. در طول فیلم همیشه این نگرانی دلهره آور در شما وجود دارد که این بمب ها چه بلایی ممکن است بر سر این بچه ها بیاورند. ولی نقطه قوت اصلی فیلم مربوط به موقعیتی است که حول یک سری مشخصه های روانشناختی پیچیده خلق شده است. 

گروهبان راسموسن اگرچه بیش تر اوقات رفتاری بی رحمانه دارد، اما به تدریج با این بچه ها نرم می شود. گویی که انگار این پسران خودش هستند که به چنین سربازان سخت کوشی تبدیل شده اند. در این فیلم احتمال بروز هرگونه شرایط بحرانی و دردناکی وجود دارد، در دنیایی که احساساتی شدن نوعی خیانت به نظر می آید، فیلم از شما می خواهد که درباره این دو جبهه تفکر کرده و سعی کنید ذره ای انسانیت مشترک را در میان آن ها پیدا کنید. 

کنت توران

منبع: Los Angeles Times

برای مطالعه نقد بقیه فیلم های نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی سال ۲۰۱۷ از لینک های زیر استفاده کنید:

فروشنده

تونی اردمان

مردی به نام اوه 

تانا 

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar