به این نقد امتیاز بدهید

نفوس مرده – Dead Souls

نویسنده: نیکلای گوگول – Nikolai Gogol

سال: ۱۸۴۲

نیکلای گوگول به مدت ۱۷ سال روی این اثر کار کرد. طبق برنامه‌های نویسنده این اثر ادبی قرار بوده که در سه جلد نوشته شود. گوگول خودش بارها اشاره کرده بود که ایده این اثر را پوشکین به او داده است. الکساندر پوشکین هم یکی از اولین شنوندگان این شعر بود. گوگول خودش به این اثر به عنوان حماسه‌ای شعری در قالب نثر و در درون کتاب آن را به عنوان رمانی در قالب نظم نگاه می‌کرد. نوشتن نفوس مرده کار سختی بود. نویسنده ایده اثر را بارها تغییر داد و بخش‌های مختلفی از آن را بازنویسی کرد. نوشتن تنها بخش اول آن که در سال ۱۸۴۲ چاپ شد، شش سال طول کشید. گوگول چند روز قبل از وفاتش، دست‌نوشته جلد دوم اثر را سوزاند. تنها چهار فصل اول و یکی از فصل‌های پایانی آن باقی مانده است. نوشتن جلد سوم هم هیچ وقت شروع نشد.

اوایل گوگول نفوس مرده را به عنوان رمانی طنز و انتقادی نگاه می‌کرد. اما در سال ۱۸۴۰ نویسنده به شدت مریض شد و به صورتی معجزه آسا بهبود یافت. نیکلای فکر می‌کرد که این بهبودی شاید نشانه‌ای باشد؛ که خداوند از او خواسته است اثری خلق کند تا به احیای روح روسیه کمک کند. بنابراین در ایده نفوس مرده بازنگری شد. ایده‌ی جدید نوشتن اثری سه گانه با سبک و سیاق کمدی الهی دانتهبود. درنتیجه‌ی تصمیم نویسنده برای سبک این اثر، یک شعر پدید آمد.

گوگول بر این باور بود که اختصاص دادن فصل اول اثر به نشان دادن فساد جامعه فئودال و سلطه بر روح مردم  ضروری است. بخش دوم هم امیدی برای پاک کردن «نفوس مرده» را ارائه دهد. بخش سوم هم به احیای روسیه‌ای جدید بپردازد.

اساس و بنیاد طرح داستان این شعر، حیله و فریب فردی عالی رتبه به نام پاول ایوانویچ چیچیکوف است. کلیت آن بدین شرح است: سرشماری مردم و غلام‌ها در روسیه هر ده سال یک بار انجام می‌شد. بنابراین کشاورزانی که در زمان بین دو سرشماری می‌مردند، طبق اسناد و مدارک رسمی زنده محسوب می‌شدند. هدف چیچیکوف خریداری «نفوس مرده» (غلام های مرده) با قیمتی پایین است تا بعدا از راه آن‌ها پول بیش‌تری به دست آورد. این حیله بر این اساس عملی می‌شود که این معامله برای زمین داران مفید است: دیگر نیازی نیست تا سرشماری بعدی برای مرده‌ها مالیات بپردازند. چیچیکوف به سراسر روسیه سفر می کند و به دنبال «نفوس مرده» می‌گردد.

این طرح داستانی به نویسنده این امکان را می دهد که تصویر اجتماعی وسیعی از روسیه آن دوران را ترسیم کند. در فصل اول نویسنده ما را با چیچیکوف آشنا می‌کند، سپس دیدارهای او با زمین‌داران  و مقامات رسمی کشور را توصیف می‌کند. فصل پایانی هم دوباره به معامله و دلالی می‌پردازد. تصویر چیچیکوف و خریداری «نفوس مرده» باعث یکپارچگی خط داستانی این اثر می‌شود.

زمین داران در این شعر معمولا نشانگر و نماینده مردم دور و زمانه خودشان هستند: افرادی مُصرف (مانیلوف و نوزدریوف) و محتکر (سوباکویچ و کوروبوچکا). کسی که هم محتکر و هم مُصرف است را نیز یک چهره یعنی پلیوشکین جمع می‌کند.

مقامات رسمی و دولتی در نفوس مرده، جمعی پر از دزد و کلاهبردار هستند. در سیستم دیوان سالاری شهری، نویسنده تصویر افرادی را ترسیم می کند که حاضر‌ند به خاطر پول و رشوه، مادر خود را هم بفروشند. رئیس پلیس و دادستان که بر اثر حیله چیچیکوف از ترس می‌میرد هم شخصیت بهتری ندارد.

قهرمان داستان، فرد حیله‌گری است که برخی از ویژگی‌های دیگر شخصیت‌ها را هم دارد. او مودب است و تمایل به خودنمایی دارد (مانیلوف)، ناچیز (کوروبوچکا)، حریص(پلیوشکین)، خلاق (سوباکویچ) و متکبر (نوزدریوف) است. ایوانویچ در میان مقامات بسیار با اعتماد به نفس ظاهر می‌شود، انگار که در بهترین دانشگاه‌های حیله‌گری و رشوه‌گری تحصیل کرده باشد. اما قهرمان داستان زیرک تر و فرهیخته تر از کسانی است که با آنها معامله می‌کند. او روانشناسی زبده است: جامعه را شگفت زده می‌کند، با مهارت با هر یک از زمین داران مذاکره می‌کند.

