به این نقد امتیاز بدهید

ما چند آدم شاد – We Happy Few

سازنده: کامپالشن گیمز

ناشر: گیرباکس سافتور

سکو: مایکروسافت ویندوز، ایکس باکس وان، پلی استیشن ۴

سال: ۲۰۱۸

نقد بازی We Happy Few

نقد بازی We Happy Few

ما چند آدم شاد داستان جامعه ای است که با تکیه بر قرص های شادی‌آور اداره می شود. مردم این قرص ها را می خورند و تلاش می کنند از هر چیزی که شادی را از آن ها می گیرد دوری کنند. به همین ترتیب، بازی کردن چند آدم شاد هم تجربه لذت بخشی است. البته چند مشکل جزئی مانع بی نقص شدن بازی می شوند. خوشبختانه جهان جذاب بازی پر از اسرار تماشایی و ماموریت های دوست داشتنی است و باعث می شود این بازی جهان آزاد تیره کامپالشن گیمز ارزش تجربه و به انتها رساندن را داشته باشد. 

بازیکن در شهری به نام ولینگتن ولز قرار دارد، یک ویران شهر بریتانیایی متشکل از جزیره های مختلف که در اثر جنگ نابود شده و از هر تمدنی فاصله گرفته است. دولت به مردم فرمان داده است که «شادی» مصرف کنند، قرصی که حس رضایت و خشنودی فزاینده ای به مصرف کننده می دهد. آن هایی که «شادی» مصرف نکنند از شهر اخراج می شوند. آن هایی هم که جرئت می کنند بدون مصرف این قرص وارد شهر شوند، توسط پلیس و شهروندان تعقیب شده و مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. 

شما کنترل سه شخصیت را بر عهده دارید. هر سه شخصیت از مصرف ماده مخدر امتناع می کنند و به دنبال این هستند که از شهر خارج می شوند. ولی هر کدام بخش داستانی خاص خودشان را دارند. به لطف درخت مهارت ها و مشخصات ویژه این سه شخصیت، هر کدام احساس جداگانه ای در شما برمی انگیزند. آرتور متخصص ادغام شدن و دویدن سریع است. سالی یک شیمیدان نابغه است که می تواند ترکیبات سطح بالایی تولید کند و با کمک آن دیگر مورد سوءظن کسی قرار نگیرد. اولی آدم تندخو و عصبی است که ضربات سختی وارد می کند و به نسبت دو نفر دیگر، می تواند وسائل بیش تری با خود حمل کرده و حتی ابزارهای مکانیکی درست کند. داستان هر سه شخصیت متقاعد کننده است و وقتی داستان هایشان به پایان رسید، من کاملا دغدغه های درونیشان را باور کرده بودم. 

صحنه های مخفی کاری پرهیجان، تعقیب و گریزهای آتشین و نبردهای سخت باعث می شوند ماموریت های اصلی و جانبی سناریوهای هیجان انگیزی داشته باشند. ولی مشکل این ماموریت ها این است که در آن ها رفت و آمد زیاد دارید. بارها پیش می آید که برای پیدا کردن یک ابزار خاص مجبورید چندین کار مختلف برای شخصیت های غیرقابل بازی انجام دهید. هم چنان که در ماموریت های متنوع مجبورید ابزارهای مختلفی پیدا کرده و به مردم جزیره های مختلف کمک کنید، بازی شما را وا می دارد که مرتب بین جامعه اصلی و حومه شهر در رفت و آمد باشید. این مساله تا حدی مشکل ساز می شود. چون شما برای این که با مخالفان روبه رو نشوید باید هم از نظر ظاهری و هم از نظر ذهنی شبیه مردم اطرافتان باشید. 

وقتی اشتباه ناخودآگاهی رخ می دهد و شما وارد یک نبرد می شوید، متوجه می شوید که سیستم مبارزات اول شخص بازی بسیار ساده و لذت بخش است و تنها با تحت نظر داشتن نوار توان می توانید به دفاع و حمله بپردازید. اسلحه ها بعد از چند بار استفاده خراب می شوند. ولی من همیشه اسلحه های پشتیبان زیادی داشتم و حتی یک لحظه هم لنگ سلاح نماندم. شما می توانید اسلحه ها را ارتقا داده و قدرت حمله شان را افزایش دهید. 

اسلحه ها تنها چیزهایی نیستند که در بازی پیدا می کنید. ما چند آدم شاد پر از گنجینه های مخفی است و برای پیدا کردن آن ها باید همه جا را بگردید. در بعضی از ماموریت ها برای پیشروی بیش تر باید یک سری ابزار خاص با خود داشته باشید. چند بار پیش آمد که برای پیدا کردن یک گزینه مشخص مجبور شدم چندین ساعت در جاهای مختلف بازی بگردم. البته حین جستجو برای آن گزینه مورد نظر می توانید ماموریت های جانبی هم انجام دهید. ولی در هر صورت این جستجوها فرآیند پیشرفتتان در بازی را کند می کنند. 

مشکل پیدا نکردن منابع ضروری در بخش های داستانی دوم و سوم یک مرحله بالاتر می رود. این بار تا چند ساز و کار مشخص را بلد نباشید نمی توانید پیشروی کنید. برای مثال سالی در سراسر بخش داستانیش مجبور است به خاطر یک کار مشخص همیشه به خانه اش برگردد. اگر او را به خانه اش بازنگردانید فضای موجودیتان به تدریج پر می شود. به همین ترتیب، قند خون اولی مرتب می افتد و او باید انسولین بزند چرا که در غیر این صورت، توان او بسیار پایین می آید و اولی با عابرانی که از کنارش می گذرند درگیر می شود. این ایده ها اگرچه بامزه هستند، ولی در عمل اغلب موقعیت های ناراحت کننده ای به بار می آورند. 

این که مرتب جریان لذت بخش ماموریت ها را رها کنی و به خانه سالی برگردی به امری آزار دهنده تبدیل می شود. بخش عمده ای از وقت من صرف تلاش برای این می شد که از بازگشت های مکرر سالی و اولی جلوگیری کنم. مرتب اسلحه های خود را کنار می گذاشتم تا فضای موجودی سالی بازتر شود، یا بخش زیادی از ماموریت های اولی را با توان نصفه به پایان رساندم. آرزو می کردم سرنگی پیدا می شد که بتواند این ساز و کار محدود کننده بازی را از بین ببرد. 

ما چند آدم شاد هم چنین از مشکلات فنی هم رنج می برد. شخصیت های غیرقابل بازی در کف زمین فرو می روند یا با وجود این که در خانه شان نیستید فریاد زنان از شما می خواهند خانه را ترک کنید. چند بار پیش آمد که دشمن در میانه دعوا در زمین گیر می کرد و نمی توانست کاری بکند. هیچ وقت در بازی با باگ شدیدی مواجه نشدم که روند بازی را متوقف کند، ولی ایرادهای این چنینی باعث می شوند آن چنان که باید درگیر بازی نشوید. 

ما چند آدم شاد اگرچه از ماموریت های آزار دهنده، منابع کمیاب ولی ضروری و ایرادهای فنی هرازچندگاهی رنج می برد، ولی در مجموع یک بازی ماجرایی لذت بخش است که یک فضای وهم آور را با یک داستان جذاب ترکیب کرده و به نتیجه جالبی رسیده است. 

برایان شی

منبع: Game Informer

***

پیش نمایش بازی ما چند آدم شاد

دیدگاهی بنویسید

avatar