خدای جنگ – God of War

سازنده: استودیو سنتا مونیکا

ناشر: سونی

کارگردان: کوری بارلوگ – Cory Barlog

سکو: پلی استیشن ۴

سال انتشار: ۲۰۱۸

نقد بازی God of War

نقد بازی God of War

کریتوس، این قهرمان رام نشده نیمه خدای گونه که بیش تر از یک دهه است که به موفق ترین قهرمان پلی استیشن تبدیل شده است، کارهای زیادی را می تواند به صورت طبیعی انجام دهد. او می تواند تیغه های خود را به حرکت درآورد و تنها با چند حرکت یه لشکر را از بین ببرد. می تواند از کوه به ظاهر نفوذ ناپذیر المپ بالا برود و بی شمار کشته از خود به جای بگذارد. می تواند هیولایی با اندازه ای ده برابر بزرگ تر از خودش را رام کند. 

ولی حال که بعد از وقفه ای پنج ساله، کریتوس را در خدای جنگ، آخرین عنوان این مجموعه می بینیم، به نظر می آید چیزی سرجای خودش نیست. دیگر خبری از آن خشم انتقام جویانه ای نیست که به محرک اصلی این قهرمان تبدیل شده بود. ولی در این قسمت هم همچون قسمت های قبلی با قهرمانی طرف هستیم که با نوعی کشمکش درونی دست و پنجه نرم می کند. این مساله در همان بخش ابتدایی بازی مشخص می شود. زمانی که آترئوس، پسر کم سن و سال هنگام یادگیری شکار توسط کریتوس، از شکار یک گوزن ناکام می ماند. کریتوس عصبانی می شود، رگه هایی از خشم اسپارتانی آشنای او آشکار می شود، خشمی که البته بلافاصله محو می گردد. 

چنین صحنه هایی هستند که لحن جدیدترین قسمت خدای جنگ را آشکار می کنند. بازی بر دغدغه های درونی کریتوس تمرکز می کند، او می خواهد بداند انسان بودن چه تعریفی دارد. تقریبا یک ساعت اول گیم پلی بازی درباره ارتباط بین کریتوس و پسرش، و نحوه تاثیر این ارتباط بر سفری که در پیش دارند، چیزهای زیادی در اختیار مخاطب قرار می دهد. حرف هایی که کریتوس به پسرش می زند، نحوه بیان این حرف ها و واکنش او به کارهای پسرش (نگاه کردن یا نکردن)، به خوبی سطح پویایی بین این دو شخصیت را نشان می دهد. بازیکن بلافاصله متوجه می شود که پدر بودن برای شخصی مثل کریتوس، تجربه غریبی است. او می خواهد از پسرش در برابر خطرات دنیا محافظت کند، ولی مطمئن نیست به چه ترتیبی این کار را انجام دهد. 

این یک تغییر شخصیتی قابل توجه از کریتوس در چند سال گذشته است. آن هم کریتوسی که خشم و رنجش درونی اش را پیوسته سیراب می کرد تا انگیزه لازم برای انتقام گیری از هادس که در قتل خانواده اش نقش داشت را داشته باشد. در خدای جنگ جدید، کریتوس یک فرصت دیگر برای پدر شدن به دست آورده است. سنگینی بار این مسئولیت بر روی دوش کریتوس به وضوح احساس می شود، هرچند او تلاش می کند چنین چیزی را انکار کند. 

کوری بارلوگ، کارگردان خدای جنگ در این باره گفته است: «کریتوس می داند که از نظر روحی درهم شکسته است. این بچه ابزاری است که به واسطه آن می تواند اوضاع خود را بهبود بخشد.» 

تا پیش از این قسمت، خدای جنگ داستانی پر از خون و خونریزی درباره انتقام، با الهام از اسطوره های یونان بود. حال در تازه ترین قسمت، با مفاهیمی همچون خانواده و تجربه انسان بودن طرف هستیم. کریتوسی که در خدای جنگ تازه با آن آشنا می شویم یک تغییر مهم را از سر گذرانده است. ولی هنوز راه طولانی در پیش دارد. داستان از جایی شروع می شود که کریتوس اوقات زیادی را به تنهایی سپری کرده و تلاش کرده که شیاطین درونش را مهار کند، ولی همیشه شکست خورده است. 

