به این نقد امتیاز بدهید

رما – Roma

نویسنده و کارگردان: آلفونسو کوارون – Alfonso Cuaron

بازیگران: مارینا دتاویر، مارکو گراف، یالیتزا آپاریسیو، دنیلا دمسا

سال: ۲۰۱۸

نقد فیلم رما

نقد فیلم رما

رما جدیدترین اثر آلفونسو کوارون محصول سال ۲۰۱۸ مکزیک است. رما توانست جایزه شیر طلایی، نامزدی بهترین کارگردانی و بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان گلدن گلوب  را برای کارگردانش به ارمغان آورد و حالا به عنوان پر افتخار ترین فیلم غیر انگلیسی زبان در آکادمی اسکار در بخش های بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم نامه، بهترین فیلم برداری، بهترین صدا گذاری و بهترین صدا برداری نامزد شده است. فیلم اثری است در ژانر درام و سبک نئورئالیستی که سعی در نزدیک شدن به واقعیت زندگی در برهه ای از زمان در مکزیک را دارد. این اثر تجربه شخصی کارگردان از دوران کودکی خودش است. شبکه نت‌فلیکس کوارون را در این اثر متفاوت همراهی کرده است. فیلم به نوعی بازسازی یک مستند است که با المان های یک فیلم درام ساخته شده است. کارگردان می خواسته فیلم هرچه بیشتر به فیلم های یادگاری دوران کودکی اش نزدیک باشد. داستان فیلم مربوط به یک خانواده پرجمعیت است که دو خدمتکار دارند، پدر خانواده پزشک است و بعد از مدتی خانواده را ترک می کند. داستان این خانواده در دهه ۷۰ میلادی مکزیک و در محله ی رما به تصویر کشیده می شود، زمانی که این کشور درگیر نا آرامی ها و اعتراض­های خیابانی است.

رما از جسورانه ترین فیلم های تاریخ سینماست، چون صرفا یک تجربه شخصی بدون قصه است. ما پیرنگی نمی بینیم. خبری از آغاز و میانه و پایان نیست، فیلم با روابط دراماتیک بیگانه است. اگر از شما بپرسند که قصه ی روما چیست شاید نتوانید قصه ای برای آن پیدا کنید!

فیلم نه بر شخصیت محوریت دارد و نه برداستان و زایه دید اثر به شخصیت کلئو خدمتکار خانه نزدیک تر است. فیلم تقریبا بر روی عناصر سبکی سوار است تا عناصر روایی. شخصیت ها هدفی ندارند و برای چیزی مبارزه نمی کنند. ما تلاشی در شخصیت ها نمی بینیم،  گویی آن ها سرنوشت خود را پذیرفته اند. نه کلئو و نه سوفیا هیچ کدام تلاشی  برای درست کردن وضع موجود نمی کنند. آن ها شرایط را پذیرفته اند و باید با همین شرایط موجود خود را وفق دهند و با سرنوشت پیش بروند. با این حال هیچ کدام از شخصیت های داستان منفعل نیستند و هر کدام در گوشه ای تاثیر خود را می گذارند و نبودشان در داستان خلل ایجاد می کند.

فیلم داستانی برای رنج زنان است. قشری از جامعه که همیشه تنها هستند و جامعه مرد سالار چیزی جز رنج و زحمت برای آنان ندارد. در این فیلم قهرمانان زن ها هستند . زن ها بچه ها را به دنیا می آورند، بزرگ می کنند، سرپرستی آن ها را به عهده می گیرند، آسایش و رفاه مردان را فراهم می کنند و در اتاق زایمان نیز مسئول به دنیا آوردن نوزادان هستند، جایی که حتی مردان هم از رفتن به آنجا شانه خالی می کنند.

سوفیا و کلئو هر دو مرد زندگی شان ترکشان کرده است. دوست پسر کلئو (که بعد از فهمیدن بارداری کلئو او را ترک می کند) پسری است از محله فقیرنشین که موقعیت خانوادگی خوبی نداشته، در شرایط سختی بزرگ شده  و به گفته خودش هنر های رزمی او را نجات داده است.

