ایلیاد – The Iliad

نویسنده: هومر – Homer

سال نگارش: قرن هشتم پیش از میلاد

نقد حماسه ایلیاد هومر

نقد حماسه ایلیاد هومر

در ایلیاد هومر، جنگی که به تصویر کشیده می شود بسیار وحشتناک، پرخشونت و بی حاصل است. در این داستان هیچ برنده مشخصی وجود ندارد. به خاطر غرور و تصمیمات احساسی که گرفته می شود، آدم های زیادی کشته می شوند. خود آشیل هم ابتدا با امتناع از حضور در نبرد و تنها گذاشتن ارتش یونان، و سپس با عدم تشویق پاتروکل به شرکت در نبرد، باعث مرگ دوستش می شود. حتی اولین اقدام داستان که باعث بروز این جنگ می شود، یعنی دزدیده شدن هلن توسط پاریس هم اقدامی عجولانه و خودخواهانه است. در ماجراهای ایلیاد، خواست و اراده  زئوس نقش مهمی ایفا می کند. اراده  او لغزش ناپذیر است. به همین دلیل تمام اتفاقات همان طور که پیش بینی شده است رخ می دهند و کسی نمی تواند مانع شود. با این حال در جریان وقوع این اتفاقات سطحی از انعطاف پذیری دیده می شود. این انعطاف پذیری و به طبع آن، تغییراتی که به وجود می آید کاری است که خدایان سطح پایین تر انجام می دهند. اقدامات انسان های فانی هم در این فرآیند بی تاثیر نیست. ولی این تغییرات آن چنان که باید گسترده نیست. آپولو می تواند یونان را به طاعون دچار کند و آفرودیت می تواند در بعضی از مبارزه ها مانع کشته شدن پاریس شود. ولی در نهایت، یونانی ها به تروا حمله می کنند و پاریس هم می میرد. 

وقتی انسان های فانی به فکر مقابله با اراده زئوس می افتند، نتایج حتی از این هم غم انگیزتر می شود. چون آن ها فانی هستند، اقداماتی که انجام می دهند تاثیر مستقیمی بر روی همراهان و زندگی شان می گذارد. در داستان، خدایان هم بابت این که نمی توانند انسان های فانی مورد علاقه خود را نجات دهند احساس تاسف می کنند، ولی چنین تاسفی قابل مقایسه با میزان ناراحتی آشیل هنگام مرگ پاتروکل نیست. 

در ایلیاد، مرگ و مبارزه آن چنان که باید غرورآفرین به تصویر کشیده نشده است. مبارزان شجاع به شهرت، ثروت، غذا و زنان دست پیدا می کنند، جنگجویان جوان تر هم به دنبال ماجراجویی های عاشقانه هستند. ولی اگر نگاهی دقیق تر به متن بیاندازیم متوجه می شویم که هومر در داستان مرگ های زیادی را با جزئیات بالا توصیف می کند. بیش تر این مرگ ها نقش مهمی در طرح داستانی ندارند. تنها با این هدف در داستان گنجانده شده اند که به خواننده نشان دهند که هیچ مرگی را نباید مورد بی توجهی قرار داد یا دست کم گرفت. این نوع توصیف ها که ایلیاد ارائه می دهد از جنس واقع گرایی است که در فیلم هایی همچون نجات سرباز رایان (استیون اسپیلبرگ – ۱۹۹۸) می بینیم. 

بر خلافادیسه، ایلیاد عمدتا بر روی آشیل و کشمکش های درونی او برای مبارزه با اراده زئوس تمرکز می کند. با این حال در میانه کتاب، آشیل تقریبا به طور کلی محو می شود. به این ترتیب هومر فرصت پیدا می کند که جنبه های دیگر این کشمکش را هم نشان دهد و به نمایش اعمال شنیعی بپردازد که یونانی ها و تروایی ها انجام می دهند. در زمان جنگ تروا، یک قانون قهرمانی نانوشته وجود داشت که شجاع ترین مبارزها معمولا از آن پیروی می کردند. جنگجوهای شکست خورده همیشه کشته نمی شدند. گاهی اوقات زندانی می شدند یا در ازای مبلغی پول یا هدایا دوباره به وطن خود باز می گشتند. با این حال در ایلیاد، هومر نشان می دهد که در جنگ جایی برای تساهل وجود ندارد. دیومدس و ادیسه، دو جنگجوی قابل احترام یونان، مخفیانه به اردوگاه سربازان تروا حمله می کنند و بسیاری از سربازان غیرمسلح که در حال خواب هستند را از بین می برند. پاریس فرصت انجام یک نبرد جوانمردانه را نادیده می گیرد و هر وقت فرصت پیدا می کند پا به فرار می گذارد. بعد از این که پاتروکل توسط هکتور کشته می شود، آشیل با هکتور مبارزه می کند، او را زجر می دهد، می کشد و در نهایت بدن او را به شکلی توهین آمیز با خود می برد. این اقدام در آن دوران بسیار توهین آمیز بود و توهینی آشکار قلمداد می شد. 

در پایان ایلیاد، هومر در آخرین جملات خود به شکلی صلح جویانه درباره بیهودگی جنگ سخن می گوید. در صحنه ای که پریام، پادشاه تروا، به سراغ آشیل می آید و با التماس از او می خواهد که جسد هکتور را تحویل دهد (آشیل موافقت می کند و جسد را به او می دهد)، هومر نوعی رستگاری را نشان می دهد که پس از چنین جنگ وحشتناکی رخ داده است. هم آشیل و هم پریام با یک نگاه به یک دیگر متوجه می شوند که این جنگ طولانی چه دارایی های باارزشی را از آن ها گرفته است. صحنه پایانی کتاب، یک تشییع جنازه آرام و غم انگیز است که در آن، تروایی ها مشغول دفن هکتور می شوند، انسانی خوب که وحشت جنگ و اراده زئوس منجر به مرگ او شد. 

منبع: Novel Guide

۵

دیدگاهی بنویسید.

avatar