به این نقد امتیاز بدهید

خرابکاران

نویسنده: گراهام گرین

سال انتشار: ۱۹۵۴

graham-greene-the-destructors-essay-analysis-igcse-cambridge-stories-of-ourselves

نقد خرابکاران اثر گراهام گرین

“خرابکاران” داستان کوتاهی ۱۶ صفحه ای است که گراهام گرین(۱۹۹۱-۱۹۰۴) یک از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم،در سال ۱۹۵۴ نوشته است.گرچه اکثر نقدها تمرکزشان روی رمان های اوست،ولی بین موضوعات رمان ها و داستان کوتاه هایش شباهت های زیادی وجود دارد:نزول ارزش و حرمت افراد در جهان مدرن،نیاز برای ایجاد توافق های اخلاقی در جهانی با  واقعیتهای ناخوشایند و تاسف باری که با خشونت و ظلم و ستم انسان ها شکل گرفته است.

مکان داستان در انگلیس بعد از جنگ سال ۱۹۵۰ قرار دارد که جنگ نه تنها زندگی شهروندان بلکه چهره ی شهر ها را نیز دگرگون کرده است.در این داستان،یکی از شهرها،”ورمزلی کامون”(wormsly common)،یکی از فقیرترین مناطق لندن است،که آثار بمب ها،واقعه ی  هولوکاست را پیش چشمان می آورد که با حملات آلمان ها در جنگ جهانی دوم پدید آمد:

“گروه هر روز صبح در پارکینگ مخروبه ای جمع می شدند،جایی که آخرین بمب اولین بمباران اصابت کرده بود.”صفحه ۱

در آن زمان گروه هایی جداگانه و بی نزاکت از نوجوانان شکل گرفته بودند که با عنوان “تدی بویز” teddy boys  شناخته می شدند.به این خاطر است که “خرابکاران”داستان گروهی خاص متشکل از کودکان نه و ده ساله (شاید پسران جامعه ی بعد از جنگ که سرشار از خشونت و بی ثباتی اند)را روایت می کند. گروه توسط “تی”هدایت می شود که تصمیم می گیرد خانه ای قدیمی که از بمباران ها جان سالم به در برده را تخریب کنند.خانه متعلق به پیرمردی است به نام توماس که پسران او را پیر خرفت می نامند.

اعضای گروه دور هم جمع شده و ابتدا داخل خانه را تخریب می کنند سپس طنابهایی را به کامیون داخل پارکینگ و سر دیگر طنابها را به ستون های چوبی خانه می بندند تا هرآنچه از ساختمان سالم مانده را ویران می کنند.

در خرابکاران،گراهام گرین از ایده ی “تخریب سازنده” استفاده می کند تا از اول ساختن آنچه که هست و ایجاد ساختاری جدید بدون  بکارگیری خشونت،تنفر و کسب سود را نشان دهد.

ابتدا دلیل تخریب خانه ی پیرمرد را بررسی کنیم.این خانه تنها چیزی است که از بمباران نواحی انگلیس توسط  آلمانها به جا مانده است.

“در سمتی از پارکینگ اولین خانه ی مسکونی تکیه زده بود، پلاک سه،با تراس های چوبی شکسته-به معنای واقع کلمه تکیه زده بود،چرا که  موج انفجار بمب ها را تحمل کرده بود و دیوارهای کناری را ستون هایی چوبی نگه داشته بودند”صفحه ۱

در رابطه با توصیف ها،گراهام گرین جزئیاتی واضح و روشن را در توصیف خانه بعنوان نشانی از خانه های آن زمان می آورد.

“مستراح اتاقکی چوبی در پایین باغ تنگ و باریکی بود با سوراخی ستاره ای شکل در در آن”صفحه ۲

“راه پله ای دارد به قدمت دویست سال،شبیه نوشابه بازکن.بدون اینکه چیزی آن را سرپا نگه داشته باشد.”صفحه ۴

بعلاوه،در این خانه توماس”پیر خرفت”سکونت داشت.پیرمردی آزمند و حریص.

پیر خرفت که اسم واقعی اش توماس بود-زمانی ساخمان ساز و دکوراتور بوده است.او به تنهایی در آن خانه مخروبه زندگی می کند و برای خودش کار می کند:هفته ای یک بار او را میدیدی که از شهر با نان و سبزی می امد.، یک بار که پسرها در پارکینگ بازی می کنند،از روی دیوار بجه ها را دید می زند.(…)پیر خرفت به نظر می رسید برای تجملات زیاد پول خرج کند.او می توانست با قیمت مناسبی دکوراسیون خانه را تغییر دهد،اما هیچ وقت لوله کشی یاد نگرفته بود.”صفحه ۲

بعدا به این می رسیم که می توان گفت که هردوی خانه و صاحب خانه مترادف سنت،آزمندی،و نمایانگر مقاومت شدیدی در برابر تغییر هستند.

