۵ (۱۰۰%) ۱ vote

بازیکن شماره یک آماده – Ready Player One

کارگردان: استیون اسپیلبرگ 

نویسنده: زک پن، ارنست کلاین (بر پایه رمانی به همین نام از ارنست کلاین)

بازیگران: تای شریدان، الیویا کوک، بن مندلسان، تی. جی میلر، سایمن پگ، مارک رایلنس

سال اکران: ۲۰۱۸

نقد فیلم بازیکن شماره یک آماده

نقد فیلم بازیکن شماره یک آماده

در فیلم بازیکن شماره یک آماده، واحه (دنیای واقعیت مجازی که بخش عمده ای از فیلم در آن رخ می دهد و جایی است که ساکنان یک  ویران شهر برای فرار از مصیبت دنیای واقعی با پوشیدن آواتارهای مجازی به آن وصل می شوند) آن طور که خالقش می گوید: «پر از چیزهایی است که مردم دوست دارند.» 

شما ممکن است عاشق فیلم بازیکن شماره یک آماده باشید و یا برعکس، از آن خوشتان نیاید. ولی نمی توانید این واقعیت را انکار کنید که کلی چیزهای دوست داشتنی در این فیلم وجود دارد. گوشه و کنار واحه مملو از نشانه های مختلفی از فرهنگ عامه اواخر قرن بیستم است (بخش عمده ای از آن ها مربوط به دوران ریاست جمهوری ریگان هستند). واحه یک بازی نقش آفرینی آنلاین چندنفره عظیم است که بیش تر شبیه یک نوار ویدئویی با این عنوان می ماند: «من عاشق دهه ۱۹۸۰ هستم.» 

در بازی اشاره های مختلفی به سیستم بازی آتاری ۲۶۰۰، بتمن، بوکارو بانزایی (شخصیت اصلی یک فیلم کمدی تخیلی با بازی پیتر ولر که در سال ۱۹۸۴ ساخته شد)، فیلم بازگشت به آینده (رابرت زمکیس، ۱۹۸۵)، شخصیت چاکی از فیلم بازی بچه (دان مانچینی – ۱۹۸۸)، کینگ کونگ، موتور جستجوی اسک، آدم آهنی فیلم غول آهنی (برد برد – ۱۹۹۹)، مکعب روبیک، آهنگ زنده ماندن از فیلم تب شنبه شب (جان بدهام – ۱۹۷۷) و فیلم درخشش استنلی کوبریک وجود دارد. این عناصر مانند اجزا مختلف سوپی هستند که آشغال ها و موارد دور ریخته فراموش شده و گجینه های باارزش حفظ شده در آن ادغام شده اند. مسلما برای هرکس، چیزی هر چند اندک، برای دوست داشتن وجود دارد. 

داستان فیلم در یکی از بخش های در حال ویرانی شهر کلمبوس ایالت اوهایو به نام پشته ها روی می دهد، منظور از پشته ها شاید تریلرهایی باشد که هم چون تپه بر روی یک دیگر قرار گرفته اند. بازیکن شماره یک آماده بر روی شخصیتی به نام وید واتس (تای شریدان) تمرکز می کند، یک نوجوان نابغه اهل فناوری که بیش تر اوقات فراغتش (و بخش عمده ای از طرح داستانی فیلم) را در واحه می گذارند. در واحه وید در قالب خودش ظاهر نمی شود. بلکه در کالبد همزادش فرو می رود، یک نسخه دیجیتالی  ایده آل با موهای نقره ای به نام پارزایول (یکی از همراهان و قهرمانان شاه آرتور که ماموریت می یابد جام مقدس را پیدا کند). پارزایول این فیلم هم ماموریت دارد چیزی را پیدا کند که به اندازه جام مقدس فریبنده و گریزان است. یک شی دیجیتالی (یا آن طور که طرفداران بازی های کامپیوتری می گویند، تخم مرغ شانسی) که جیمز هالیدی (مارک رایلنس)، خالق متوفی واحه آن را داخل این دنیای دیجیتال پنهان کرده است. هرکسی این تخم را پیدا کند تمام ثروت هالیدی را به ارث می برد. کسانی که وید / پارزایول را در این ماموریت همراهی می کنند عبارتند از سامانتا ملقب به پیکسیش با آواتار چشم انیمه ای آرتمیس (الیویا کوک) و سه بازیکن دیگری که وید آن ها را تنها از طریق آواتارهایشان می شناسد: یک مرد هیکلی تنومند به نام اچ، سامورایی دایتو و نینجا شو. 

