۵ (۱۰۰%) ۱ vote

زنان کوچک 

نویسنده: لوییزا می الکات

تاریخ نشر: ۱۸۶۸ (جلد اول)، ۱۸۶۹ (جلد دوم)

نقد رمان زنان کوچک

نقد رمان زنان کوچک

زنان کوچک از الکات، رمانی است که به منظور روایت یک رمان اخلاقی، بر روی روند توسعه شخصیت ها تمرکز می کند. این کتاب داستان چهار خواهر به نام های مگ، جو، بث و امی، نحوه غلبه برمشکلاتشان و در نهایت تبدیل شدن به زنانی کوچک است. این اثر روایتی بسیار قوی دارد و از عناصری هم چون تعلیق، طنز و شخصیت های درگیر کننده برخوردار است و به خوانندگان خود در زمینه هایی چون صداقت، سخت کوشی، عشق حقیقی و اتحاد خانواده درس های اخلاقی باارزشی می دهد. 

داستان در آمریکای قرن نوزدهم و در دوران جنگ داخلی روی می دهد. در بخش اعظمی از داستان خانواده مارچ زندگی خود را بدون پدر سر می کنند، چرا که آقای مارچ در جنگ به سر می برد. مارمی (دخترها مادر خود را به این اسم صدا می زنند) بچه هایی وفادار و غم خوار بار آورده است. او به دختران خود یاد می دهد که در جامعه فعال باشند. آن ها گهگاهی با همسایه های بیچاره خود دیدار می کنند، به آن ها غذا و دارو می دهند و از بچه های کوچکشان مراقبت می کنند. ولی آن ها مهم تر از همه یاد می گیرند نیکی کردن را باید از خانه خودشان شروع کنند: زمانی که آقای مارچ مریض می شود، مارمی برای دیدار با او خانه را ترک می کند. در این زمان جو برای بهبود وضعیت مالی خانواده موهای بلند خود را می فروشد. 

زنان کوچک داستان تجربیات این چهار خواهر است در مسیر کشف زندگی و دست یافتن به خوشبختی. هرکدام از آن ها یک یا دو نکته مهم فرا می گیرند. ولی مهم ترین درسی که می آموزند، اهمیت خانواده است. از طریق همین موضوع؛ نسبت به مسائل زیادی به آگاهی می رسند، مسائلی همچون اهمیت از خود گذشتگی، انعطاف پذیری و مقاومت در میانه سختی ها. 

مگ، فرزند ارشد خانواده یک دختر مغرور است که به کار کردن اهمیتی نمی دهد. او باید یاد بگیرد که وقت بیش تری را صرف خانواده کند. او با جان بروک، معلم خصوصی لاری ازدواج می کند. مگ بعد از ازدواج متوجه می شود که برای دست یافتن به یک رابطه زناشویی عادلانه باید میان تمکین پذیری و استقلال وجود؛ تعادلی برقرار کند. 

جو، دختر دوم خانواد برعکس مگ است. در حالی که مگ معمولا دوشیزه مآبانه رفتار می کند، جو خلق و خویی پسرانه دارد. او یک شخصیت مستقل و ماجراجو است و از مطرح کردن عقاید خود هراسی ندارد. همیشه آرزوی نویسنده شدن دارد، کاری که در آن زمان خیلی ها آن را شغل مناسبی برای زنان نمی دانستند. چالش اصلی جو این است که خشم های ناگهانی خود را کنترل کرده و همچون یک دختر معمول باب میل جامعه رفتاری آرام، خویشتن دار و صبورانه داشته باشد. او با پسر همسایه شان به نام لاری دوست می شود. رابطه آن ها به قدری گرم می شود که لاری به او پیشنهاد ازدواج می دهد. اما جو این پیشنهاد را رد می کند چون مطمئن نیست همان احساسات عاشقانه را نسبت به لاری داشته باشد. جو به امید پیدا کردن یک شغل مدیریتی به نیویورک می رود و هم زمان با آن کار نوشتن خود را ادامه می دهد، لاری هم به امید درمان شکست عشقی خود به اروپا می رود. جو در نیویورک با پروفسور بائر آشنا می شود، شخصیتی که مورد توجه او قرار می گیرد. پروفسور، جو را ترغیب به نوشتن می کند. آن ها بعدا با هم ازدواج می کنند و مدرسه ای برای کودکان راه اندازی می کنند. 

