به این نقد امتیاز بدهید

مامور سری–The Secret Agent
جوزف کنراد–Joseph Conrad
سال: ۱۹۰۷

نقد رمان مامور سری

نقد رمان مامور سری


۱۵ فوریه ۱۸۹۴ حساس‌ترین و اسف ناک ترین روز در تاریخ رصدخانه‌ی گرینویچ بود
. مارشال بوردین یک آنارشیست لاغر اندام خود را با قطار از وست‌مینستر به گرینویچ رسانده بود و بمب کوچکی به همراه داشتکسی دقیق نمی‌داند آن روز چه روی داد، مارشال به آرامی از پارک گرینویچ به سمت رصد خانه در حال رفتن است که اتفاقی رخ می دهد، او منفجر شده و بدنش از هم می پاشد. بریتانیایی ها که در قرن نوزدهم عاشق آمار و ارقام بودند می‌گفتند که بر اثر انفجار تکه‌های گوشت و خون تا فاصله ۶۰ متری از پارک هم پرت شده است. مارشال بوردین تا نیم ساعت زنده می ماند، اما هیچ اطلاعاتی مبنی بر دلیل انتخاب چنین مکانی (موزه ملی دریانوردی) برای اقدامات تروریستی به دست نمی آید. مردم بریتانیا از این حمله به فرهنگ و جامعه شان عصبانی و ناراحت شدند. لندن که مرکز سکونت بسیاری از گروه‌های آنارشیست بود که به دنبال خلق یک آرمان شهر بودند، به زودی شروع به تبعید آنارشیست های مختلف کرد.

عملیات ناموفق بمب گذاری توسط مارشال بوردین و همچنین جنبش آنارشیستی بین‌المللی در لندن به صحنه و فضای رمان مامور سری اثر جوزف کنراد تبدیل شد. در زمان نوشتن  این اثر، آنارشیسم در اوایل رشد خود بود. آنارشیست ها مشکلات زیادی از جامعه را می‌دیدند اما به ندرت راه حلی عملی برای بهبود وضعیت افراد جامعه پیشنهاد می دادند. این تناقض به جنبه ای برای استهزا تبدیل شد که این مساله از چشم متفکران معاصر آن دوران پنهان نماند. اکثر منتقدان اتفاق نظر دارند که لحن طعنه آمیز شدید کنراد در مامور سری، اندیشه‌ و تصوری بدبینانه در مورد اجتماع و افراد را نشان می دهد. نورمن هولاند می‌گوید که کنراد برای بیان آشفتگی موجود در ارتباطات هر یک از شخصیت ها، «افعالی خشک و شدیداً طعنه آمیز» به کار برده است. طبق گفته‌ی جان پالمر این طعنه ها در ساختار رمان ضروری است. او می گوید:”مامور سری بر اساس تنش‌های موجود در کاراکتر داستانی طنزآلود، کژفهمی ها، طعنه هایی نمایشی، توازی ها و تضادهایی نمادین و این دست صفت‌ها بنا شده است.” کلیر روزنفیلد می‌گوید که کانراد از نوعی استهزای «شدید و همراه با مزاح» استفاده کرده است تا به شیوه ای تاثیر گذار با تاریکی دنیای ترسیم شده در رمان ارتباط برقرار کند. زندگی به‌ قدری مخوف است که این مزاح و شوخ‌ طبعی از درون ترس و وحشت سر بر می‌آورد و یأس حالتی از مزاح به خود می گیرد. ای.ام.دبلیو تیلیارد دیدگاه متفاوتی دارد، از دید او کنراد داستان هولناکش را در میان چارچوب های کمدی با استفاده از شیوه ای طعنه آمیز ترسیم می کند و لحن طعنه آمیزش تاریکی اهریمنانه ی حاضر در داستان را به صورتی مؤثر بیان نمی کند.

