۵ (۱۰۰%) ۱ vote

رستگاری سرخپوست مرده ۲ – Red Dead Redemption 2

سازنده: راک استار استودیوز

ناشر: راک استار گیمز

سکو: پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان

سال: ۲۰۱۸

نقد بازی Red Dead Redemption 2

نقد بازی Red Dead Redemption 2

اگر کسی که به سراغ رستگاری سرخپوست مرده ۲ می آید انتظار دارد همان بازی جی‌تی‌ای را این بار با اسب و در غرب وحشی ببیند، احتمالا مبهوت این درام تاریخی وسترن آرام و شخصیت محور می شود. بازی که در آن شما ۶۰ درصد زمان بازی تان را صرف اسب سواری در آمریکای وسترن می کنید. البته اکشن هم زیاد پیش رویتان قرار می گیرد. از تیراندازی گرفته تا سرقت قطار و فرارهای هیجان انگیز بر روی اسب. ولی این لحظه های هیجان انگیز تنها پاساژهایی برای تنوع در بازی هستند که اساس خود را بر روی در جایی بودن، شکار کردن، ماهیگیری و مکالمه های طولانی در مسافرت ها و اطراف اردوگاه ها گذاشته است. راک استار گیمز (خالقان جی‌تی‌ای و یکی از موفق ترین ناشران بازی در دنیا) با نوعی وسواس افراطی دیوانه وار هفت سال وقت و صدها میلیون دلار صرف بازی کرده است که شبیه یک نمونه از سریال ددوود در دنیای بازی به نظر می رسد. 

بازی داستان (یا در واقع باید گفت مجموعه ای از داستان) زوال یک سبک زندگی است. یک گروه کوچک قانون شکن نهایت تلاش خود را می کنند تا از پیشرفت آمریکای مدرن پیش بگیرند. آن ها هم چنین در طول این مسیر باید با مجموعه ای از دشمنان و قانون داران مقابله کنند. آرتور مورگن، شخصیت اصلی بازی، یکی از یکی از اعضای خرده پا این گروه است که از دوچ وندر لیند اطاعت می کند. وندر لیند یک قانون شکن وسترن کلاسیک است که خودش را بیش تر یک مبارز آزادی می بیند تا یک جنایتکار. بازی در طول داستان خود شامل بخش های فرعی همچون فریبکاری، مبارزه با ایالت های جنوبی و گروه های رقیب می شود و به اتفاقات مهم آن مقطع آمریکا مثل نژاد پرستی و حق رای زنان می پردازد. ولی محور اصلی داستان بر روی گروه وندر لیند و ارتباط بین اعضا آن پیش می رود. 

این شخصیت ها به لطف فناوری که ظاهر و حرکات آن ها را واقعی نشان می دهد، کاملا طبیعی به نظر می رسند. بازی بازیگران فوق العاده است و داستان هم با تکیه بر نقاط ضعف و مشکلات شخصیت ها پیش می می رود. وقتی با آن ها به ماموریت هایی چون دزدی، زورگیری و جرائم دیگر می روید، این شخصیت ها به لطف خاطرات و نظرات شخصی که بیان می کنند برای شما به آدم های ملموس و قابل باوری تبدیل می شوند. حیات بازی حول اردوگاه می چرخد. بازیکن بین سرقت ها، شکارها و مواجهه با ماموران قانون به اردوگاه بر می گردد تا غذایی بخورد، استراحتی بکند، موجودی خود را مرتب کند و با دیگر اعضا صحبتی داشته باشد. 

اگر چشم اندازهای رستگاری سرخپوست مرده ۲ این قدر خیره کننده نبود، شاید اصرار سازندگان بازی به این که شما نظاره گر این منظره ها شوید باعث خستگی تان می شد. ولی غرب وحشی که راک استار به تصویر کشیده حیرت انگیز است. جهان بازی ترکیب فشرده ای از چشم اندازهای واقعی آمریکا است: کوهستان های سرد، دشت های لم یزرع که تا کیلومترها ادامه دارند، صبح های مه آلود و مرطوب کنار رودخانه ای کوچک در ایالت خیالی لموین. در شهرهای بازی (مثل شهر تیره و تماشایی سنت دنیس که روند سریع مدرن شدنش ما را به یاد شهر نیواورلئانز در آن مقطع تاریخی می اندازد)، می توانید با هر کسی که در خیابان ها می بینید صحبت کنید. البته واکنش آن ها تفاوت دارد. گاهی پاسخ تندی داده و گاهی مودبانه سری تکان می دهند. اسب های بازی به شکل ترسناکی کاملا زنده به نظر می رسند. این موجودات باوقار وقتی چهار نعل می روید عرق می کنند و خر خر می کنند و شب ها که صدای گرگ به گوش می رسد، شیهه می کشند. 

