به این نقد امتیاز بدهید

تاثیر فراگیر: آندرومدا – Mass Effect: Andromeda
سازنده: بایوور
ناشر: الکترونیک آرتس
سکو: مایکروسافت ویندوز، ایکس باکس وان، پلی استیشن ۴
سبک: اکشن نقش آفرینی
سال انتشار: ۲۰۱۷

نقد بازی Mass Effect: Andromeda

نقد بازی Mass Effect: Andromeda

در فضایی بیکران، سیاره ای که پیش تر سبز بوده تماما سیاه شده و در حال سوختن است. با هر بار چرخش خورشید، اتمسفر آن بیش از پیش از بین می رود. ساکنین آن به دردسر افتاده اند. آن ها در قالب ملت هایی جدا نگران آینده خود هستند. بعضی از آن ها زیر دست حاکمی مستبد با پوستی نارنجی رنگ زندگی می کنند، بعضی دیگر هم تحت کنترل یک شاه بانوی یخی مغرور هستند. وضعیت متزلزل این ملت ها، بی ثبات تر از همیشه شده است. بر روی چنین سیاره ای است که داستان قسمت  تازه ای از مجموعه بازی های تاثیر فراگیر آغاز می شود. 

با فرمانده شپرد، قهرمان جذاب سه گانه قبلی، در پایان قسمت سوم و با آن پایان بحث برانگیز خداحافظی کردیم. در آندرومدا یک قهرمان تازه وارد میدان شده است. این قهرمان تازه مسیریابی به نام رایدر است. او وظیفه دارد که به ماورای کهکشان راه شیری سفر کند و دنیای مناسبی برای زندگی انسان ها و نژاد های دیگر پیدا کند. او ششصد سال در حالت منجمد شده قرار داشته است. رایدر متوجه می شود خواهر دوقلویی دارد که طی این مدت در وضعیت پایدار قرار داشته و داستان را وارد ماجراهای تازه ای کرده است. 

همچون همیشه، بازی کننده در ابتدای هر مرحله باید چند همراه برای خود انتخاب کند. اکثر نژادهای سه گانه اصلی این جا هم حضور دارند. از کروگان های مرگبار گرفته تا آساری های آبی رنگ و تورین های نفوذ ناپذیر. در عین حال، هم در قالب دوست و هم در قالب دشمن، تعدادی گونه تازه هم وارد داستان شده اند. 

در این قسمت هم تهدیدهای آنی نژاد کت کاملا ملموس است. کت ها دسته ای از موجودات جان فشان، بی رحم، کریه با پوستی سنگی بودند که بر روی زندانیان جنگی خود آزمایش های خطرناکی انجام می دادند. نژاد رمننت در مونولیت های باستانی خود، راه حل دستیابی به یک محل قابل سکونت را نگهداری می کنند. این محل، یک مجموعه سیاره است که زمانی به آن ها لقب «جهان های طلایی» داده بودند. مسیریاب داستان آندرومدا، باید این زیستگاه ها را پیدا کند، و آن ها را به مکانی مطمئن برای تمام گونه ها تبدیل کند. 

سیاره های قابل کاوش از نظر طراحی دارای تنوع گسترده ای هستند. استودیوی بایوور یک بار دیگر استعداد خود را در خلق مکان هایی عجیب اما قابل باور به رخ می کشد. از بیابان های لم یزرع ائوس گرفته تا زمین های پوشیده از برف و یخ ولد. قارچ های درخشنده، چشمه های دارای نیروی جاذبه و مدارهای الکتریکی سیاره هاوارل از جمله مکان های مورد علاقه من بود، و البته از سیاره آنگارانس با آن موجودات عظیم الجثه که در آسمان ها به پرواز در می آمدند هم نمی توان گذشت. 

فیلم نیرو برمی خیزد، به منظور آشنا کردن مخاطبان تازه با مجموعه جنگ ستارگان سعی می کرد عناصر  آشنای قدیمی را هم در داستان خود لحاظ کند. آندورمدا هم مانند این فیلم، گهگاهی نقبی به سه گانه قبلی می زند. همچون ماکو، وسیله نقلیه سیاره نوردی که در قسمت های قبلی مورد استفاده قهرمانان قرار می گرفت، این جا هم با وسیله مشابهی به نام نماد طرف هستیم. نماد می تواند سطوح سیاره ها را اسکن کند و به استخراج نیکل، مس و همان ماده آشنای بسیار باارزش، یعنی عنصر صفر بپردازد. 

همچون قسمت های قبل، این بار هم مدیریت منابع یکی  از بخش های کلیدی بازی است.  در کنار این ها، می توانید اسلحه ها و مهمات خود را تجهیز  کرده و به بروزرسانی نماد بپردازید. در مقایسه با قبل، اسکن کردن سیاره ها مختصرتر شده است. شخصا جنبه نسبتا پیچیده معدن کاوی تاثیر فراگیر ۲ را کلا فراموش کرده ام.

