دژ آپاچی – Fort Apache

کارگردان: جان فورد 

نویسنده: فرانک اس. نیوجنت

بازیگران: جان وین، هنری فاندا

سال: ۱۹۴۸

دژ آپاچی (جان فورد – ۱۹۴۸)

با وجود این که دژ آپاچی یکی از فیلم‌­های معروف جان فورد است، ستارگان مطرحی همچون جان وین و هنری فاندا در آن بازی می کنند، و در کنار ریوگرانده و او یک روبان زرد بست جزو سه‌­گانه سواره­‌نظام مشهور فورد است، اما خود فورد چندان علاقه ای به آن نداشت و ادعا می کرد صرفا برای پول آن را ساخته است.

فیلم داستان سرهنگ ترزدی سخت­‌گیر و متعصب و مقرراتی است که فرمانده یک دژ نظامی ولنگار و بی نظم به نام دژ آپاچی می شود. او از یک طرف باید نظم و انضباط را دوباره به این پایگاه برگرداند و از سوی دیگر باید آماده مقابله با سرخپوستانی باشد که از اردوگاه­‌های تعیین شده توسط دولت خارج شده‌­اند و قصد برگشتن ندارند.  

فیلم در اصل اقتباسی آزاد از نبرد لیتل بیگ­‌هورن است که در سال ۱۸۷۶ بین سرخپوستان و سواره­‌نظام آمریکا رخ داد. ترزدی در اصل معادل ژنرال جرج آرمسترانگ کاستر است. حتی اشتباه ترزدی در  نبرد پایانی فیلم هم با الهام از اشتباه ژنرال کاستر وارد فیلمنامه شده است.

جان فورد بر خلاف فیلم های دیگرش که در آن­ها سرخپوستان را افرادی اهریمنی و بدذات نشان می­‌داد، این بار برعکس تصویری صمیمی و دوستانه از آن­ها به نمایش می گذارد. سرخپوستان فیلم با رهبری کوچیس افرادی صلح جو و گریزان از جنگ هستند و در نهایت تنها لجبازی­‌های ترزدی است که آنها را به جنگ می کشاند. در واقع نیروی مخالف اصلی فیلم ترزدی است که هم رودرروی سربازان خود قرار می گیرد و هم رودرروی سرخپوستان. تفکرات نژادپرستانه ترزدی صرفا مختص به سرخپوستان نیست. او با خانواده ارورک هم به علت تبار ایرلندی‌شان مشکل دارد و حاضر نیست مایکل ارورک را به عنوان داماد خود بپذیرد.

تا قبل از ورود ترزدی، نظامی ها و سرخپوستان به طور مسالمت آمیزی با هم زندگی می کنند و هیچ بحث نژاد و تباری چه با سرخپوستان و چه در خود پایگاه نظامی مطرح نیست. در واقع دژ آپاچی که کاپیتان یورک و یارانش اداره می­‌کنند نوعی نسخه محلی شده از مقررات ارتش را ارائه می‌­دهد، به آن صورت سخت‌گیرانه نیست و به اقتضای شرایط تغییراتی در آن ایجاد شده. ترزدی اما ترجیح می­‌دهد همان قوانین خشک و رسمی پیاده شوند. او حتی انتقادهای سرخپوستان درباره سیلاس میچم، نماینده­‌ی آمریکایی­‌ها در میان سرخپوستان را نمی­‌پذیرد و ترجیح می­‌دهد همچنان به میچم اعتماد داشته باشد. آیا می­توان ترزدی را نماد دولت ناکارآمدی در نظر گرفت که با دخالت بیجای خود در منطقه نظم کارآمد موجود را بهم می­‌ریزد و آشوب و هرج و مرج به بار می­‌آورد؟ چنین تفکری از سوی فیلمساز سنتی مثل جان فورد عجیب به نظر می‌­رسد. این که فیلمسازی که در نبرد بین سفیدپوستان و سرخپوستان همیشه طرف سفید­ها را می‌­گرفت در این فیلم به چنین نظری می­‌رسد، کمی غیرقابل انتظار است. البته او بعدا در اواخر عمرش متحول شد و به این نتیجه رسید که در فیلم­‌های خود تصویر خوبی از سرخپوست­‌ها نشان نداده است، ولی سال ۱۹۴۸ برای چنین تفکری هنوز خیلی زود بود. کلا چنین تفکر اعتدال­‌گرایانه­‌ای برای آن زمان سینمای هالیوود خیلی پیش‌گامانه و ساختارشکنانه بود.

همچون دیگر وسترن­‌های جان فورد، این­‌بار هم با صحنه‌­های نبرد زیبایی طرف هستیم. حتی یک نبرد مشابه صحنه تیراندازی مشهور فیلم دلیجان در این فیلم دیده می­‌شود. نکته جالب این است که صحنه­‌های تیراندازی دره مشهور مانیومنت ولی را به جای یوتا، در بخشی که در مرزهای آریزونا قرار داشت فیلمبرداری کردند، چرا که قیمت بیمه بدلکاران در آریزونا کمتر از قیمت این بیمه در یوتا بود!

برای ساخت فیلم دژ آپاچی را به طور کامل ساختند. این دژ تا سال‌­ها پابرجا ماند و در فیلم­‌ها و سریال­‌های زیادی از جمله ماجراهای تن تن (۱۹۵۴) مورد استفاده مجدد قرار گرفت. حتی همین الان هم امکان بازدید از آن وجود دارد.

بدرفتاری­‌های جان فورد با جان آگار که آن‌­زمان بازیگری تازه‌­­کار بود، از جمله اتفاقات مهم پشت صحنه فیلم بود. دقیقا معلوم نبود که  فورد به خاطر رابطه­ عاشقانه آگار با شرلی تمپل، دیگر بازیگر جوان فیلم این رفتارها را از خود نشان می‌­داد یا می­‌خواست آگار را به عنوان بازیگری تازه­‌کار امتحان کند. او بارها نحوه دیالوگ­ گویی و اسب­‌سواری آگار را مسخره کرد، کار به جایی رسید که آگار بالاخره از کوره در رفت و می­خواست از پروژه کنار برود، در نهایت جان وین بود که با وساطت او را بازگرداند.

فورد به طور کلی در طول صحنه فیلمبرداری دژ آپاچی با همه بدخلق بود. حتی هنری فاندا هم وقتی برای صحبت درباره یک صحنه به سراغ کارگردان می‌­آمد، فورد او را پس می‌­زد و اصلا توجهی به صحبت‌­هایش نمی­‌کرد. فورد چندین بار هم با آرچی استات، فیلمبردار فیلم دعوایش شد و استات حتی چند بار حاضر نشد بعضی نماها را به همان صورتی که فورد مد نظر داشت فیلمبرداری کند.

دنی بورزیگی نوازنده در تمام مدت فیلمبرداری در صحنه حضور داشت و در وقت­‌های استراحت با آکاردئون آهنگ­‌های مورد علاقه فورد را می­‌ز‌د تا حس و حال عوامل پشت صحنه را سرجا بیاورد. آن­‌طور که عوامل گفته بودند، گاهی اوقات در سکوت شب صدای آکاردئون بورزیگی تنها چیزی بود که به گوش می­‌رسید.

سینا بحیرایی/ هفت صبح

دیدگاهی بنویسید.

avatar