این تنش که بین دنیای واقعی و دیجیتال برقرار می شود، دارای نکات ظریف فراوانی است و اصلا دلیل ساخت فیلم بازیکن شماره یک آماده هم همین است. بزرگی می گوید: «واقعیت آزار دهنده است.» ولی درست مانند فیلم بلید رانر ۲۰۴۹، نکته کنایه آمیز فیلم این است که درگیر کننده ترین بخش های آن در همان دنیای واقعی کثیف و چرکین رخ می دهد و نه دنیای به ظاهر بی نقص واحه. فیلمنامه که توسط زک پن و ارنست کلاین، نویسنده رمان با هم نوشته شده، یک داستان شکار دیجیتالی سرراست زیبا است. در بخش هایی شبیه مجموعه فیلم های ترون می شود و در بخش هایی شبیه چارلی و کارخانه شکلات سازی. رئیس یک شرکت عظیم و خرابکار (بن مندلسان)، ضد قهرمان مورد نیاز داستان است.

در نهایت، این که عاشق فیلم بازیکن شماره یک آماده شوید یا از آن بدتان بیاید، بستگی به این دارد که چه احساسی در مورد بازی های کامپیوتری به عنوان یک هنر دارید. 

از آن جا که بخش زیادی از صحنه های اکشن فیلم در واحه رخ می دهد، ممکن است احساس کنید در حال تماشای فیلم فاینال فانتزی: ارواح درون هستید. مشکل این است که در همان فیلم محصول ۲۰۰۱ (اولین فیلم فتورئالیستی که با گرافیک سه بعدی ساخته شده بود و پرهزینه ترین فیلمی است که تا به حال بر اساس یک بازی ساخته شده) هم تماشای این سبک طراحی بعد از مدتی ناخوشایند می شد. طراحی های بازیکن شماره یک آماده، کارتونی است، ولی به اندازه کافی واقع گرایانه هم هست. ولی با این حال بعید است کسی دوست داشته باشد مدت زیادی را با این نوع طراحی ها بگذراند. مدت زیادی که از فیلم می گذرد (دو ساعت و نیم زمان دارد و واقعا طولانی است)، بالاخره احساس می کنید دارید فیلم می بینید نه این که یک بازی کامپیوتری بازی کنید. به عبارت بهتر می توان گفت، انگار دارید بازی کردن یک بازیکن دیگر را تماشا می کنید. 

اسپیلبرگ در ۷۱ سالگی، سرزندگی یک کارگردان بیست و چند ساله را دارد. شاید بتوان گفت او یک کارگردان ۷۱ ساله با حافظه ای خوب است. فیلم به همان اندازه که گاهی اوقات خسته کننده می شود، در جاهای دیگر هم بسیار لذت بخش است. مخصوصا در صحنه ای که به فیلم درخشش ارجاع می دهد و از کلیپ های واقعی که در ۱۹۸۰ ساخته شدند استفاده می کند. فیلم کوبریک را هم استودیو برادران وارنر تهیه کرده اند که تهیه کننده همین فیلم هم هستند. به همین دلیل دسترسی به آن کلیپ ها کار سختی نبوده است. 

فیلم نوعی کیفیت فوق العاده دارد که یکی از دارایی های هیجان انگیز و قدرنادیده آن است. در اواخر فیلم که پارزایول بالاخره هالیدی را می بیند، هالیدی دیگر با آواتار خودش، یعنی جادوگری با اسم احمقانه انوراک ظاهر نمی شود. هالیدی همان هالیدی دنیای واقعی است. پارزایول از او می پرسد: «تو یه آواتاری؟ یا زنده ای؟» 

هالدی در جواب هر دو سوال می گوید: «نه.» و ناپدید می شود. این راز که بدون پاسخ باقی می ماند، جذاب ترین و آزار دهنده ترین عنصر فیلم بازیکن شماره یک آماده است. 

مایکل اوسالیوان 

منبع: The Washington Post

***

پیش نمایش فیلم بازیکن شماره یک آماده:

دیدگاهی بنویسید

avatar