شرکت الکترونیک آرتس یک هفته زودتر از عرضه رسمی بازی، ده ساعت اولیه آن را منتشر کرد. همین مساله باعث بروز تناقض ها و تضادهای زیادی شده است. بدون شک عدم هماهنگی بین صدا و حرکات لب شخصیت ها یکی از مشکلات جدی بازی است، اما از نظر من آندرومدا مستحق دریافت چنین فضای منفی و چنین انتقادهایی نیست. گاهی اوقات بروز یک سری اتفاقات جزئی باعث می شد دشمنان یا هم تیمی ها رفتارهای نامتعارفی از خود نشان بدهند، اما در بازی که من به انتها رساندم، هیچ گاه اتفاق محیرالعقول یا ایراد خیلی عظیمی مشاهده نشد. 

بخش خلق شخصیت بسیار کارآمد است. البته اعتراف می کنم گاهی اوقات، رایدری که طراحی می کردم شباهت زیادی به دیگو کوستا، بازیکن تیم فوتبال چلسی پیدا می کرد! عده ای معتقدند موتور بازی سازی فراست بایتکه از آن در ساخت بازی بتلفیلد ۱ استفاده شده است، در نمایش لبه های تیز ضعیف عمل می کند و توانایی نرم کردن آن ها را ندارد. اما به لطف همین موتور، لحظات زیادی در آندرومدا هست که شما اسلحه خود را پایین می گیرید و ناخودآگاه به چشم اندازهای غیرمعمول و تماشایی روبرویتان خیره می شوید. 

صحنه های مبارزه آندرومدا عالی هستند. با مبارزه هایی جان دار و لذت بخش طرف هستیم. قدرت های بیوتیکی قسمت های قبلی، این بار بهتر از همیشه بازگشته اند. بسته به نوع توانایی ها و افرادی که انتخاب می کنید، روش های مبارزاتی مختلفی در اختیار دارید. از مبارزات مخفیانه گرفته تا نبردهای رودرو.

جدا از صحنه های نبرد، بخش های احساسی بازی هم همچون همیشه عالی هستند. انتخاب هایی که در میانه دیالوگ ها در اختیار شما قرار داده می شود شاید چندان رضایت بخش نباشد، ولی هم چنان با میزان قابل توجهی  از انتخاب و تنوع مواجه هستیم. شما مثل همیشه این فرصت را دارید که با یکی از اعضای خدمه خود وارد یک رابطه عاشقانه شوید. خط داستانی آندرومدا آن غنای داستانی سه قسمت اصلی را ندارد، ولی باز هم درگیر کننده است. داستان این بازی همان مضمون همیشگی علم در برابر مذهب و طبیعت است. 

تمام این تعامل ها در دل یک جهان متقاعد کننده رخ می دهد. این جهان مملو از ماموریت های مختلف است. این ماموریت ها گستردگی زیادی دارند. ممکن است در دل یک سیاره انجام شوند، یا شاید برای به پایان رساندن برخی دیگر مجبور شوید یک کهکشان را رد کنید. این بازی در مقایسه با قسمت های قبلی، بر روی جهان آزاد توجه بیش تری معطوف کرده است، همین مساله باعث شده دسترسی تان به قسمت های مختلف دنیای بازی، بیش تر از قبل باشد. این ویژگی باعث شده بازی طبیعی تر به نظر برسد. از طرفی همین مساله باعث کند شدن روند بازی می شود. این مسافرت های طولانی ممکن است منجر به خستگی شما شود. 

آندرومدا قطعا با چند مشکل جدی مواجه است. اما شخصا معتقدم این بازی یک عنوان لذت بخش است که عمق و غنای بسیار خوبی دارد. این مساله مخصوصا در بخش چند نفره بیش تر به چشم می آید. این بخش چیزی کم از نسخه های فوق العاده قبلی خود ندارد. نسخه تازه تاثیر فراگیر شبیه کاوش گری است که الکترونیک آرتس با هدف تحقیق و بررسی در مورد این بازار به شدت رقابتی، عرضه کرده است. به همین دلیل در مقایسه با عناوین دیگری که در طول سال عرضه شده اند، این عنوان کاستی های زیادی دارد. اما برای آن دسته از طرفداران دو آتشه این سری که عاشق سروکله زدن با نژاد های مختلف بازی و دنیای عظیم آن هستند، آندرومدا قطعا عنوان رضایت بخشی خواهد بود. 

سم گیل

منبع: Independent

دیدگاهی بنویسید

avatar