نویسنده معنای خاصی را در عنوان اثر قرار داده است. عنوان اثر تنها کشاورزان مرده‌ای نیست که چیچیکوف خریداری می‌کند. گوگول با عنوان «نفوس مرده» پوچی و فقدان روح در شخصیت‌هایش را نشان می‌دهد. برای چیچیکوف پول‌پرست، هیچ چیز روحانی و مقدس نیست. پلیوشکین تمامی ویژگی‌های انسانی‌اش را از دست داده است. کوروبوچکا حاضر است به خاطر پول نبش قبر کند. تنها سگ‌ها در خانه نوزددریوف زندگی خوبی دارند، او فرزندانش را رها کرده است. روح مانیلوف به خواب عمیقی رفته است. یک قطره اخلاق و نجابت در سوباکویچ دیده نمی‌شود.

نفوس مرده انعکاسی از دهه سوم قرن نوزدهم روسیه است و یک گالری از تصاویر طنز برجسته‌ای را ارائه می‌دهد که بسیاری از آنان به اصطلاحات شناخته‌شده‌ای تبدیل شده‌اند. نفوس مرده پدیده‌ای موثر و برجسته در ادبیات روسیه است. این شعر جریان جدیدی را ایجاد کرد که بعدا رئالیسم انتقادی نامیده شد.

زمان حال و آینده روسیه

گوگول با سرزنش و انتقاد تندی که نسبت به وضعیت موجود دارد، مطمئن است در آینده روزی می‌رسد که روسیه به کشوری موفق و ایده‌آلی برای دیگر کشورها تبدیل خواهد شد. این باور از انرژی و خلاقیت بزرگی نشات می‌گیرد که در اعماق درون مردم پنهان شده بود. تصویر کشور در این شعر، به عنوان یک تشخیص و جانبخشی جهت ارائه تمامی چیزهای با ارزشی است که مردم روسیه داشتند. بر فراز تمامی تصاویر و توصیف‌هایی که در این اثر نشان داده شده است، تصویر روسیه با عشق شدید نویسنده به سرزمینش پوشیده شده است که اثری پر از خلاقیت را به میهنش اهدا کرده است.

تقابل با بردگی اجتماعی

در این اثر، گوگول افرادی را به نمایش می‌گذارد که در نیروهای خلاقیت و ابتکار کشور اختلال ایجاد می‌کنند، او با تندی ولی‌نعمت‌های زندگی و نجیب زادگی را رد می‌کند. مردمانی همچون مانیلوف، سوباکویچ، پلیوشکین، چیچیکوف نمی‌توانند سازنده ارزش‌های روحانی و والا باشند. گوگول آن‌ها را «نفوس مرده» می‌خواند، چون آن‌ها در روند پیشرفت روسیه زندگی می‌کنند و هرآنچه در روسیه خوب و با ارزش است را با حظور انگلی‌شان از بین می‌برند، و مردم روسیه را به نابودی و تخریب می‌کشانند.

گوگول به روشنی نیروهای عظیم زندگی موجود در اعماق کشور و مردمش را احساس می‌کرد. نویسنده به تصویر کردن روسیه‌ای بزرگ می پردازد که قدرتی قهرمانانه دارد. در این اثر انتقادی از شیطان و فساد اجتماعی، گوگول اعتراضات توده‌های بزرگی از مردم جامعه بر علیه سیستم فئودالی را منعکس می‌کند. این اساس چیزی بود که در راستای آن انتقادهایی علیه صاحبان غلام‌ها و حاکمان دیوان سالار شروع به رشد کردند.

پرورش

پدر قهرمان داستان به پسرش که به مدرسه می‌رود نصیحتی می‌کند و آن قدر در درون پسر نفوذ کرده که سرنوشتش را تعیین می‌کند. مهمترین چیز برای چیچیکوف، قهرمان داستان نفوس مرده، پول است و او کل زندگی‌اش را صرف جمع کردن پول می‌کند. با دنبال کردن وصیت پدرش که «یک پنی را هم حفظ کن»، چیچیکوف پا روی ارزش ها و اخلاقیات می‌گذارد و همرنگ هر شرایطی می‌شود و تنها چیزی که اقرار می‌کند این است که توسط پدرش ترغیب شده است که می‌گفته:«همه چیز با پول انجام می‌شود». تمامی زندگی تحصیلی چیچیکوف به پول جمع کردنی مداوم تبدیل می‌شود و کل تلاشش را برای ثروتمند شدن به کار می‌گیرد. او بدبین، ریاکار و شاه حیله‌گران، دروغگو و فریباکری حرفه ای است. موفقیت‌هایش را به پدرش مدیون است. ما به عنوان خواننده باید از گوگول ممنون باشیم که چهره این شکارچیان وحشتناک را به ما نشان می دهد که برایشان تنها دلیل زندگی و وجود، فقط پول است، و تنها راه داشتن جایگاهی در جامعه را فقط در پول می بینند.

آنستازیا منلیک

منبع: Grade Saver  

دیدگاهی بنویسید

avatar