به این نقد امتیاز بدهید

جکی -Jackie

کارگردان: پابلو لارائین -Pablo Larraín

تهیه‌کننده: دارن آرونوفسکی، اسکات فرانکلین، میکی لیدل

نویسنده: نوآ اوپنهایم

بازیگران: ناتالی پورتمن، گرتا گرویگ، پیتر سارسگارد، مکس کاسلا، بت گرانت، جان هرت

تاریخ‌ انتشار: ۷ سپتامبر ۲۰۱۶ (ونیز)، ۲ دسامبر ۲۰۱۶ (ایالات متحده)

images

در میان مسائل و مشکلات ناشی از داشتن شوهری مشهور و بنام،‌ ژاکلین کندی در فیلم جکی که ناتالی پورتمن در نقش او را بازی می کند، در اعترافاتش به کشیشی می گوید ” من هیچ گاه به دنبال شهرت نبوده ام، من تنها عضوی از خانواده کندی شدم”.

نقش اول زن با بازی پر نشاط و جاه طلبانه ی ناتالی پورتمن در درامای قوی جکی به کارگردانی پابلو لارین، شامل  پیچیدگی عاطفی و درکی عمیق است. بیشتر از اینکه زندگی نامه باشد،‌ بررسی تجربیات کاراکتر درون فیلم را شاهد هستیم، با نگاهی به زندگی خصوصی جکی در روزهای سخت و ناگوار پس از به قتل رسیدن شوهرش، متوجه این موضوع می شویم.
تئودور وایت روزنامه نگار(با بازی بیلی کروداپ)  یک هفته بعد از به قتل رسیدن جان اف کندی گزارشی به هیانیس پورت، محل زندگی جکی می فرستد در رابطه با مصاحبه ای که در آن او کندی را به افسانه آرتورین و “دوره درخشان و کوتاهی که به عنوان کملوت شناخته می شد” ارتباط می دهد. جکی یک بیوه زن ضعیف و بی دست و پا نیست، او پرده از ابهام برمی دارد، مصاحبه را کنترل می کند و حتی یادداشت هایش را ویرایش می کند، تعیین می کند که این وقایع به شیو ای می خواهد روایت شود.

فیلم رد پای جکی را در تلویزیون کاخ سفید ۱۹۶۲ دنبال می کند، او به بیان احساسی از بی نظیر بودن آمریکا می پردازد، روز شومی که در دالاس سعی می کند سر همسرش را که به او شلیک شده است بلند نگاه دارد،‌ و به همین شکل در تلاش است که هویت و برتری شان را حفظ کند، پریشان و  نگران است که چه اتفاقی برای میراث و آینده ی “کملوت”شان خواهد افتاد.
مردمان مختلف لایه های متفاوتی از شخصیت جکی را می بینند،‌ از منشی شان نانسی توکرمن(گرتا گرویگ) گرفته تا برادر شوهرش بابی کندی(پیتر سارسگارد).  اما کسی که واقعیت راستین جکی را در می یابد پدر مکسورلی(جان هرت) است که جکی با او در مورد خدا، جستجوی انسان به دنبال معنا و عمیق ترین مسائل و رنج هایش بحث می کند.

لارائین کاراکترهایش را با سکانس های واقعی و ضبط شده از منطقه هماهنگ می کند، آهنگسازی میکا لوی وضعیت آشفته و بهم ریخته ی جکی را اوج می بخشد، وقتی که  راوی غیرخطی داستان، باعث ابهام در پلات می شود،  فیلمنامه ی بسته ی نوآ اوپنهایم مقابله ها و رویارویی های هیجان انگیز مختلفی را بین جکی و سیاست مداران اطرافش را ارائه می دهد.
یکی از رقیبان جدی اسکار بهترین نقش زن، پورتمن با بازی عالی و تحسین برانگیزش است که بسیاری از بهترین سکانس های بازی اش بدون دیالوگ و صامت هستند.
در ایر فورس وان(هواپیمای حامل رئیس جمهور آمریکا) او با حالتی گریان خون روی صورتش را پاک می کند روبروی همان آینه ای که چند ساعت پیش آرایش کرده است، در این هنگام  جکی خودش را برای مراسم شهادت دادن لیندن بی جانسون(جان کارویل لینچ) آماده می کند. بعدا جکی پریشان و مضطرب در کاخ سفید لباس خونی اش را  عوض می کند.

پورتمن به خوبی از پس نقشش بر آمده است، با  نفس نفس حرف زدنش که شبیه خود جکی است،  تفاوت هایی هم با کاراکتر اصلی دارد، به ویژه در ارتباطش با کودکانش و بابی. سارسگارد با تلفظ های ناهماهنگش از لهجه ی ماساچوستی هیچگاه به قدرتمندی  روبرت اف کندی نیست، روبرت از اینکه نمی تواند کار چندانی برای کشورش بکند بسیار متاسف و اندوه گین است، از جکی می پرسد.”ما چکار کردیم؟”  “ما تنها مردمانی زیبا و مهربانیم”
مساله جذاب حضور جکی در مرکز طوفانهای سیاسی خلاصه وار بیان شده اند، و فیلم  بیشتر قسمت های شخصی را دنبال کرده است همچون وقتی که جکی در اتاق خوابش قبل از اینکه کاخ سفید را ترک کند، آخرین آواز را روی قطعه موسیقی ضبط شده ی کملوت  می خواند .

جکی  به وایت می گوید” کملوت دیگری نخواهد بود” و جکی دیگری نیز نخواهد آمد به لطف بازی پورتمن با بازگشت تماشایی و درخشانش.

منبع: usatoday

دیدگاهی بنویسید

avatar