درست است، قسمت تازه خدای جنگ با احساس متفاوتی همراه است و داستان محورتر از تمام قسمت های قبلی است. ولی طرفداران قدیمی بازی نگران نباشند. قسمت تازه هم مملو از نبردهای خون بار و دشمنان وحشی است. کریتوس این بار به جای تیغه های معروف خود، از یک تبرزین جادویی برای مقابله با دشمنان استفاده می کند. کریتوس این بار در جهان پوشیده از برفی به سر می برد که توسط اساطیر اسکاندیناوی کنترل می شود. اساطیری که هم زیبا هستند و هم خطرناک و ناآشنا. تک تک عناصر بازی دارای جزئیاتی زنده و دقیق هستند. از پیچ و تاب رشته موهای گوزن گرفته تا انعکاس نور خورشید در گودال های آب و علائم روی پوست کریتوس. 

اگرچه بازی از نظر داستان و مکان زمان وارد مسیر تازه ای شده است، ولی بازیکنان خیلی سریع با عناصر آشنای بازی خو می گیرند. در اوایل بازی، کریتوس باید با غول عظیم الجثه ای دست و پنجه نرم کند که با یک تیر چوبی بزرگ به او حمله کرده است. برای شکست این موجود، باید هم الگوی حمله او را یاد بگیرید و هم به موقع جاخالی بدهید و حمله کنید. آترئوس هم به کمک شما می آید. او با کمان خود به موجود تیراندازی می کند و حواس او را پرت می کند. همین باعث می شود که فرصتی برای حمله یا فرار داشته باشید. بازیکن متوجه می شود که با پیشرفت بازی، توانایی های آترئوس هم تکامل می یابد. بعدا حتی می توانید مهارت های او را ارتقا دهید. 

نحوه کنترل بازی راحت است. کریتوس دو دسته حمله قوی و ضعیف دارد. با ترکیب کردن این حملات می توانید چندضرب های زیبا و کاری را اعمال کنید. حملات قوی کندتر هستند ولی قدرت بیش تری دارند. حملات ضعیف به شکل سریع تری انجام می شوند و برای مواقعی ایده آل هستند که فرصت زمانی کمی دارید. سازوکار مبارزات بازی درست مانند قسمت های پیشین نرم و روان است. من تنها با یک حرکت تبر کریتوس موفق شدم تعدادی از دشمنان ریزنقش کریتوس را از پای دربیاورم. بعضی از دشمنان در برابر سلاح های شما نفوذناپذیر هستند، به همین دلیل بهتر است برای از بین بردن آن ها از مشت های خود استفاده کنید. البته به خاطر این کارتان پاداش هم می گیرید. مبارزه با مشت یا تیراندازی با کمان به تدریج باعث پر شدن نوار مدهوشی (Stun) شما می شود. با پر شدن این نوار می توانید یک ضربه تمام کننده بسیار مرگ بار را اعمال کنید. 

بازی دارای سبک های مبارزاتی مختلفی است. اولین غولی که با آن مواجه شدم حملات کند ولی قدرتمندی داشت و به راحتی می شد به قسمت های مختلف بدنش حمله کرد. ولی دشمنان دیگری هستند که با حرکات سریع سعی می کنند کریتوس را گیج کنند. خدای جنگ همیشه به شکل جالبی از محیط داخل بازی استفاده می کند، قسمت تازه هم از این قاعده مستثنی نیست. در یکی از مبارزاتی که تجربه کردم، کریتوس و دشمنش با درختان، موانع و هر چیز دیگری که بر سر راهشان قرار می گرفت به یک دیگر حمله می کردند. حتی تماشای این صحنه ها هم به اندازه بازی کردنشان هیجان انگیز است. 

بارلوگ گفته است که هدف این بازی این است که تصور تمام اشخاص از کریتوس و به طور کلی خدای جنگ را تغییر دهد. ولی نکته مهم این است که سازندگان بازی برای خلق سیر دگردیسی شخصیت کریتوس از منبع الهامی استفاده کرده اند که پیچیده تر از داستان های خیالی است: زندگی واقعی. به نظر می آید بخش مهمی از بازی با نگاه سازندگان بازی به شخصیت خودشان شکل گرفته است. 

لیسا ایدیچیکو

منبع: Time

***

پیش نمایش بازی خدای جنگ:

۵

دیدگاهی بنویسید.

avatar