از طرفی بیاید درباره ذهن سازنده‌ای که پیشنهاد تخریب خانه‌ی پیرمرد را میدهد صحبت کنیم.تروِر”Trever”،عضو جدید گروه را گرین در همان آغاز داستان معرفی می کند به عنوان کسی که ایده های جدید و دورازانتظارش خون تازه ای به گروه تزریق می کند که گروه هنوز  توسط پسری به نام بلکی هدایت می شود.

تفاوت بزرگی بین ایده و فکر تروِر با بلکی درباره ی تخریب قابل مشاهده است.بلکی با اعمالی جزئی و بی ارزش همچون سواری های مجانی(که برای گروهی بچه،عادی به نظر می رسد)ادای رهبری و لیدر بودن را در می آورد،تروِر افکاری پخته تر دارد،تخریب را بعنوان جایگزین کردن کهنه با جدید به نمایش می گذارد که خودش قاعده ای است برای سازندگی.

“در پیشنهاد بلکی،گروه می بایست دوتا دوتا پخش و سوار اتوبوس های مختلف می شدند،تا ببینند چند سواری مفت می توانند از حواس پرتی راننده اتوبوس بگیرند(دونفری باید کار را انجام می دادند تا کسی تقلب نکند)”صفحه ۳

“تی چشمانش را بلند کرد که بسان روز آگوست خاکستری ،پریشان و کبود بود.

گفت:ما خانه را با خاک یکسان می کنیم،آن را نابود می کنیم.

رو به سوی بلکی کرد”نقشه ی بهتری داری؟”

مایک به آرامی گفت”امروز ما سواری مفت می گیریم”

تی گفت:”سواری مفت،چه کار کودکانه ای “بلکی،شما می توانید جا بزنید…”صفحه ۵

همانگونه که می بینیم،تخریب با برنامه قبلی کاملا با تخریبی مثل آنچه در جنگ جهانی دوم رخ می دهد،متفاوت است:دریایی از خون و جهانی از افسوس که هیچ وقت فراموش نمی شوند.در اینجا تخریب به منظور ساختن را کودکانی،به عنوان ناجی تغییر،پیشنهاد می دهند.که درصدد از نو ساختن خرابی‌ها و ویرانی‌هایی برمی‌آیند که بزرگسالان عاملش بوده‌اند.

بیش از هرچیز،آنچه قدیمی و کهنه،پابرجا مانده که با کاراکتر پیرمرد نشان داده می شود،تهدیدی را احساس نمی کند،و تاحدی فریب سادگی و خامی نسل جدید را میخورد که با تروِر و دوستانش به نمایش در می آید.برعکس،بچه های گروه به توجهات و محبت پیرمرد اعتماد ندارند و جانب احتیاط را رعایت می کنند.گرچه دوران کودکی به عنوان دوره ای به آن نگاه می شود که تنها سروکارش با بازی کردن و هدیه گرفتن است.اما در اینجا کودکی در حاشیه بوده و کم رنگ شده است.

برای همین وقتی که آقای توماس به بچه ها شکلات تعارف می کند.بعد از آن سامرز به این مساله با شک و تردید می نگرد که پیرمرد از اینکه کنار دیوار خانه اش توپ بازی میکنیم ناراحت است.

“سامرز گفت:بی دلیل و طمع نیست.می خواهد دیگر کنار دیوار خانه‌اش توپ بازی نکنیم.”صفحه۲

“خرابکاران” اهمیت سازماندهی مردم و نیاز به یک رهبر خوبی را اظهار می‌کند،رهبری که راهنمایی های موثری را دارا باشد و دلایل اینکه اعمال و رفتاری که صورت می‌گیرد چرا به جامعه مربوط می شوند را بیان کند.همانگونه که میبینیم در سرپرستی تروِر ،مردم برای رسیدن به هدفی مشخص باهم کار میکنند:تخریب ساختمان به منظور ایجاد مکانی جدید برای زندگی،یک خانه.

“در پشتی را به رویش باز کردند و او داخل شد.در نگاه اول حس و حال سازماندهی‌,هماهنگی را داشت،بسیار متفاوت با قبلا ها که باری به هر جهت و بیخیال بود….