جزئیات وسواس گونه بازی (و تلاش سازندگان برای غرق کردن مخاطب در این دنیا) ما را به یاد سه گانه مرز (تمام اسب های زیبا، گذرگاه و شهرهای جلگه) از کورمک مک کارتی، نویسنده آمریکایی می اندازد. کتاب هایی با آن جمله های طولانی بدون علائم سجاوندی که مک کارتی با کمک آن ها چندین صفحه به توصیف یک منظره می پرداخت و در پایان متوجه می شدی که تمامش را یک نفس خوانده ای. راک استار برای نمایش نسخه خود از غرب وحشی، به منابع سینمایی و ادبی زیادی رجوع کرده است. ولی چیزی که در بازی می بینیم اصالت دارد و در مقایسه با فیلم هایی که بیش تر برای صحنه های سرقت و تیراندازی برنامه ریزی می کنند، عاطفه و اخلاق گرایی کم تری دارند. یک فیلم سینمایی نمی تواند مانند بازی رستگاری سرخپوست مرده ۲ شما را تک و تنها وارد یک سفر کند و در طول این سفر مجبورتان کند که ده ساعت در محیط اطراف غرق شوید. شما پوست حیوانات را می کنید، اسلحه ها را تمیز می کنید، حمام می روید. تمام این جزئیات برای این هستند که شما غرق در دنیای بازی شوید و این تجربه را واقعا زندگی کنید. 

جهان بازی نه تنها بسیار زیباست، بلکه چنان عظیم است که شما اغلب اوقات خود را در ماجراهای غیرقابل انتظاری می بینید. این یک بازی کامپیوتری معمولی با هدف های معمولی چون جمع کردن چیزهای مختلف و آدم کشتن نیست. در جایی از بازی عازم یک سفر برای شکار یک قوچ با ارزش بودم، سر راه خود متوجه شدم که یک سرقت قطار در جریان است. در سرقت مداخله کردم و در نهایت قطار را به ایستگاه بعدی رساندم. بعد از آن وارد یک میخانه شدم، ورق بازی کردم و کار به دعوا کشید. ماموران قانون وارد شدند. من از دست آن ها چندین کیلومتر فرار کردم و سر از جایی درآوردم که تا آن موقع ندیده بودم. همان جا کنار راه آهن چادر زدم و کمی گوشت بز درست کردم. صبح روز بعد با گروهی از جنایتکاران بدترکیب مواجه شدم که کنار آتش در نزدیکی دهانه یک غار نشسته بودند. معلوم شد این غار پناهگاه مخفی گروه گنگستری بزرگی است که آن ها هم عضوی از آن هستند. به زحمت از تیراندازی که شکل گرفت جان سالم به در بردم. ولی فرصت نکردم بین وسائل اجساد جستجو کنم چون مامورهای شهر قبلی تا این جا ردم را گرفته بودند و به سراغم آمدند. این تنها دو ساعت از زمانی بود که در بازی سپری کردم و گیم پلی رستگاری سرخپوست مرده ۲ بیش از ۱۰۰ ساعت است. با جهانی عمیقا عظیم طرف هستیم. 

بدون تردید با یک بازی تاریخی طرف هستیم. رستگاری سرخپوست مرده ۲ بازی های جهان آزادی که تلاش می کنند به شبیه سازی زندگی بپردازند را وارد مرزهای تازه ای می کند. ولی جدا از آن، جهان بازی به محل نمایش شخصیت هایی تبدیل شده که به طور عجیبی غم انگیز هستند و عجله ای برای نمایش خود ندارند. به جز چند مورد، بسیاری از داستان هایی که نویسندگان راک استار درباره این گروه قانون شکن نوشته اند بسیار تماشایی و دارای پیچش های لذت بخش هستند. بسیاری از ماموریت های انفرادی و بخش های بازی بخشی از یک داستان بزرگ تر هیجان انگیز و پیچیده هستند. بسیاری از داستان هایی که خودتان در دنیای بازی کشف می کنید کاملا گیرا هستند. حدود ۲۰۰۰ نفر به سختی تلاش کرده اند تا این بازی در اختیار ما قرار بگیرد. تک تکشان باید به کار خودشان افتخار کنند. 

کزا مک‌دونالد 

منبع: The Guardian

***

پیش نمایش بازی رستگاری سرخپوست مرده ۲

دیدگاهی بنویسید

avatar