بعضی از ما دوست‌مان کلبی را تهدید می‌کردیم – Some of Us Had Been Threatening Our Friend Colby

نویسنده: دونالد بارتلمی – Donald Barthelme

سال انتشار: ۱۹۸۷

نقد داستان کوتاه بعضی از ما دوست‌مان کلبی را تهدید می‌کردیم

نقد داستان کوتاه بعضی از ما دوست‌مان کلبی را تهدید می‌کردیم

در این داستان کوتاه که به شکلی طعنه آمیز لحنی جدی و خشک دارد و موقعیتی کاملا ابسورد خلق می کند، معنا و سبک کاملا پهلو به پهلوی هم پیش می روند. دوستان کلبی یک گروه به شدت به هم پیوسته هستند که وفاداری شان به هم دیگر و تمایلشان به اعمال قانون خودشان به جای قانون رسمی ما را یاد روحیه گروهی و روش کار کوکلاس کلان ها، مافیا، سیا و دیگر نهادهایی می اندازد که فعالیت های پنهانی دارند. این گروه هم البته با خباثتی کم تر، یادآور چنین گروه هایی است که آداب و روش، قواعد و منش خودشان را دارند و کم تر شبیه گروه های رسمی هستند که ممکن است هنجارهای رفتاری خود را به اعضایشان تحمیل کنند. 

این گروه با نوعی معقولیت ظاهری ادعا می کنند که حق مجازات «دوست عزیز»شان کلبی را دارند. کلبی عضو این گروه است که کارهای وحشتناکی انجام داده و از روشی که این گروه برای خود در نظر گرفته، گذر کرده است. آن ها در نهایت دوستی خود با کلبی را اساس و توجیهی برای قتل او در نظر می گیرند. گروه کاملا آگاه است که دارد قانون خودش را پیاده می کند، ولی به جای این که این مساله باعث بازدارندگی آن ها شود، آن ها در مسیر تصمیمشان پیش می روند و تنها برای این که کسی به آن ها شک نکند، جانب احتیاط را رعایت می کنند. 

داستان بسیاری از عناصر یک حکایت را دارد: روایتی ساده و سرراست، شخصیت های تک بعدی، منطقی ساده و سیاه و سفید، و یک پایان از نظر اخلاقی رضایت بخش و آموزنده. با این حال، بر خلاف حکایت های کلاسیک که درس های آموزنده ارائه می دهند، در این داستان شکاف میان یک اقدام افراطی (اعدام) و گناهی که منجر به چنین حکمی شده است (از حد عبور کردن) باعث می شود به سختی بتوان درسی از داستان گرفت یا معنای آن را جدی گرفت. 

گفته می شود که کلبی آدمی منطقی است و از هنجار مقبول دوستانش پیروی می کند. واقعا هم به نظر می رسد منطقی بودن یکی از ویژگی های اصلی این گروه است. این مساله به ویژه زمانی دیده می شود که دوستان با متانت درباره روش های مختلف اعدام بحث می کنند و در نهایت آزادی بیان، درباره نقاط ضعف و قوت آن ها صحبت می کنند. با این حال، منطقی که در خدمت خشونت باشد ارزشی ندارد. این دوستان شاید در مورد بعضی مسائل منطقی باشند، مثلا به این نتیجه می رسند که چادری برای مواجهه با باران آماده کنند، اما در مورد برخی مسائل دیگر هم غیرمنطقی هستند، مثل جایی که بدون توجه به جان انسانی که در خطر است، بابت آسیب رسیدن به درخت ابراز نگرانی می کنند. به نظر می رسد دوستان منطقی و معقول هستند، مستقیما از علت به معلول می رسند («حال که او از حد گذشته، باید اعدامش کنیم»). با این حال، منطق آن ها همچون استدلالشان به بیراهه رفته است. آن ها به هیچ نوع مجازات معتدل تر دیگری به جز اعدام فکر نمی کنند. منطق ظاهری زیبای آن ها ریشه در زبان ظریفی دارد که آن ها به واسطه آن ماهیت، واقعیت را تغییر می دهند. هم زبان و هم منطق این گروه تحریف شده است. 

ما هیچ وقت متوجه نمی شویم که کلبی چه کار کرده است، ولی می دانیم هرچه که بوده، دوستانش را عصبانی کرده است. از آن جا که کلبی به خاطر هیچ جرمی بازداشت نشده، می توانیم استنباط کنیم که خطای او جرم جدی نبوده است. به همین دلیل است که واکنش دوستان کلبی به اقدام او غیرمعقول به نظر می رسد. شاید یک واکنش معمول به کار کلبی، فریاد زدن بر سر او یا خارج کردنش از گروه بود، نه این که به دنبال اعدامش باشند. 

دوستان کلبی طوری درباره تک تک جزئیات اعدام او صحبت می کنند که گویی در حال صحبت درباره یک مراسم ازدواج هستند. رفتار دوستان کلبی به شکلی است که گویی به او اهمیت می دهند، ولی آن ها بیش تر نگران نحوه نمایش اعدام کلبی هستند و درباره استفاده از چوبه دار یا درخت برای اعدام او بحث می کنند. 

وقتی کلبی بالاخره اعدام می شود، دوستی که با پیشنهاد یکی از دوستان برای اعدام کلبی با سیم (به جای طناب) مخالفت کرده بود، تصور می کند کار درستی کرده است، اما با تصوری اشتباه. او می گوید: «دو نکته از کل این ماجرا در یادم مانده است. نگاه قدرشناسانه کلبی وقتی که گفتم نباید از سیم استفاده کرد، و این واقعیت که از آن به بعد کسی دیگر از حد عبور نکرد.» 

اگرچه کلبی دوست آن هاست، ولی دوستانش تنها به دلیل این که عصبانیشان کرده اعدامش می کنند. دوستان کلبی اجازه می دهند خشمشان کنترل امور را در دست بگیرد و منطقشان مخدوش شود. استدلال آن ها این است که چون کلبی آن ها را آزار داده، آن ها هم حق دارند او را آزار دهند. ولی با این خشمی که از خود نشان می دهند، به نظر می آید این دوستان هستند که از حد گذرانده اند. 

منبع: ENotes / Study Mode

دیدگاهی بنویسید.

avatar