به این نقد امتیاز بدهید

او–Elle
کارگردان: پل ورهوفن–Paul Verhoeven
بازیگران: ایزابل هوپر، لورنت لافیت، شارل برلینگ، وریجینا افیراکریستین برکل، آن کنسینی
کشور:‌فرانسه،آلمان
زبان: فرانسه

نقد فیلم او

نقد فیلم او

شاید تنها از پل ورهوفن برآید که فیلمی را با یک تجاوز نصفه و نیمه آغاز کند. تعرضی وحشیانه که تنها شاهد آن گربه‌ای چشم سبز است. در ادامه صحنه ای را میبنیم که در آن میشل، قربانی یک تجاوز نفسی عمیق و آهی می کشد، تلفن را بر می دارد و غذا سفارش می دهد. و در مورد برنامه ی تعطیلات رستوران می پرسد. هنوز درست نمی‌داند چه اتفاقی افتاده، گیج و منگ است. ترسیده است. لباسهایی که به تن داشته را در سطل آشغال می اندازد. استحمام می کند، خون جاری شده از بدنش حباب‌های روی آب را قرمز کرده اند. او به پلیس خبر نمی دهد به جای زنگ زدن به پلیس غذا سفارش می دهد. تصویر سازی چنین زنی در حال گریستن واقعا مشکل است.

داستان فیلم بر اساس رمانی از فیلیپ دیژان است که دیوید بیرک اقتباسی از آن را برای این فیلم انجام داده است ( و توسط هارولد مانینگ به فرانسه ترجمه شده است). در او شاهد ترکیبی بی پروایانه از ژانرهای مختلف هستیم. این فیلم ترکیبی از ژانرهای تجاوز، انتقام، کمدی، هیجان، تعقیب و گریز است. البته اگر بتوانید همه ی آن‌ها را با هم تصور کنید. اما این فیلم (با کمی بهبود و تغییرات) تا حدی ما را به یاد تصور غالب از زنان در سال‌های ۱۹۳۰ و ۴۰، دوران طلایی هالیوود می‌اندازد با بازیگرانی همچون بت دیویس، جوآن کراوفورد، باربارا استانویک. این زنان اغلب مشغول دست و پنجه نرم کردن با افراد غاصبی همچون همسر یا دوست پسرهای هرزه شان،‌ بچه های ناسپاسشان، حیله‌ها و فریب‌ کاری های همکارانشان بودند. می‌توانید در ذهنتان باربارا استانویک را تصور کنید که پس از اینکه در هال خانه‌اش مورد تجاوز قرار گرفته است، لباس هایش را در سطل آشغال می اندازد، سیگاری روشن می‌کند و از رستوران غذا سفارش می دهد. بعید به نظر می رسد هیچ یک از این زنان یا ایزابل هوپر که نقش میشل را در این فیلم ایفا می‌کند  با کسی درد دل کنند یا دنبال معالجه بروند. آن‌ها این مشکلشان را در دل خود نگاه می دارند.

در فیلم کاراکترهای زیادی حضور دارند، میشل با‌ شخصیت های زیادی مرتبط می شود. پسرش یک شخص عیاش و علاف (جوناس بلوکت) است که دوست دختری هرزه و حامله دارد. همسر سابقش(شارل برلینگ) که اکنون با زن جوانی که معلم یوگاست است در ارتباط است، ارتباط جنسی مختصری با مردی متاهل دارد، مادر پیرش(جودیس مگری) مشغول معاشقه با جوانی جلف است. میشل درگیر پروژه ای جدی در محل کارش است( در یک شرکت بازی سازی شریک است). همسایه‌ای متاهل و خوش قیافه دارد (لورنت لافیت) که میشل هنگام عبورش از خیابان با اشتیاق به او زل می زند. در فیلم هم چنین با  داستانی در مورد گذشته ی میشل طرف هستیم که تا گذشت زمانی از فیلم بیان نمی شود. این زن پس از تجاوز کارهای زیادی هست که باید انجام دهد تا به شرایط عادی زندگی برگردد. اما پس از مدتی پیام‌هایی از متجاوز ناشناس دریافت می کند. متجاوز می‌داند او کجاست، چه لباسی پوشیده، این آزار‌دهنده است. هر مردی که می شناسد می‌تواند مورد گمان باشد. برای محافظت از خودش اسپری فلفل و تبر کوچکی می خرد. در جایی می‌گوید «می توانم کارهای دیوانه وار انجام دهم، این از خاصیتهای من است».شما او را باور می کنید.