“سامرز با چکش و مغار مشغول کندن تخته های کف پوش اتاق نهارخوری بود.به تازگی پنل های دَر را شکسته بود.در همان اتاق “جو” مشغول ازجا کندن پارکت ها،درآوردن تخته های نازک سقف بود. سیم‌ها از دیوارپوش خارج شده و مایک با خوشحالی روی زمین نشسته بود و آنها را قیچی میکرد.”صفحه ۷

“سامرز گفت:بهتر است تمامش کنیم،بهر حال به اندازه کافی کار کردیم.آوو نه هنوز تموم نشده.هر کسی می توانست این کارا را بکند.”این”خانه ی داغان شده‌ی‌خالی‌بود که هیچی از آن جزدیوارهایش باقی نمانده باشد!!.هنوز دیوارها می توانند حفظ شوند.نمای ساختمان مهم است.آنها می توانند داخل خانه را حتی خیلی زیباتر از قبل هم دوباره بسازند و این می تواند دوباره یک خانه بشود.”صفحه ۱۱

با اینکه جریان تخریب خانه از داخل به خارج صورت می گیرد،با این حال می بایست حتی بی اهمیت ترین  چیزی هم که گذشته را به یاد می آورد و نشانی از گذشته  داشت،بایستی نابود می شد.

“همه ی چینی هاو لیوان ها و بطری هایی که می توانید بلند کنید را بشکنید.شیر آب ها را باز نکنید فعلا نیازی به آبگرفتگی نداریم.سپس به داخل همه‌ی اتاق ها رفته و کشوها را دربیاورید.اگر قفل بودند به یکی از بقیه بچه ها بگویید قفل آن را بشکند.هر کاغذی که پیدا کردید پاره کنید و هرچه زینتی بود بشکنید.بهتر است که از آشپزخانه با خود چاقو ببرید.اتاق خواب،پشت اینجاست.بالش ها را پاره کرده و ملافه ها را تکه‌تکه کنید.”صفحه ۱۰

بسیار مهم است که به نقش پول و احساسات در تخریب هر ردپا و نشانی از گذشته توجه کنیم.درمورد پول،انداختن اسکناس در آتش،سوزاندن و تبدیل آن به خاکستر مفهومی نمادین دارد: تخریب کردن با هدف به سود اقتصادی رسیدن و برای منظور کسب منفعت مادی به هیچ جایی نمیرسد و هیچ چیزی را تغییر نمیدهد.

“روی زمین زانو زد و پولها را شمرد،کل آن هفتاد‌ تا بود.گفت:”آنها را یکی پس از دیگری و به نوبت‌ می سوزانیم”.آنها اسکناسی را بالا می گرفتند و گوشه ی بالای آن را آتش میزدند شعله به آرامی به سوی انگشتشان می آمد.خاکستر سفید آن دور سرشان شناور می شد و گرد پیری بر سرشان می پاشید.”صفحه ۹

درباره احساسات اگر بحث کنیم،تروِر خشونت را ابراز می کند اما همراه با واقعیت.وقتی که صحبت از تخریب باشد احساسات در ذهن تخریبگر جایی ندارد همانطور که در طول جنگ جهانی دوم دیدیم.

“اوگفت:”بلکی،همه ی این عشق و نفرت ها بیهوده و بی‌معناست.تنها چیزی که هست دارایی و املاک اند.”صفحه ۹

درپایان،خانه تخریب شد و ارزش های قدیمی و دارایی ها به گذشته پیوستند وآنچه که بمب ها نتوانستند نابود کنند،توسط چند نوجوان کم سن و سال تخریب شد که تنها به دنبال ساخت حقیقتی جدید بودند با دستهای خودشان و چکش و بیل و کلنگ و امیدهایشان به تغییر و تحول.

“زمانی آن خانه آنجا با منزلت و وقار ایستاده بود بین مکان های بمباران شده،مثل مردی از طبقه بالا،سپس بنگ،خرابی، وهیچ چیز باقی نماند،هیچ چیز.”صفحه ۱۶

نتیجه گیری

در خرابکاران،گراهام گرین با مهارت و توانایی بسیار،به خوبی نشان می دهد که وقتی صحبت از “تخریب” است،تنها و فقط صحبت از مرگ و رنج و معانی منفی دیگری نیست که این کلمه در خود دارد.بلکه این تخریب با کیفیت و ارزش انسانی،ساختن وقایع جدید برفراز و روی نمونه های کهنه و قدیمی را نشان می دهد.

ایبل کاسو

منبع: اکادمیا

دیدگاهی بنویسید

avatar