شوهر سوفیا پزشک است و فردی از طبقه متمول و فرهیخته جامعه که به یک سفر تحقیقاتی می رود و بعد از بازگشت از سفر به نزد معشوقه اش می رود و سوفیا و خانواده اش را ترک می کند. کوارون در ابتدای فیلم و در نمایی بی نظیر این جدایی را با رد شدن شوهر سوفیا از وسط مارش نظامی نشان می دهد و آینده تلخ زنان فیلم را در جنگی این چنین نمایش می دهد.

کارگردان به همه ی مردان می تازد و بی مسئولیت بودن آنان را فارغ از سطح سواد و شعور و گذشته آن ها می داند تا زنان قهرمان همیشه ی زندگی باشند.

کوارون روابط افراد خانواده با خدمتکارها را بسیار گرم و صمیمی نشان می دهد. و زنان را تکیه گاهی برای یکدیگر بدون ژست های مردانه.

دوست پسر کولئو قبل از هم خوابی با او میله ی پرده (نشانه مردانگی ) حمام را بیرون می آورد و با آن میله به اجرای حرکات رزمی می پردازد، کوارون در این سکانس شخصیت او را فاقد اصالت مردانگی نشان می هد و تاکید بر این دارد که او می خواهد مردانگی خود را با میله ی پرده و خشونت کامل کند. او کاملا برهنه است تا تصویری منزجر کننده از خود به نمایش بگذارد، انسانی بی تمدن که صرفا به خاطر داشتن آلت تناسلی اش می خواهد مرد بودن خود را اثبات کند. چیزی مشابه این سکانس باز هم در دو جای دیگر نیز تکرار می شود؛ جایی که کلئو به محل آموزش دوست پسرش می رود و او به همین شیوه او را می ترساند و دوباره فقط قدرت فیزیکی مرد بودن را به رخ می کشد. و جایی دیگر نیز با تفنگ کلئو را می ترساند و باعث سقط بچه اش می شود. گویی مرد بودن فقط با ابزار تکمیل می شود.

از طرفی دیگر شوهر سوفیا هم وقتی که خانه را ترک می کند کتاب هایش را می گذارد و فقط با خود کتابخانه و قفسه کتاب ها را می برد. او فقط ژست اش را با خودش می برد و خود فرهنگ و اصالت را جای می گذارد.

رما فیلمی است احساسی که در آن کارگردان می خواسته شرایط زندگی سیاسی، اجتماعی، و طبقاتی آن زمان مکزیک را به تصویر بکشد. کوارون به فرم در این فیلم توجه ویژه ای دارد تا به محتوا.

به نحوی که می توان گفت خلا نداشتن قصه و روابط دراماتیک را فرم و عناصر سبکی جبران کرده اند که البته این کار از یک نابغه بر می آید. کوارون فیلم را سیاه و سفید گرفته است تا حال و هوای فیلم درست شبیه خاطراتش باشد و یادآور آن روزهای مکزیک. ما در فیلم به ندرت نمای بسته می بینیم، کارگردان ترجیح داده است که وارد حریم افراد نشود. همچنین او فیلم را با پن دوربین به جلو می برد تا هر چه بیشتر به خاطراتش  شبیه تر باشد، آن قدری که او آن زمان از شخصیت های اطرافش می دانسته است.

رما بیشتر موفقیت خود را مدیون نتفلیکس است. تهیه کننده ای که رقیبی جدی برای هالیوود خواهد بود و در این شرایط به تکیه گاهی محکم برای کوارون و رما تبدیل شده است. رما فیلمی است که شاید نتواند مخاطب را تا آخر با خود همراه سازد و همچنین گزینه مناسبی برای سرگرمی  تعطیلات آخر هفته نخواهد بود. با این حال این فیلم کلاس درسی بزرگ برای فیلم سازی است. شما یا آن را تا نصفه میبینید یا آن را دوبار خواهید دید.  

نویسنده: سوگند مختاری

دیدگاهی بنویسید.

avatar