بسیاری منتقدین معتقد اند که طعنه های کنراد در مامور سری انعکاسی است از دیدگاه بدبینانه ی جامعه ی بریتانیا. دیدگاه کنراد آیینه ای است از جامعه‌ای که هنوز از تأثیرات صنعتی شدن رنج می برد. والتر رایت می‌گوید که خیابان‌های سوت و کور و بی‌رنگ و لعاب لندن بیهودگی زندگی را، و تباهی اعتقادات عمومی افراد، پوچی زندگی را نشان می دهد. از دید رایت در مامور سری، زندگی فاقد کنترل یا انتخاب یک زندگی بی معناست. روزنفیلد معتقد است که شهر لندن در این رمان الگویی از مرگ را به تصویر می‌کشد، تصویری از «عالم مدرن اموات» که در آن نفس افراد کاملاً تخریب شده است. در چنین شهری نه تعهدات زندگی، نه یأس و نا امیدی هیچ هدفی را دنبال نمی کنند. به نظر هولاند، شهر تاریک لندن کنراد شهری است که: “دیوانگی درونی را با شرایط و وضعیتی خارجی به تصویر می کشد.” جِفری بِرمن نگاه بدبینانه ی کنراد در جامعه‌ ای که در این رمان به تصویر کشیده است را اینگونه تفسیر می کند:هیچ چیز ارزش حفظ کردن را ندارد.”

دیدگاه بدبینانه‌ی کنراد از جامعه، ارتباطات شخصی تمامی کاراکترها را دربر می گیرد. هولاند معتقد است که شخصیت‌ های اصلی رمان با دیگر شخصیت‌ها و همچنین با آشفتگی و پیچیدگی های ارتباطات انسانی دارای ارتباطی دوگانه و سه گانه هستند. کنراد تلاش کرده که برخی ترتیب و نظم ها را از دل آشفتگی ها بیرون بکشد. استفان لند روی ساختارهای اجتماعی تمرکز می‌کند که نیروهای متناقض موجود در رمان را متعادل می سازد. چارچوب دوگانه ی موجود در این رمان در شخصیت های اصلی داستان حتی پلیس، یک نیروی مخالف قرار می دهد، ومی خواهد بگوید که هر شخصی حتی نماینده های عدالت هم جنبه ی دیگری نیز در زندگی دارند.

منتقدان متفق القول هستند که لحن طعنه آمیز رمان نگاهی بدبینانه نسبت به جامعه و ارتباطات موجود در آن را ارائه می‌دهد، اما نظرات مختلفی در رابطه با اخلاقی بودن شخصیت محوری داستان، وینی ورلوک  دارند. بسیاری منتقدان او را به خاطر قربانی بودنش، به عنوان قهرمانی تراژیک در نظر می‌گیرند. خود کنراد به نظر می رسد از این تفسیر حمایت کرده باشد، او در مقدمه‌‌ی ویرایش سال ۱۹۲۰ رمانش می گوید که «این رمان، داستان وینی ورلوک است» این یعنی ورلوک قهرمان داستان است. پالمر می‌نویسد: از نظر اخلاقی کنراد روی وینی، استیو، سنجش بی‌گناهی و قربانی های ورلوک توجه عمیقی داشته است، او می‌گوید که وینی قربانی شرایط بوده و مستحق این درد و رنج نیست.” در مقاله ی تیلیارد با عنوان تجدید نظری بر مامور سری او وینی ورلوک را شخصیتی حزن انگیز و نجیب، کسی که حس همدردی را در خواننده بر می انگیزد، معرفی می کند. ریچارد کرل معتقد است که تصویر سازی کنراد از زن به نسبت دیگر شخصیت هایش، شخصیتی تمام و کمال، شکننده و محسوس است. وینی یک شخصیت تراژیک است و شخصیت‌های اصلی زن در آثار کنراد زن‌های خوبی هستند.

براندون کولاس

منبع: literature-study-online

دیدگاهی بنویسید

avatar