شخصیت جو تا حد زیادی برگرفته از خود لوییزا می الکات است. او هم با انجام کارهای مختلفی همچون دوزندگی، اداره یک مدرسه کوچک و نویسندگی از نظر مالی کمک خرج خانواده خود می شد. او حامی حقوق زنان بود و در حالی که اکثر زنان هم سنش ازدواج کرده و خانواده ای تشکیل داده بودند، تا آخر عمر مجرد باقی ماند. 

در این رمان همیشه سایه مرگ سنگینی می کند. این مساله در شخصیت بث، دختر سوم خانواده پدیدار شده است. او با وجود مهارت بالا در نوازندگی پیانو، بسیار خجالتی است. با پیش رفتن در داستان به نظر می آید بث عاشق لاری است، ولی او هیچ گاه چنین چیزی را آشکار نمی کند. بث با شخصیت همیشه آرام و البته بیمار خود، آرام ترین دختر این خانواده است. در جلد اول او در اثر رفت و آمد با همسایه های فقیر خود به تب مخملک دچارمی شود، اما به تدریج بهبود یافته و هم زمان با آن بر مشکل خجالتی بودن خود هم غلبه می کند. بث در نهایت در جلد دوم از دنیا می رود. 

همچون تمام دختران ته تغاری، امی بی فکر است و به هیچ وجه اهل عمل نیست. او باید یاد بگیرد که به مشکلات بقیه هم توجه کرده و از خودگذشتگی بیش تری داشته باشد. او در آرزوی هنرمند شدن است، ولی زمانی که با عمه خود به اروپا می رود متوجه می شود که آن استعداد لازم برای تبدیل شدن به یک هنرمند بزرگ را در خود ندارد. امی در اروپا با لاری مواجه می شود، آن ها عاشق یک دیگر می شوند و ازدواج می کنند. این ازدواج به هیچ وجه مورد پسند طرفدارانی که عاشق رابطه بی نظیر جو و لاری بودند قرار نگرفت. نویسنده با این کار می خواهد به خوانندگان ثابت کند که زندگی بسیار غیرقابل پیش بینی است و معلوم نیست زندگی مشترک شما در نهایت با چه کسی شروع می شود. 

این رمان اساسا بر اساس رابطه اعضای خانواده الکوت و ماجراجویی های آن ها نوشته شده است. آقای مارچ همان پدر واقعی نویسنده به نام برانسن است، مارمی مادرش ابیگل می، مگ خواهر بزرگش به نام آنا، جو خودش و بث و امی هم دو خواهر کوچکش به نام های الیزابت و می هستند. الکوت هم چنین در رمان ادای دینی هم به دوست و نویسنده همکار خود، رالف والدو امرسون داشته است. امرسون در قالب شخصیت مهربان و خیراندیش آقای لارنس، پدر بزرگ لاری ظاهر شده است. 

زنان کوچک مملو از اندرز است و خواندن آن به همه به ویژه نوجوانان توصیه می شود. داستان؛ مسائلی را مطرح می کند که در هر دوره ای ممکن است برای نوجوانان رخ دهد. به آن ها اجازه می دهد که به چالش های پیش روی خود، نگرش شان نسبت به این چالش ها و نحوه غلبه بر آن ها فکر کنند. این داستان هم چنین به نوجوانان این امکان را می دهد که به رویا یا اهداف خود فکر کنند. مهم تر از همه این که این رمان به خوانندگان خود یادآوری می کند که در زندگی مسائل مهمی مثل خانواده را در اولویت قرار دهند. 

زنان کوچک الکوت در بستر مهم ترین واحد یک اجتماع، یعنی خانواده، هم چون یک آینه به بازتاب مشکلات و جنبه های مختلف زنان در آمریکای قرن هجده می پردازد. این آینه هر قدر هم قدیمی باشد، باز هم می تواند حتی برای دختران امروزی حاوی درس های مهمی درمسیر تبدیل شدن به زنانی کوچک باشد. 

ایپریل. آن. پی. مانکادا

منبع: documents.mx

دیدگاهی بنویسید

avatar