به این نقد امتیاز بدهید

هزار و یک شب

کارگردان: آدام کاپلن

نویسنده: آدام کاپلن، رابرت لوپز

موسیقی و ترانه: رابرت لوپز

بازیگران: کیتلین دانهو، پ. ج. آدزیما

ژانر: موزیکال

اولین اجرا: ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۶

نقد تئاتر هزار و یک شب

نقد تئاتر هزار و یک شب

حقیقتا نمی توان خرده ای به شهرزاد بیچاره گرفت، اگر نمی توانست آرام بگیرد و همیشه نگران بود، حق داشت. ولی گویا نمایش هزار و یک شب که به تازگی به روی صحنه آمده راه حلی برای شهرزاد پیدا کرده است: از فرصت استفاده کن.

و واقعا هم شهرزاد از فرصت استفاده کرد. آن قدر با داستان های خیالی و شگفت انگیز سر همسر خود یا همان پادشاه را گرم کرد که اصلا فرصتی برای اجرای حکم او، یعنی اعدام پیش نیامد.

حال در دنیای امروز، افرادی که سرشان به تنشان می ارزد این حماسه را دوباره به روی صحنه آورده اند. آدام کاپلن و رابرت لوپز براساس یکی از نمایش نامه های بخش کودکان شرکت “تئاتر آتلانتیک”، اقتباسی تماشایی با نام هزار و یک شب پدید آورده اند. بزرگ تر ها آقای لوپز را ممکن است به خاطر آهنگسازی، ترانه سرایی و همکاری در نوشتن نمایش نامه کتاب مورمون و خیابان کیو به یاد بیاورند، بچه ها هم حتما با انیمیشن یخ زده خاطراتی دارند (لوپز در نوشتن ترانه های این فیلم همکاری کرده بود.)

موسیقی نمایش هزار و یک شب در اصل به دوران جوانی لوپز برمی گردد. او به جز یک مورد، موسیقی متن بقیه آن ها را در ۲۳ سالگی نوشته است. حتی آن زمان هم یک استعداد حاذق بوده است. کارهای او در این نمایش شامل یک تصنیف عاشقانه، یک کار پر انرژی با حال و هوای کارائیبی، یک اثر محلی بسیار سرگرم کننده و یک قطعه بلوز بسیار گرم می شود، این مورد آخر زمانی پخش می شود که پادشاه به شکل بامزه ای تلاش می کند بفهمد آیا یک انسان خوب است یا بد (بخشی که مورد تشویق تماشاگران هم قرار گرفت). 

آقای کاپلن این نمایش ۷۰ دقیقه ای را به شکل ماهرانه ای کارگردانی کرده است. در این نمایش یک داستان وهم آلود به شکلی کاملا غیرترسناک روایت می شود: شری، یک دختر امروزی با بازی سرزنده کیتلین دانهو، با تعریف کردن ماجراهای خود برای عروسک های اسباب بازی، در قالب شخصیت شهرزاد فرو می رود. این عروسک ها حرکات جزئی از خود نشان می دهند، احتمالا از جنس همان عروسک های پشم آلودی هستند که در خیابان کیو استفاده شد. با همان عروسک های از خود راضی طرف هستیم، با این تفاوت که این بار درجه سنی عوض شده است. این نمایش هم چنین به شکلی هوشمندانه برای توضیح پیمان پادشاه برای ازدواج هر روزه و کشتن عروس ها بعد از ۲۴ ساعت (چون همسر اولش به او خیانت کرده است) از عروسک هایی استفاده می کند که توسط دست هدایت می شوند. مت اندرسن مسئول کارگردانی این عروسک هاست. 

این پادشاه، با بازی پ. ج. آدزیما که احتمالا شما را یاد نیل پاتریک هریس در سال های جوانی می اندازد، اساسا یک بچه بزرگسال است. زمانی که شهرزاد با داستان هایی همچون ماهیگیر و جن، علی بابا و ۴۰ دزد بغداد و عاشقانه های کم تر معروفی چون شاهزاده بودور و شاهزاده قمر سر او را گرم می کند، پادشاه همچون یک بچه پتوی قرمز خود را محکم در بغل می گیرد. پادشاه و شهرزاد همراه با عروسک ها و گروه جوان و فوق العاده آتلانتیک، داستان ها را به نمایش درمی آورند. تشخیص این که بین این موارد کدام یک بامزه تر است کار بسیار سختی است: جوک های بسیار زیاد قافیه دار یا اتفاقاتی که بر روی صحنه رخ می دهد، اتفاقاتی که شامل صحنه های بامزه بر زبان آوردن طلسم باز و بسته کردن در غار در داستان علی بابا می شود. 

فمینیسمی که نمایش ارائه می دهد بسیار مدرن و قرن بیست و یکمی است. شری/شهرزاد همیشه شخصیت پیروز داستان است، چه مشغول مبارزه با پادشاهی آدمکش باشد یا درگیر بحث با پدری که نسبت به تکالیف درسی او حساس است. 

لارل کاربر

منبع: نیویورک تایمز

دیدگاهی بنویسید

avatar