به این نقد امتیاز بدهید

آخرین برگ – The Last Leaf

نویسنده: او هنری – O. Henry

سال: ۱۹۰۷

نقد داستان کوتاه آخرین برگ

نقد داستان کوتاه آخرین برگ

صحبت در مورد اصلی‌ترین مضمون داستان آخرین برگ بیشتر به نگاه خواننده برمی‌گردد، اما می‌توان گفت که مضمون اصلی او هنری در این داستان کوتاه مرتبط با اهمیت و جایگاه هنر در زندگی انسان است. آخرین برگی که بهرمان پیر روی دیوار نقاشی می‌کشد شاهکار هنری اوست. این شخصیت پیر داستان با سختی و تلاش بسیار در آن هوای نامساعد و سرد بیرون می‌رود و بالای نردبانی با استفاده از قلمو، رنگ‌هایش و تمامی مهارت‌های هنری‌اش روی دیوار برگی را نقاشی می‌کند. این نقاشی اثری هنری واقعی به تمام معنا است چون نقاش احساساتش را در آن دخیل می‌کند و این احساسات را با دختر مریضی به نام جونزی از طریق این نقاشی در میان می گذارد تا به این دختر توان و انگیزه ادامه دادن زندگی را  ببخشد. هنر آن چیزی است که به انسان‌ها با وجود تمامی سختی‌ها و مصائب روزگار، توان ادامه زندگی بدهد. جونزی و دوستش سو هنرمند هستند و در جامعه‌ای هنری در نیویورک زندگی می‌کنند. خود او هنری هم هنرمند بود و احتمالا این احساس را داشته است که به عنوان یک نویسنده هدفش ایجاد انگیزه و امید به زندگی برای تعداد مردمان زیادی است، مردمی که با تنش‌ها و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم می‌کنند. مسیر زندگی برای همه ما مشکل است، نویسنده‌ها، موسیقی‌دان‌ها و نقاشان این مسیر را اندکی برایمان آسان‌تر می‌کنند. تمام داستان و مساله اصلی همین است. مضمون آخرین برگ درباره هنر است، شادی‌ها و اندوه‌های هنرمندان و اهمیت فداکاری هایی که در این راه انجام می دهند. در کتابی با عنوان هنر چیست؟ نویسنده بزرگ روسی لئو تولستوی درباره این موضوع می گوید:

«اگر انسان این توانایی را نداشته باشد که افکار انسان های پیش از خود را درک کند و افکار خود را به دیگران منتقل کند، شبیه حیواناتی وحشی خواهد بود…و اگر انسان این قابلیت تاثیرپذیری از هنر را نداشته باشد، مردم ممکن است بیشتر از اینی که هست خشن شوند، و بیشتر از هر چیز نسبت به همدیگر بیگانه تر و متخصام تر شوند. بنابراین نقش هنر بسیار مهم است، مهم همچون گفتگو…» (فصل پنجم کتاب)

روایت و توصیف

روایت و توصیف در داستان به ارائه اطلاعات اساسی اشاره دارد که پیش زمینه رخدادهایی که قرار است اتفاق بیافتد را فراهم می کند. این روایت اطلاعات لازم در مورد محیط داستان، وضعیت ها و پیش زمینه هایی در مورد شخصیت ها را ارائه می دهد. بدون این ساختار و توصیفات اولیه، داستان بی معنی و گنگ به نظر خواهد رسید.

در روایت داستان آخرین برگ، نویسنده به ما می گوید که سو و جونزی دو هنرمند هستند که در یک کارگاه هنری در دهکده گرینویچ با هم زندگی می کنند. مردم این منطقه دچار بیماری ذات الریه شده اند و بر اثر سرمای شدید زمستان تعداد زیادی جان خود را از دست داده اند. همچنین به ما می گوید که جونزی به این بیماری مبتلا شده و به شدت مریض است.

پیچیدگی داستان

پیچیدگی داستان هم مربوط به شرایط سخت و بغرنجی است که شخصیت های داستان با آن روبه رو شده و در تلاش هستند تا برای آن چاره ای بیاندیشند. این پیچیدگی گاهی بر اثر یک کشمکش (داخلی یا بیرونی) ایجاد می شود. پیچیدگی داستان در آخرین برگ مربوط به این قسمت است که جونزی نمی خواهد با بیماری مبارزه کند و پذیرفته است که به زودی از دنیا می رود و کاملا تسلیم بیماری شده است. کشمکش با تلاش سو و پزشک برای انگیزه دادن به جونزی اوج می گیرد. علاوه بر این جونزی پذیرفته است که به زودی با افتادن آخرین برگ درختی که از پنجره قابل رویت است، زندگی او هم پایان می یابد. پیچیدگی بعدی هم مربوط به یافتن راهی برای انگیزه دادن به جونزی جهت غلبه بر بیماری است در حالی که خودش را کاملا باخته است.

کنش در داستان

کنش‌ داستان پیش می رود تا داستان به اوج برسد و پس از رسیدن به اوج داستان، روندی نزولی می گیرد تا به پایان داستان می رسد. اوج داستان در آخرین برگ زمانی است که می بینیم تنها یگ برگ روی درخت باقی مانده است. انتظار خواننده طبق پیش زمینه‌های داستان این است که وقتی این برگ افتاد جونزی هم از دنیا برود. اما جونزی زنده می ماند چون هر وقت از پنجره بیرون را نگاه می کند می بیند که برگ روی درخت باقی مانده است و این مساله به او امید می دهد و انگیزه ای برای ادامه زندگی می شود. کنش نزولی داستان هم توصیف بهبودی جونزی پس از این اتفاق است و همچنین درک و فهم او از چیزی که زندگی اش را نجات داده است.

نتیجه داستان هم زمانی است که داستان به پایانی می رسد و کشمکش داستان حل می شود. نتیجه داستان آخرین برگ زمانی است که جونزی کاملا خوب شده و متوجه از خود گذشتگی و فداکاری آقای بهرمان می شود. پیرمردی که بالاخره شاهکار هنری اش را خلق می‌کند، شاهکاری که زندگی جونزی را نجات داد اما متاسفانه در این راه جان خودش را از دست داد.

منبع: Enotes

دیدگاهی بنویسید

avatar