کارآگاه حقیقی – True Detective 

خالق: نیک پیزولاتو –  Nic Pizzolatto

بازیگران: ماهرشالا علی، کارمن اجوگو، استیون درف، اسکوت مک‌نیری

سال: ۲۰۱۹

نقد فصل سوم سریال کارآگاه حقیقی

نقد فصل سوم سریال کارآگاه حقیقی

برای طرفداران سریال آنتولوژی (سریالی که هر فصل داستان و شخصیت­های متفاوتی دارد) «کارآگاه حقیقی»، فصل سوم اهمیت زیادی داشت. دو فصل قبلی از نظر ساختار و محتوا تفاوت­های بسیاری با هم داشتند، به حدی که به سختی می ­شد تصور کرد که هر دو فصل را نیک پیزولاتو، نویسنده و خالق اصلی این مجموعه نوشته باشد. به همین دلیل تنها با تماشای فصل سوم می­ شد فهمید که جهان بینی پیزولاتو و دغدغه او در این سریال دقیقا چیست.

فصل سوم از هر نظر به فصل اول نزدیک ­تر است. این بار هم با دو کارآگاه ساکت و تودار مواجه هستیم که وارد ماجرای پیچیده گم شدن دو کودک می­شوند. شباهت­های بین فصل اول و سوم تنها منحصر به طرح داستانی کلی نیست. داستان فصل سوم هم در چند مقطع زمانی مختلف، و عمدتا در مناطق حاشیه نشین می­گذرد. این بار هم با داستانی به ظاهر ساده طرف هستیم که هر چه جلوتر می ­رود ماهیت اسرارآمیزتری به خود می­ گیرد و ابعاد تازه ­ای از آن باز می­شود. ولی به نظر می­رسد تنها به همین دلیل، فصل سوم هم در رقابت با فصل اول ناکام می ­ماند.

مشکل کلی سریال «کارآگاه حقیقی» که کم و بیش در هر سه فصل آن دیده می­ شود این است که همیشه در ابتدا با داستانی چند لایه و عمیق مواجه می­شویم، ماجرایی پیچیده و اسرارآمیز که گویی قرار است دریچه ­ای برای درک رازهای جهان و موجود شگفت انگیزی چون انسان باشد، گویی جنایتی که سر باز کرده است قرار است ما را با آن سوی مخوف و شر بشر که همیشه در خفا نگه داشته شده، آشنا کند. گویی نویسنده می­ خواهد ثابت کند که انسان ذاتا اهریمنی است، مگر آن که در معدود مواردی خلافش ثابت شود. اما هر چه به پایان داستان نزدیک می­ شویم تمام این پیچیدگی ­ها و اسرار کنار زده می­ شوند و داستان به ساده­ انگارانه ­ترین شکل ممکن پایان می ­یابد. چنان که گویی داستان به قدری پیچیده می­ شود که خود پیزولاتو هم در به سرانجام رساندن آن ناکام می­ماند. این ویژگی در فصل اول خیلی کم دیده می­ شود، اما در فصل سوم به اوج خود می­ رسد. این که ماجرای مرموز قتل یک پسربچه و گم شدن خواهر او که بیست و پنج سال دو کارآگاه را به خود مشغول کرده و آن­ها را به جنون رسانده و باعث فروپاشی چند خانواده شده تنها یک آدم ربایی ساده باشد، بیش­تر فریب مخاطب است تا یک غافلگیری ناگهانی.

مشکل فصل سوم این است که کدهایی که به مخاطب می­دهد آشکارا خبر از ماجرای دیگری می­ دهند. حالت جسد پسربچه (در حالت دعا) و شباهت آن به یکی از عکس­های او در کلیسا، عروسک­های عجیبی که در کنار جسد او وجود دارند، خبرنگاری که با مدارک و شواهد مختلف اصرار دارد این پرونده ابعاد گسترده­ تری دارد، تماس تلفنی دختربچه بعد از ده سال، سیاه­پوست یک چشمی که همیشه دنبال بچه­ ها بوده است، … تمام این­ ها نشان می­ دهند که قاعدتا باید با یک فرقه یا تشکیلاتی از جماعتی پرنفوذ طرف باشیم که به صورت سازمان یافته به کودک ربایی می ­پردازند. در واقع سریال از نظر فرمی هم چنین حسی را تقویت می­کند. موسیقی مرموز، فضاهای وهم آور، دیالوگ­ های پرطمطراق، تمام این­ ها با هدف رساندن چنان باوری به مخاطب کنار هم قرار گرفته ­اند. ولی در کمال ناباوری سریال به ساده انگارانه ­ترین شکل ممکن پایان می­ یابد و به تمام آن پرسش­ها به کودکانه ­ترین شکل ممکن پاسخ داده می­شود. فصل سوم «کارآگاه حقیقی» مانند سالن اپرای باشکوهی است که یک نمایش کودکان در آن اجرا می­ شود.

زوج ماهرشالا علی و استیفن دورف چنان بازی تماشایی و کنترل شده ­ای از خود ارائه می­ دهند که بعید است تا مدت­ها بتوانید آن­ها را فراموش کنید، این دو به نوعی خاطره شیرین زوج فوق العاده متیو مک­ کانهی و وودی هارلسن را هم زنده می ­کنند. آن­ها همان دو کارآگاه کلاسیکی هستند که از این سریال انتظار داریم: انسان­هایی عمیق و رنجور و وظیفه شناس که گویی بار سنگین هستی را به دوش می­ کشند، با گذشته ­ای تلخ و تیره که باعث شده آن­ها هیچ درکی از شادی و آرامش نداشته باشند. فصل سوم هر قدر از نظر داستانی ناامید کننده عمل می­ کند، برعکس از نظر لحن و فرم و حال و هوا کاملا قدرتمند است. اگر مانند دو فصل قبلی به دنبال تماشای تلاش­ های کارآگاهانی آرام و رنجور در فضاهای غم زده و متروکه و ماتم زده برای پیدا کردن بارقه ­هایی از انسانیت می­ گردید، فصل سوم شما را ناامید نخواهد کرد. خوشبختانه فصل سوم هم از نظر مخاطبان و هم از نظر منتقدان با واکنش­های مثبتی مواجه شد و می­ توانیم منتظر عرضه یک فصل دیگر و تماشای دوباره دنیای خاص این سریال باشیم.

سینا بحیرایی

به این نقد امتیاز بدهید

دیدگاهی بنویسید.

avatar