ورهوفن با ارائه ی برخی سرنخ های واضح و مشخص در همان اوایل فیلم حول اینکه چه کسی این جرم را مرتکب شده است، تنش‌ها ی موجود در جنبه ی جنایی و ابهام رمان را کاهش داده است. ورهوفن سرنخ ها را پنهان نمی‌کند چون علاقه‌ای ندارد پلات را بچیند و دست کاری کند تا نتیجه ای رضایت بخش از آن بسازد. توجه و علاقه ی او بیشتر به رفتار و جنبه ی روانشناختی این زن خاص است. دوربین همچون یک شکارچی یا عاشق، میشل را همه جا تعقیب می‌کند. در زندگی واقعی هم چه انکار کنیم یا نه، این مسیر ها و سر نخ ها قابل رویت اند. هر بازخوردی نه تنها در مورد ارتباطات جنسی یا سیاسی، شامل تقلا و پایمال کردن حقوق دیگران به خاطر رسیدن به قدرت، مقام یا نفوذ بیشتر است. چه کسی در راس است؟ چه کسی در جایگاه پایین‌تری قرار دارد؟ در هر مکالمه ای اهدافی رقابتی می بینیم. هر کسی در صدد رسیدن به خواسته هایش است. پا گذاشتن روی حقوق دیگران برای رسیدن به قدرت به شیوه‌های مختلفی ظاهر می شود، گاهی به صورت رابطه‌ای عاشقانه در می آید. گاهی در قالب ارتباطات موجود در سر کار، حتی در مکالمه ها با گروهی از دوستان که می‌خواهید چیزی بگویید گاهی همه آنقدر سرشان شلوغ است که پاسختان را هم نمی دهند. او رساله ای است در مورد بازی‌های قدرت.

نگرش ورهوفن به شدت بحث برانگیز است. میشل زنی است در اوایل پنجاه سالگی، تمایلات جنسی در درونش به ناگاه افزایش می یابد و آن را بروز می دهد. این مساله او را به اعمالی تاریک می کشاند. در زندگی واقعی ارتباطات جنسی در لیستی از رفتارهای پذیرفتنی با ترتیبی مناسب صورت نمی گیرند. گاهی مردم در شرایطی خطرناک قرار می گیرند و ریسک می کنند. خیال و وهم تجاوز به قدری آشنا و عمومی شده‌اند که به بخشی از امور دنیوی در آمده اند. دیدگاه فعلی این است که رضایت و توافق قبلی در روابط جنسی مساله ای است که به صورت تجربه و خطا در آمده است. شکی نیست که تجاوز در او وحشتناک است، ورهوفن این مساله را به صورت شهوانی به تصویر نمی کشد. متجاوز وقتی بلند می‌شود که برود، خون ریخته شده را پاک می‌کند. اما بعداً در فیلم وقتی میشل با رضایت اقدام به ارتباط جنسی دارد، و مشتاقانه می نگرد، تعجب می کند. این که طرف مقابل هم به این رابطه تمایل دارد، فرد متعرض را دلسرد می کند. مرد تقریباً با تمایل زن دلسرد و کم اشتیاق می شود. هدف ورهوفن دقیق و مهلک است. مردان نمی‌دانند با زنی که می‌خواهد ارتباط جنسی با آن‌ها داشته باشد چه کنند، آن ها می دانند زن می‌خواهد این ارتباط چگونه باشد، مرد نیاز دارد که بالا باشد. و همیشه در برابر زنی که نقش بالا(در اندیشه نه ارتباط جنسی) را ایفا کند، احساس تهدید می کنند. این مسائل از همان اول با ما بوده‌اند و یک شبه حل نمی شوند. اما  او یکی از هوشمندانه ترین فیلم‌هایی است که در رابطه با رضایت و توافق دیده ام.

منتقد: شیلا او مالی
منبع: rogerebert

1
دیدگاهی بنویسید

avatar
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
Faranak
مهمان
Faranak

فیلم فوق العاده ای بود …مرسی از نقد خوبتون